چطور بدون احساس گناه ” نه ” بگوییم؟

با گذشت زمان که بزرگ تر میشیم ،لذت ” نه ” گفتن رو از دست می دیم و ” نه ” گفتن تبدیل به چیزی می شه که به خاطرش احساس گناه می کنیم.دلمون نمی خواد کسی رو برنجانیم و ناراحت کنیم پس با کسائی ملاقات می کنیم که دوست نداریم ، داوطلب انجام کاری میشیم با اینکه فرصتش رو نداریم ، مسئولیت چیزی رو قبول می کنیم که نباید و در آخر بقیه رو به قیمت احترام نگذاشتن به خودمون راضی و خوشحال می کنیم.

چیزی که به اون ” قدرت نه گفتن “ می بگیم حتما به این معنی نیس که مستقیما به بقیه ” نه ” بگیم بلکه این مهمه که عادت کنیم چیزایی رو که واسه مون مهم نیس و ارزشی نداره به حال خودش رها کنیم.اینجا به پنج روش واسه اینکه بتونین مالک ” نه ” تون باشین و به احساسات ناخوشایندتان پیروز شدین می پردازیم :

۱. بفهمین که واقعا به چیزی ” بله ” میگین

طبق قانون عکس العمل ، بیشتر جاهایی که ” نه ” می گین واقعا به چیزایی که به نفع شماس ” بله ” می گین. وقتی پیشنهاد انجام کاری رو رد می کنین ، به چیزای دیگری ” بله ” می گین : داشتن وقت بیشتر واسه نوشتن ، بیشتر با بچه ها بودن ، تعادل بهتر میان کار و زندگی ، …اگه به این حقیقت برسین بیشتر احساس راحتی می کنین و ” نه ” گفتن تون تقویت می شه.

۲. بفهمین که ” قضاوت ” با ” درک و تشخیص ” فرق داره

اگه حس می کنین که با ” نه ” گفتن آدم بدی میشین ( مخصوصا اگه در مورد کسی باشه که به شما احترام نمی ذاره) پس فرق “قضاوت کردن ” و ” تشخیص دادن ” رو ابدا نمی دونین. قضاوت ، دیگرمحوره ؛ بعبارتی دیگه این رو میرسونه که چیزی در مورد شخص دیگری غلطه.اما درک و تشخیص ، خود محوره ؛ وقتی می گین ” دیگه این رو در زندگیم نمی خوام ” محورش خودتون و واقعیت خودتونه.

۳. در مقابل نیاز به توجیه و تفسیر و دفاع ایستادگی کنین

باورکنید که در گفتن ” نه ” نیرویی جادویی نهفتهه ، با ” نه ” گفتن به دنیا اعلام می کنیم که مالک چیزی که واسه مون مهمه هستیم و میتونیم از اون دفاع کنیم حتی اگه ناخوشایند باشه. هرچند با توجیه و دفاع کردن و بهونه آوردن از قدرت ” نه ” مون کم می شه اما ممکنه کمی بیشتر احساس راحتی کنیم و این پیام رو در خود داره که نسبت به حد و مرزهایی که واسه مون گذاشته شده احساس بد و ناخوشایندی داریم.اگه کسی از شما واسه ” نه ” گفتن تون توضیح خواست ، تلاش کنین این جمله رو نگید که : ” نه ، چون ….” ؛ تموم اون چیزی که نیاز دارین همین جمله س : ” نه ، متشکرم ” .

۴. یادتون باشه که ضعف در ” نه ” گفتن ، ناراحتی و ناخشنودی در بر داره

وقتی واقعا دل مون می خواد ” نه ” بگیم ولی ” بله” می بگیم ، خودمون و دیگری رو در برابر نارضایتی و آزردگی قرار می دیم.شاید موافقت کردن با چیزی که دلمون نمی خواد در همون لحظه حس خوب و خوشی داشته باشه و دلیلش اینه که بیشتر نمی دونیم یه ناراحتی زهرآگین چیجوری می تونه به فرد احساس پوچی بده.وقتی این حس بد شروع شد ، ناراحتی و ناراحتی عمیق تر و شدیدتر می شه تا وقتی که تبدیل به آتشفشون شه.پس خیلی به نفع خودمون و دیگرونه پیش ازآن که خود و بقیه رو قربونی خشم و نارضایتی کنیم ، حد و حدودمان رو تعیین کنیم.

۵. از خودتون سوال کنین ، ” به چه دلیل من ذهنیتی ترسو دارم ؟ “

معمولا وقتی از ” نه ” گفتن هول و هراس داریم دلیلش اینه که عواقب خوبی به دنبال نداشته باشه.این ترس تنها تائیدی بر یه باور وراثتیه .ما در دنیای بزرگ و شلوغی زندگی می کنیم ،اگه چیزایی که در برابرتانه دیگه به دردتوننمی خوره و در حد شما نیس باید بتونین رهاش کنین تا چیزایی که می خواین و به نفع تونه در مسیرتون قرار بگیره.