، گوشه گیری، ضعف کفایت اجتماعی، مشکلات بهداشتی و تحصیلی اشاره کرد (گاتمن، 1993).
وجود روابط صمیمانه در بین زوجین از اهمیت خاصی برخوردار است. همچنین روابط صمیمانه بر بهزیستی فیزیکی، روانشناختی و بر توانایی زن و شوهر در جهت عملکرد موثر در زمینه‌های مختلف فردی، خانوادگی و شغلی موثر است. ایجاد و ابقاء رابطه صمیمانه به وسیله پیوندهای هیجانی خاصی تقویت می‌شود. همچنانکه روابط سالم در زندگی منافع و پیامدهای مثبتی را در بر دارد، روابط ناراضی کننده سلامت جسمانی و روانشناختی افراد را به خطر می‌اندازد و زمینه را برای مشاجره فراهم می سازد. داشتن رابطه صمیمانه و دلبستگی عاطفی با افراد نزدیک زندگی چون والدین، همسر و فرزندان یکی از مهمترین نیازهای بشری است(بارثولومو و هورویتز7،1991).
خیلی از افراد تصور می کنند که صحبت از صمیمیت یعنی همان رابطه زناشویی داغ و آتشین است یا نوعی از رابطه جنسی. البته طبیعی است که وقتی سر صحبت با زن و مردی باز بشود، اولین چیزی که به ذهن شان می رسد همین مسئله است. به زبان دیگر یک تعریف قوی تر از صمیمیت را می شود رابطه ای فراتر از لذت جسمی دانست, چیزی که با روح، قلب و معنویت انسان سرو کار دارد و مشترکا” و با هم عمل می کنند. در حقیقت شخصا” به عقیده من تجربه فیزیکی را می توان در برگیرنده کل چیزهایی دانست که صمیمیت را بین دو نفر به اوج می رساند. ماهیت این رابطه نشان می دهد که زن و شوهر همان طوری که اتفاقات اتاق خواب را چگونه تعریف می کنند می توانند کیفیت رابطه شان در مسایل جاری زندگی بیرون از دیوارهای اتاق خواب را توجیه بکنند” ( به نقل از اتیکسون8، 1997).
باید اذعان کرد که مفهوم صمیمیت نزد اکثریت افرادی که رابطه گذرایی را تجربه کرده اند خیلی ساده تر تلقی می شود تا کسانی یک رابطه طولانی مدت عاشقانه داشته اند. به هر صورت این برداشت در فکر خیلی ها وجود دارد که صمیمیت را برآورده کردن نیاز جنسی می دانند. بدون شک همین برداشت غلط است که می تواند دلیل بسیاری از روابط ناموفق، زوج های ناراضی و نرخ بالای طلاق در نسل ما را توجیه کند. کسی که یک رابطه عاشقانه واقعی را تجربه کرده بینش درستی هم در باره صمیمیت دارد. صمیمیت یعنی فرد بتواند نیاز همسرش را نیاز خود بداند. وقتی دو انسان واقعا همدیگر را دوست دارند و رابطه رمانتیک و صمیمی با هم دارند از عشق نه در دقیقه ها بلکه در ساعت ها لذت می برند. صمیمیت تجربه نیست. یک نگرش است که کیفیت رابطه دو اسنان را در گذر زمان و خصوصاً در لحظه های جادویی عشق ورزی توجیه و تعریف می کند(بوچارد، لوسیر و سابورین91999، ).
صمیمیت به عنوان توانایی ارتباط با دیگران با حفظ فردیت تعریف می شود. اینگونه تعاریف مبتنی بر خویشتن حاکی از آن است که فرد به درجه ای از رشد فردی دست یابد تا بتواند با دیگران رابطه صمیمانه برقرار کند. صمیمیت را می توان به عنوان توانایی شناخت خود در حضور دیگران دانست که خودآگاهی و رشد هویت، برای ظرفیت قابلیت شخص در جهت صمیمیت، بسیار ضروری است. مفهوم پردازی رایج از صمیمیت، سطح نزدیکی به همسر، به اشتراک گذاری ارزش ها و ایده ها، فعالیت های مشترک، روابط جنسی، شناخت از یکدیگر و رفتار های عاطفی نظیر نوازش کردن است. فردی که میزان صمیمیت بالاتری را تجربه می کند قادر است خود را به شیوه مطلوب تری در روابط عرضه کند و نیازهای خود را به شکل موثرتری به شریک و همسر خود ابرازکند (اسلامی و بهرامی، 1385).
این اعتقاد وجود دارد که همه انسانها یک نیاز پایه و اساسی به برقراری روابط صمیمانه دارند. صمیمیت یک نیاز روانشناختی اولیه و اصلی درنظر گرفته می شود(مان و باردر10، 2008). برای دست یافتن به این نیاز و رشد صمیمیت، ازدواج یک فرصت منحصر به فرد در اختیار میگذارد که فراتر از روابط صمیمانه با دوستان و خویشاوندان است. اینرو اکثر افراد ازدواج را صمیمیترین رابطه و منبع اولیه عاطفه و حمایت میدانند(کریک11، 2000). صمیمیت یک مشخصه کلیدی ومهم روابط زناشویی و از ویژگیهای بارز یک ازدواج موفق بشمار میآید. این ویژگی به وجود تعامل بین همسران اشاره می کند. نبود یا کمبود آن یک شاخص آشفتگی در رابطه زناشویی است. به عقیده راوین و همکاران12(2005) صمیمیت زمانی آشکار می شود که ازدواج کارکرد خوبی داشته باشد و فقدان صمیمیت حاکی از این است که رابطه زناشویی عملکرد ضعیفی دارد، این است که مشکلات مربوط به صمیمیت باعث می شود زوجها به دنبال مشاوره زناشویی باشند. لذا باید روشها و راهبردهایی برای افزایش این بعد مهم و باارزش در روابط زناشویی احیا شود(هالفورد، 1384).
امروز در روان شناسی، مباحث گوناگونی پیرامون روابط بین فردی مطرح می شود و هر کدام از رویکرد های معاصر می کوشند تا تبیین و توصیف ویژه ای را پیرامون مباحث روابط بین فردی ارایه دهند. با این وجود، برخی از مفاهیم در هاله ای از ابهام قرار دارند و هنوز هم نمی توان از آنها بعنوان مباحث واضح و روشن در حیطه روابط بین فردی صبحت به میان آورد، در این میان می توان عشق، تفاهم و صمیمیت و تعلق اشاره نمود(منصوربی فر، 1382). امروز می توان در حوزه روان شناسی کاربردی به روان شناشی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود. در مبحث روان درمانی خانواده نیز که همپوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با استفاده از فرآیند عشق و تفاهم میزان صمیمیت و تعفد زوجین را به یکدیگر افزایش داد(مینوچین و فیثمن13، 1381).
نظام عاطفی بوون درمانی
خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده می پندارد، درمان بوون به منزله پلی بین روانکاوی و نظریه سیستمها است، بوون(1972) اعتقاد دارد که کل خانواده واحد عاطفی تلقی می شوند که نمی توانند از یکدیگر مجزا یا به طور موفقیت آمیز تفکیک شوند. در این پژوهش سعی بر آن شد که اثر بخشی تاثیر خانواده درمانی مبتنی بر نظام عاطفی بوون بر سبکهای عشق ورزی و صمیمیت در میان زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان سنندج مورد بررسی قرار گیرد.
با تائید سودمندی این روشها مشاوران و درمانگران خانواده می توانند، از این روشها در جهت حل مشکل، بهبود روابط، غنی سازی روابط زناشویی و کاهش مشکلات زناشویی بهره گیرند.
بیان مسأله
نظام عاطفی بوون درمانی14خانواده را یک واحد عاطفی و شبکه ای از روابط درهم تنیده می پندارد و وقتی می توان این واحد را بهتر درک کرد که آن را از دیدگاه چهار چوب چند نسلی یا تاریخی تحلیل کنیم. درمان بوون به منزله پلی بین روانکاوی و نظریه سیستمها است. بوون مفاهم عاطفی خود را از رابطه مادر- فرزند به کل خانواده گسترش داد. او اعتقاد دارد که کل خانواده واحد عاطفی تلقی می شوند که نمی توانند از یکدیگر مجزا یا به طور موفقیت آمیز تفکیک شوند. در نظام عاطفی بوون درمانی مشاور باید به روند و جریان چند نسلی توجه کند. چون طبق فریضه او نوعی فرایند ارتباطی منظم قابل پیش بینی، کارکرد اعضاء متعلق به نسل های مختلف خانواده را به هم پیوند می دهد. در نظام عاطفی بوون درمانی تفکیک خویشتن یعنی تعادل بین احساسات و شناخت است و تفکیک بیشتر یک فرایند است تا یک هدف دست یافتنی یا درحکم مسیر زندگی است تا اینکه بودن وجودی باشد. از آنجا که نظام عاطفی بوون درمانی مفهوم چند نسلی دارد و بیان دارد که هریک از همسران سبکی را در خانواده مبدا آموخته اند و می خواهند آن را در سایر روابط تکرار کنند و الگوی مشابه به فرزندشان انتقال دهند، بنابراین تنها راحل مشکل فعلی آن است که رابطه فرد را با خانواده مبدا تغییردهیم و تنها در این صورت افراد به تفکیک دست می یابند و در برابر نیروی عاطفی جاری واکنش کمتر نشان می دهند. در روش بوون، ابتدا نظام عاطفی از طریق مصاحبه و فنون ارزیابی مورد سنجش قرار می گیرد و سپس مداخله صورت می گیرد. در روش بوون، خانواده درمانی طی چند مرحله صورت می گیرد (فریدمن15،1998).
مصاحبه ارزیابی با واالدین، زن و شوهر و خانواده هسته ای وگسترده صورت می گیرد. در روش بوون، حتی با یک عضو مشاوره انجام می شود، چون در صورتی که فرد به تفکیک برسد در دیگران هم تغییر ایجاد می شود، هرچند روش بوون، مشاوره جمعی را مناسب می داند. مصاحبه ی ارزیابی با تکیه برسابقه مشکل فعلی، تمرکز خاص بر نشانه ها (بدنی، عاطفی و اجتماعی) و میزان تاثیر مشکل فعلی، بر روابط خانواده و فرد پرداخته می شود. در جلسه خانواده درمانگر مجموعه سوالاتی می پرسد که به عقیده بوون این سوالات در جلسه به صورت فنی هستند که درمانگر را درحالت عینی نگه می دارد (چه باعث شد به درمان بیاید یا چی تداوم دهنده مشکل است؟ محرک تنش زا کدام است؟ گسلش عاطفی کدامند؟). مصاحبه آغازین شاید چندین جلسه طول بکشد. بوونی ها به الگوی تاریخی کارکرد عاطفی خانواده، سطح اضطراب خانواده در مراحل خانوادگی و فشار برکارکرد کنونی و قبلی علاقه دارند. در ارزیابی درمانگر به بررسی خانواده ی هسته ای درچهارچوب خانواده گسترده می پردازد و درمانگر به انتقال نسلی توجه دارد و نقشه ی خانواده را ترسیم می کند، چون خانواده ی هسته ای همان فرایند خانواده ی قبلی است.
در روش بوونی از نسل نگار برای بررسی پیدایش مشکل کنونی از طریق ترسیم نمودار خانواده درطی دست کم سه نسل به صورت مصور استفاده می شود. این کار در خلال جلسات اول صورت می گیرد. نسل نگار در واقع توصیف تصویری خانواده ی هسته ای است که روابط عاطفی مثل سن، اسم، جایگاه همشیره، اتاقها، اعتقادات مذهبی، اقتصادی و اجتماعی را نشان می دهد. در درمان بوونی مهم نیست ماهیت مشکل بالینی درحال حاضر چیست. بلکه در درمان بوونی دو هدف عمده دنبال می شود:
1-کاهش اضطراب و رهایی از نشانه ها،2-افزایش سطوح تفکیک در اعضاء حاضر به منظور بهبود انطباق او.
قبل از رسیدن به هدف دوم فرد باید به هدف اول برسد و با تغییر در روابط عاطفی خانواده گسترده در خانواده ی هسته ای هم تغییر حاصل می شود و تفکیک به وجود می آید.
روش درمان متعارف بوون شامل کار با نظامی متشکل ازدو فرد بالغ بعلاوی خودش است. در درمان بوونی مشاور در قالب پژوهشگر ظاهر می شد تا خانواده را کمک کند در خصوص شیوه کارشان به پژوهشگر عینی مبدل شود. در درمان بوونی مشاور حالت مربی16 دارد و باید از”کاناپه روانکاوی “به”نیمکت مربی گری” برسد. مربی متخصص و خبره ی فعال با بیان سوالات مستقیم افراد را به بیان ” موضع گیری شخصی”17 وادار می کند. جلسات خانواده درمانی بوونی از نوع قشر مخی و هدایت شده است به این معنی زن و شوهر بجای گفتمان باهم با درمانگر صحبت می کنند. از مواجه طرفین خودداری می شود تا واکنش عاطفی آنها به حداقل برسد. در عوض افکار آنها در حضور دیگری برون ریخته و از تفسیر ملامت و هول یکدیگر به خاطر صمیمیت خودداری می شود. و هرکس با سوالات ترغیب می شود تا نقش خود را در مشکل بیان دارد. در روش بوون درمانگر از هرگونه مثلث سازی خودداری می کند و سعی دارد، نقش خنثی وعینی داشته باشد(کر و بوون، 1988).
یکی از مهمترین عوامل تعیین‌کننده‌ی پویایی‌های روابط زناشویی وجو
د عشق و کیفیت آن است (گنزاگه و دیگران18، 2001). عشق و سبکهای عشق‌ورزی عامل موثری بر کیفیت روابط زناشویی است (لوین و دیگران19، 2006). از مهمترین و مورد توجه‌ترین نظریه‌هایی که به تبین انواع عشق می‌پردازد نظریه‌ی 6 بعدی “لی”20 است. لی(1973) بر اساس برآوردهای بدست آمده از ایالات متحده، کانادا و بریتانیا شش روش عشق‌ورزی را بیان میکند (به نقل از نتو21، 2007). انواع سبکهای عشق‌ورزی در نظریه‌ی لی شامل این موارد می باشد: 1-عشق رومانتیک (اروس) 22: این نوع عشق توأم با میل فیزیکی شدید به معشوق است و بر اساس زیبایی، جذابیت و تناسب فیزیکی شکل می‌گیرد. 2-عشق دوستانه (استورگ)23: نوعی از عشق که طی آن صمیمیتی لذت‌بخش به آهستگی رشد یافته و به طرفین گسترش می‌یابد. در این فرآیند به تدریج طرفین، زوایای وجودی خود را بیشتر برای یکدیگر فاش می‌کنند. 3-عشق بازیگرانه (لودوس) 24: در این شیوه، عشق به عنوان یک تفریح تلقی شده و هیچ تعهدی در آن نیست،

Comments (0):

Write a comment: