نزاعی مستمر با یکدیگر مشغول بودند و این سرزمین را دستخوش آشوب و هرج و مرج ساخته بودند، اختلافات و درگیرهای داخلی مجالی برای رونق فرهنگی و اجتماعی باقی نگذاشته بود، بیماری و جهل و فقر در این سرزمین بیداد می کرد، تقریباً رکودی فراگیر در زمینه های علمی و ادبی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی بر سراسر کشور سایه افکنده بود در واقع می توان گفت این صدای غرش توپهای فرانسه در دروازهای قاهره بود که آنان را از خواب غفلت بیدار کرد.
مصریهای دور مانده ازقافله ی علم و دانش و تمدن جدید ناگهان متوجه شدند که در جهان خارج تحولاتی شگرف رخ داده است و دنیا منتظر آغاز حرکت و تلاش آنان نمی ماند.
حمله ناپلئون به مصر در اثر مبارزه و رقابتی بود که میان فرانسه و بریتانیای کبیر در پایان قرن هجدهم به وجود آمده بود.
هدف اصلی ناپلئون از حمله به مصر دستیابی به پایگاهی مطمئن در قلب جهان عرب بود تا از این طریق راه بریتانها را برای رسیدن به هند سد نماید. حمله ناپلئون گذشته از نابسامانیها و مواردی که هر تجاوزی در پس دارد، برای مصریها منشأ امور بسیار مفید می گردید. این حمله صرفاً یک حمله نظامی نبود بلکه جنبه ی فرهنگی و علمی نیز داشت. ناپلئون در اولین قدم مصر و سپس سوریه را تصرف کرد وی می دانست که به اشغال نظامی نمی تواند اکتفاء کند. همچنین به دلیل اینکه مصر از فرانسه دور است به هر حال روزی ارتش فرانسه از مصر خارج می شود، از این رو هدف ناپلئون این بود که ملت مصر را با تمدن غرب و به ویژه فرانسه آشنا سازد و از لحاظ فرهنگی مصر را تحت سیطره ی خود در آورد، تا سنگر و دژی برای فرانسه در شرق باشد”3
“ناپلئون همزمان با اشغال مصر، دانشمندان، تجهیزات وامکانات علمی و فرهنگی را نیز با خود به ارمغان آورد و کوشید تا نوعی دوستی و همکاری میان ارتش اشغالگر و جامعه مصر ایجاد کند.
علاوه بر این فرانسوی ها برای تعلیم کودکان خود در مصر مدارسی احداث کردند و از همه مهمتر مصریان را با صنعت چاپ آشنا کردند، آنان برای چاپ فرمانها و اعلامیه های حکومتی چاپخانه ای تأسیس کردند که بعدها تأثیر فرهنگی شگرفی را در مصر به جای گذاشت.
فرانسوی ها به تأسیس یک مجمع علمی و تئاتر نیز همت گماشتند و دو روزنامه فرانسوی را در مصر منتشر کردند آنها سه سال مصر را اشغال کردند که تمام این مدت با مصریها و عثمانی ها درگیربودند و سرانجام مجبور شدند که این دیار را ترک کنند.”4
“ولی فعالیتهای علمی و عمرانی آنها اعجاب مصریها را برانگیخت و آنها را از خواب غفلت و جهل بیدارکرد و به حقوق از دست رفته شان آشنا ساخت و دیدگانشان را به فرهنگ و تمدن جدید برگشود.
حس قومیت در آنها نشو و نما یافت، مخصوصاً امکان یافتند که در کارهای کشورشان شرکت کنند و نمایندگانی برای خود برگزینند.
البته ناگفته نماند که یورش ناپلئون نتایج مثبت و منفی به دنبال داشت.
جامعه مصری در ابعاد علمی، هنری و ادبی و سیاسی و اجتماعی به شدت تحت تأثیر فرانسه و اروپا قرار گرفت و دیدگان خود را بر دستاوردهای نوین علمی باز کرد. این تهاجم پیامدهای منفی نیز داشت که می توان از ورود فرهنگ غربی در فضای فرهنگ عربی و اسلامی نام برد.”5
بررسی اوضاع اجتماعی در مصر
“دولت عثمانی، دولت اسلامی بود که حاکمی مسلمان بر آن حکومت می‌کرد و نتیجه فتوحات گسترده‌اش آسیا و اروپا و افریقا را شامل می‌شد. مردم و ملت‌ها در حوزه سلطه آنان با دین‌ها و مذهب‌های مختلف داخل شدند، پس ساکنان آن‌جا به دوگروه تقسیم شدند، مسلمانان و اهل ذمه، و هنگامی که مسلمانان گروه سیاسی مسلط و حاکم بودند از حقوق شهروندی و وظایف کامل در حکومت برخوردار بودند مانند مقام‌های مختلف سیاسی و اداری و قضایی و نظامی که در اختیار داشتند و در مقابل این مناصب وظایف چهار و جنگ و خدمات نظامی برعهده آنان بود. اما اهل ذمه حق را در تطبیق قوانین دینشان در امور خاص و اموال شخصیتشان می‌دانستند و جزیه بر آنها واجب بود مانند مالیات شخصی بود که هر ساله پرداخت می‌کردند.
از ناحیه اقتصادی، جامعه عربی به کشاورزان. تاجران، و صنعت‌گران و غیره تقسیم می‌شود.
همه این مسائل در جامعه عربی تأثیر می‌گذاشت به همین خاطر در پی تماسک و انسجام و متحد شدن برآمدند.6”
“عثمانیانی که در ابتدا قبایلی وحشی و تجاوزگری بودند و با ترکیبی از عادات و تقالید عربی و اخلاقی اسلامی را گرفتند و صورت‌های مطلق زندگی را رها کردند و آن را به اعراب بیابانی بازگرداندند و خرافاتی با دین در آمیخته شد و کودکان از آغاز کودکیشان کار می‌کردند و خانواده‌هایشان با رنج و سختی تلاش می‌کردند و هیچ راهی برای تغذیه آنان نمی‌یافتند و همه جامعه از فقر و گرسنگی و بیکاری و مریضی رنج می‌برد. که اسباب و دلایل آن اوضاع به اوضاع و شرایط سیاسی مرتبط بود.
پس جز اندکی از آنها جمع زیادی از مردم آن زمان در شرایط سخت و طاقت‌فرسا زندگی میکردند. “7
“اوضاع کشورهای عربی در قرن 13 همراه با فساد و نابودی اخلاقی و زبان و ادبیات بود. و اروپا با شناخت و آگاهی نسبت به این اوضاع سریعاً بر آنجا هجوم برد ولی نه به شکل جنگ‌های صلیبی بلکه با دعوت و تبلیغات و با افزایش تاجران و انتشار علوم و ادبیات به جنگ با کسانی که در راهش ایستادند و مقاومت کردند، پرداخت.” 8
“خلاصه مطلب اینکه جامعه عربی در دوره عثمانی انسجام و اتحادش را از دست داد و این بخصوص در زمانی که فرانسه و بریتانیا در مصر ساکن شدند، بیشتر شد. و اوضاع طبقات فقیر جامعه تغییر چندانی نکرد. و به خصوص در روستاها فقرا همچنان فقیر و گرسنه‌ها گرسنه ماندند و تعداد بیکاران از قبل بیشتر شد.
و استعمارگران به شهرهایی خاص توجه و اعتنا کردند جایی که کارشناسان و نخبگان و سربازانش و کارمندانشان بیشتر بود بیشتر بهداشت کامل و نظافت شهرها و ایجاد باغ در این مکان ها را مورد توجه قرار می‌دادند.”9
“با پایان یافتن قرن 19 ارزش‌ها و سنت‌‌های اجتماعی قدیم رو به زوال و انحطاط رفت و جایش را به ارزش‌های جدید وارد شده از غرب داد. و درگیری و نزاع شدید بین علاقه‌مندان به غرب و تفکر غربی و مقلدان از سنت اعراب قدیم در مسکن، لباس، غذا، نوشیدنی، و وسایل رفاهی و تجملی رخ داد. در این میان یاران تقلید از قدماء، هر چه را که در توان داشتند برای مقاومت در مقابل جریان غرب مبذول داشتند. و در این هنگام، گروهی شاهد تبعیض موجود در جامعه و فرق بزرگ و فاحش بین حاکم و محکوم شدند. گروهی آگاه با مبادی و اصول و افکار جدید از آزادی و مساوات و عدالت اجتماعی به دور از ذلت و نفاق و رشوه و ربا و با اعتماد به کتاب خدا و سنت نبوی و براساس آراء مصلحان و احیاناً مفکران غربی بر پا شدند. این گروه از مفکران مختلف غرب مشکلات و مسائل اجتماعی را با گرایش‌های متعدد اداره می‌کردند.”10
اما فسادهای اجتماعی که ادبیات توسط آن رو به نابودی و اضمحلال رفت دو نوع بود، اول محرماتی چون قمار و مست کننده‌ها (چون شراب) و مواد مخدر و تجاوز به عنف را شامل می‌شود. و نوع دوم تشکیلات و اسباب و آلات مستهجن و زشت چون رقص‌های دونفره و مختلط را شامل می‌شود. اما مست کننده‌ها و مخدرات که سخنان زیادی در مورد آنها و در گوشه و کنار شعر و نثر است و بر ما واجب است که بگوییم که حجم زیادی از شعر عربی دائماً همراه شراب بوده است. و ادبیات دائماً در نزاع و درگیری با فساد بوده است و ادبیات به بیان بعضی از خوش‌گذرانی‌ها و ارتباط با زنان و به نوعی خاص از رقص فرنگی می پرداختند.
هر یک از این موضوعات در اوایل، هدف نقد گزنده و تند مخالفان قرار گرفت، اما این نقدها با گذشت زمان کاهش یافت تا اینکه در مناطقی خاص، محدود شد و ما این نوع از سرگرمی‌ها و خوش‌گذرانی‌ها از آن جمله رقص‌های گروهی را در کانون جامعه و بین طبقات جدید جامعه را به وضوح می‌بینیم.11
ـ اوضاع و شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مصر بعد از حمله فرانسه
“در این تحقیق و مطالعه مختصر، گرایشات سیاسی، اجتماعی و ادبی که عرب‌ها (اعراب) در نتیجه ارتباط و تعاملشان با تفکر عربی در زمان حمله ناپلئون به مصر در سال 1798 تا 1958 داشتند را مورد بررسی قرار داده است.
تعداد زیادی از مورخان معتقدند که تاریخ جدید مصر با حمله فرانسه به مصر شروع می‌شود. بعضی از مورخان این نظریه را بر این اساس که حمله فرانسه بیانگر پیشرفت مردمی در کشور مصر نیست، آن را رد می‌کنند و بیان می‌کنند که این جنبش، جنبش اجنبی است که رخ داده است (اتفاق افتاده است).”12
“ولی از دیدگاهی حمله فرانسه در اوضاع اعراب شرق و بعضی از امور سیاسی و نظام‌های اجتماعی که زیر نظر نظام و سازمانی خشک و بی‌روح و تحول‌ناپذیر که همان دولت عمثمانی بود، تأثیر گذاشت. این نظریه منحصر به حکومت مصر نبود بلکه ملت‌های مشابهی که خودشان را مواجه با تحدیدات جدید یافتند، موقعیتی مشابه مصر داشتند.
مصر در آن زمان تحت حکومت عثمانیان و ممالیک بود و فرقه‌ها و گرایش‌های مختلف مذهبی و ملیت‌های متفاوت شکل و صورت این ملت بینوا را تجزیه کرد. و بر آنان جهل و نادانی و بیماری‌های واگیردار (مانند وبا) چیره شد.
و حاکمان با ظلم و ستم در حقشان، از آنان بهره‌کشی و سوء استفاده می‌نمودند و آنان (مردم) از مسیری که خودشان می‌خواستند بروند باز می‌ماندند و در این چنین شرایط دردناکی بود که ناپلئون به مصر حمله کرد.”13
“پیش از اشغال مصر توسط ناپلئون، عثمانیان به صورت کاملاً استبدادی حکومت می‌کردند و آنان مرجع سلطه و حکومت و قانون‌گذاری و اجرای قوانین بودند که هیچ قید و حدی نمی‌توانست آنان را محدود کند (کاملاً آزاد بودند) با این وجود آنان می‌خواستند که برای حکومتشان یک نوع مشروعیت دروغین (تقلبی) ایجاد نمایند پس ادعا کردند که خلافت و حکومت اسلامی شایسته آنان است و در بین مسلمانان را که به این منظور (حکومت اسلامی) جان خود را دادند را یافتند و دعوت می‌کردند که حکومت در نزد آنان حکومت خداوند است. برهمه مسلمانان (چه ضعیف و چه قدرتمند) پس آنان صاحبان اصلی حکومت بر همه مردم هستند.” 14
“این اشغال توسط ناپلئون چندان طولانی نشد و نتوانست تغییر چندانی را ایجاد کند. مگر پدیده‌هایی که در زمان حکومت محمدعلی در به کارگیری مهاجران مختلف ترکی و شوکی و آلبانی و توزیع زمین در میان آنان و استخدامشان در حکومت ایجاد شد. و مردم را گرسنگی و فقر و مریضی رها نکرد. در آمارهای سال 1952 یونسکو آمده است که در سیصد خانوار تنها نود و هفت و نیم درصد از اراضی بارور و حاصل‌خیز مصر را در تملک داشتند.”15
“حمله فرانسه به مصر دروازه‌های جهان عرب را به سوی تمدن جدید غرب عبارت بودند از که مبادی و اصول سیاسی و نظامی و اداری و علوم و فنون و آداب و چاپ روزنامه و … باز کرد. در حمله ناپلئون به مصر جمعی از عالمان فرانسوی در علوم مختلف از جمله ریاضیات، هندسه، طب، جغرافی، و صنعت چاپ و نیز تعدادی ترجمه با او بودند.
هنگامی که ناپلئون بر مصر مسلط شد و در آنجا اقامت کرد دیوان‌هایی را تأسیس کردند که هدف از آن دیوان‌ها، آشنایی و مأنوس کردن نخبگان مصر با نظام‌ها و مجالس مشورتی و اسلوب‌های جدید حکومتی بود. همچنان که مجمعی مانند مجمع فرانسوی را به خاطر بحث و بررسی در موضوعات مربط به جغرافیا و تاریخ تأسیس نمود. و همچنین رصدخانه‌ها و آزمایشگاه‌هایی را دائر کرد. و یک تئاتر و دو روزنامه نیز که یکی اخبار جاری منتشر می کرد و دیگری اخبار علمی عصر را بوجود آورد.”16
“مدت زمان حمله فرانسه و حکومت آنان در مصر به درازا نکشید و به همین منظور مصریان از این یورش فرانسویان تأثیر چندان

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد با موضوعنرم افزار، استان فارس، تابع تقاضا

Comments (0):

Write a comment: