نوامبر 30, 2020

چه اتهام‌ هایی به فردوسی وارد شده است؟

ferشاعر فروتنی که در سراسر شاهنامه ۶۰ هزار بیتی خود لب به ستایش خود نگشود، مورد اتهامای بسیاری هم قرار گرفت. مدح سلطان ستمگر زمان، زن ستیزی و دروغ پردازی در روایت تاریخ از اتهام هاییه که درباره حکیم توس مطرح می شه.

به گزارش آلامتو به نقل از ایسنا، فردوسی توسی دست کم ۳۰ سال از زندگی خود رو صرف به نظم درآوردن روایتای تاریخی از فرهنگ و سنت ایرونی به شکل «شاهنامه» کرد؛ روایتایی که نسل به نسل و سینه به سینه نقل شده و آخرسر به اون رسیده بودن. اما از سرودن «شاهنامه» دیری نگذشته بود که زندگی حکیم توس خود به افسانه ای ناتموم و حکایتی واسه سینه به سینه نقل شدن، تبدیل شد.

اون که از زندگی آروم و رفاه نسبی ای که از نیاکانش به اون ارث رسیده بود، بیخیال شد تا با یادآوری قهرمانانی چون رستم، به هویت و غرور گم شده ایرونی رنگی نو ببخشد و زبون در برابر نابودی پارسی رو زنده نگه داره، خود قهرمون هیچ افسانه ای نشد. پس از سرایش «شاهنامه»، کم کم از بسیاری کارا که فردوسی در زندگی انجام داده یا نداده بود، افسانه هایی شکل گرفت و دهن به دهن اون قدر چرخید که به باور همگانی تبدیل شد، قبل از اون که کسی بدونه به واقع این افسانه ها ریشه هایی هم واقعا دارن یا نه.

اتهام مدح سلطان ستمگر زمان

باور این که سراینده داستان قیام کاوه آهنگر بر ستمگر زمونه اش، ضحاک، خود به مدح و ثنای ستمگر عصرش محمود بپردازه، سخته. از همین روست که دوست داران فردوسی بیتایی رو که در شاهنامه با موضوع مدح و ثنای سلطان محمود غزنوی اومده، یه سره جعلی می دونن و باور ندارن که فردوسی حکیم که در سراسر شاهنامه خود با آرزو خواهی و عشقی ناتموم به ایران، به ستایش رادی، پاکی و خرد پرداخته و پهلوانان داستان هاش همه علیه ظلم زمونه برخاسته ان، اول و انتهای این نامه رو با ستایش سلطان ستمگر و غیرایرانی زمانش آلوده باشه.

چه دوست داران فردوسی بخوان و قبول کنن و چه نه، امروز بیتایی چون «چو کودک لب از شیر مادر بشست / ز گهواره محمود گوید اول» و «همی گاه محمود آباد باد/ سرش سبز باد و دلش خوشحال باد» در اول و انتهای «شاهنامه» از حکیم توس نقل شدن. قصه اما به همین جا ختم نمی شه. حکایتایی هست که قرن هاست سینه به سینه میان ایرانیان می چرخه، اما هیچ پشتوانه تاریخی نداره. میگن فردوسی واسه جفت و جور جهیزیه دخترش در سن ۷۰ سالگی ناچار شاهنامه رو به سلطان محمود غزنوی پیشکش کرد و چون صله خوبی دریافت نکرد، با دشنام گویی به سلطان از دربار اون فرار کرد و پس از یه مدت پنهونی زندگی کردن و فرار، آخرسر درگذشت، هنگام دفن اون فرستادگان شاه براش صله آورده بودن که در حکم نوش داروی بعد از مرگ سهراب بود و دخترش هم از قبول کردن اون سر باز زد… و خیلی زیاد افسانه های دیگه که هر عقل سلیمی گواهی میده لایق روایت گر داستانای خوب «شاهنامه» که جای جای اون از خرد و فرزانگی سراینده اون نشون داره، نیس.

اتهام جعل تاریخ

این مطلب را هم بخوانید :
چه اقلامی بیشترین میزان سرقت در کشور را دارند ؟

ابوالقاسم فردوسی در سالای ۳۲۹ یا ۳۳۰ هجری قمری از طبقه دهقانان و نجیب زادگان توس زاده شد. این طبقه دارای املاک و اموال، دل بسته فرهنگ و تاریخ ایران بودن و راوی روایتایی از سرگذشت گذشتگان. فردوسی توسی هم پس از مرگ شاعر همشهری خود، دقیقی توسی، که هزار بیت از شاهنامه منثور ابومنصوری رو به نظم درآورده بود، به ادامه راه اون پرداخت و شاهنامه خود رو براساس روایتایی که در اصل ریشه در واقعیت داشتن، اما با گذشت زمان رنگی از افسانه هم پیدا کرده بودن، سرود. فردوسی نشون دهنده داستانایی بود که قبل از اونم سینه به سینه میان ایرانیان می چرخید. اون نه مورخ بود و نه در حال نوشتن تاریخ، با این حال در بخش تاریخی شاهنامه، تا حدود زیادی نشون دهنده راستین تاریخ هم بود.

اتهام زن ستیزی

چند سال بیتی از «شاهنامه» به عنوان دلیل زن ستیزی فردوسی در میان ایرانیان دهن به دهن چرخیده س: «زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این هر دو ناپاک به». این بیت در روایت فردوسی از داستان سیاوش و کیکاووس و سودابه بیان شده. در این داستان، عشق کاووس به زن پلیدی چون سودابه، چشمون اونو روی حقیقت پاکی پسرش سیاوش بسته س و فردوسی در بیت قبل از این بیت مشهور آورده: «به گیتی به جز پارسازن مجوی/ زن بدکنش خواری آرد به روی». اما معمولا این بیت و روایت فردوسی از زنان خوبی چون فرانک، تهمینه و رودابه که در اونا زنان رو ستوده، ندیده گرفته می شه و حکیم توس به زن ستیزی متهم می شه.

فردوسی و نجات زبون فارسی

فردوسی زبون پارسی رو زنده کرده، اما در میان مردم عادی باوری رواج داره مبنی بر این که فردوسی در سراسر «شاهنامه» حتا از یه واژه عربی هم استفاده نکرده. واقعیت اینه که در شاهنامه ۶۰ هزار بیتی، اون تنها ۸۰۰ کلمه عربی به کار رفته و اینم به ضرورت مضمون بوده و هم به دلیل علاقه فردوسی به واژه های پارسی و زنده کردن زبون پارسی در روزگار نفوذ زبونای ترکی و عربی در ایران که می رفت تا زبون پارسی رو واسه همیشه به فراموشی و نابودی بکشونه.

فردوسی؛ خداوندگار خرد

فردوسی در سراسر «شاهنامه» تنها یه ادعا درباره خود صادر کرد که اونم به شهادت تاریخ تأیید شد: «نمیرم از این پس که من زنده ام/ که تخم سخن رو پراکنده ام». اون برخلاف شاعران بزرگ دیگه هیچوقت واسه خود جایگاه خاصی درنظر نداشت و خود رو به لقبای ریز و بزرگ ملقب نکرد، اما به عنوان «خداوندگار خرد» شناخته شد. حتا در روایت داستان جنگای رستم با دیوان، با احتیاطی عاقلانه میگه: «تو مر دیو رو مردم بد شناس / کسی کو ز ایزد نداره سپاس».

حکیم توس پس از ۸۰ سال زندگی، در سال ۴۱۱ هجری قمری درگذشت و در زادگاه خود دفن شد. آرامگاه اون در توس، در ۲۰ کیلومتری مشهد، میعادگاه علاقه مندان به اون و شاهنامه اونه.

در تقویم رسمی کشور هم ۲۵ اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت فردوسی نام گذاری شده.

*پی نوشت: بخشایی از این متن برگرفته از مقاله های «ادب، تواضع و عفت قلم فردوسی» و «نظر فردوسی درباره زنان» نوشته محمدجعفر جعفریه.

ایسنا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *