چرا کارمند شما خوب کار نمی کند؟

یه روز کاری دیگه شروع شده بود؛ تا از در وارد شد، مثل همیشه با صدای بلند شروع به خشونت کرد اما این بار تعجب می کردکه به چه دلیل این داد و فریادها نتیجه عکس میدن و کارمندانش دیگه از اون حساب نمی برن. شمام یه سرپرست هستین که آرزو دارین محیط کاری فعال و جست و خیز داشته باشین اما با این حال نمی دونین چیجوری باید در کارمندان خود انگیزه بسازین؟ در این صورت با ما همراه باشین. کارمندان خوب کار نمی کنن چون:

وظایف اونا تعریف شده نیس

هر نیروی کار باید بخش وظایف و اختیارات مشخص خود رو داشته باشه. اون باید بدونه که دقیقا واسه چه کاری در این سازمانه و از اون چه انتظاراتی میره. یعنی نیروی کار شما نباید احساس کنه ازش استفاده کاری می شه و شما از اون انتظارات نامحدودی دارین. پس اولین روزی که یه نیرو رو در سازمان خود مشغول به کار می کنین اول باید عنوان سمت اونو مشخص کنین. باید واسه خودتون و اون مشخص کنین که در مقابل چه توقعاتی به اون حقوق معینی رو پرداخت می کنین.

سرپرست، خودش از انگیزه کافی بهره مند نیس

وقتی سرپرست یه سازمان خود انگیزه کافی واسه رسیدن به اهداف بخش تحت مدیریتش نداره، انتظار میره کارمندان اون سازمان با رضایت قلبی و علاقه در جهت این اهدافت سسعی کنن؟ جواب به طور کامل روشنه. پس شما به عنوان یه سرپرست اول باید درک درستی از اهداف بخش تحت سرپرستی خود داشته و به اونا باور داشته باشین.

بین تلاش و جایزه اونا توازن برقرار نیس

همه آدما خواهان اون هستیم که به اندازه تلاشی که به خرج می دیم جایزه بگیریم. تحقیقات نشون میدن کارمندان ارگانایی که احساس می کنندمیزان تلاش و جایزه اونا دارای توازن نیس بیشتر به سردردهای میگرنی، فرسودگی عاطفی و شکایات روان تنی و جسمی دچار می شن.

بدونین رابطه کارمند وکارفرما یه تعامل دوطرفه س ودر صورتی که شما حقوق کارمندانتان رو رعایت نکنین و به اونا به اندازه متعادل جایزه ندین نباید از اونا توقع داشته باشی که در مقابل با جون و دل در محل کار تلاش کنن.

ملاک امتحان کارکرد اونا مساوی نیس

کارمندان باید حس کنن ملاک امتحان مثبت یا منفی بودن کارکرد اونا مساوی س. اگه یه کارمند تماشاگر این باشه که در مقایسه با همکارش به صورت غیرعادلانه تشویق یا تنبیه می شه بازم دل به کار میده؟

علاوه بر این شما باید کارمندانتان رو طی زمان طولانی تری آزمایش کنین و کارکرد اونا رو در مجموعه سبک سنگین کنین. یعنی خوبیا کارمندانتان رو به دلیل خطاهای کوچیک زیر سوال نبرین. در نظر داشته باشین نیروی کار، مهمترین پتانسیل یه بخش و عامل اصلی رسیدن یه سازمان به اهداف مورد انتظار خوده.

امکانات کافی واسه اونا موجود نیس

نیروهای کار شما واسه فعالیت خود به حداقلایی مانند امکانات مادی لازم در محیط کار، دمای مناسب، آرامش کافی، فضای لازم و … نیازمند هستن و اگه احساس کنن سرپرست اونا حتی به نیازای اولیه شون بی تفاوته اونا هم نسبت به اهداف کاری اون بی خیال نسبت به موضوع می شن.

کسی اونا رو درک نمی کنه

آدمایی که واسه شما کار می کنن آدم هستن و روحیات، ویژگیای شخصیتی، مشکلات خانوادگی، محدودیتا و مشکلات خود رو دارن. یکم بیشتر با کارمندانتان نزدیک باشین، با اونا دوست باشین و مشکلات اونا رو درک کنین. کارمندان خود رو براساس ویژگیای شخصیتی شون در جایگاه های مناسب خود بذارین. میشه به زور از فردی درونگرا یه منشی با روابط عمومی بالا ساخت؟ میشه توقع داشت مشکلات زندگی شخصی کارمند شما هیچوقت با مسائل کاری اش تداخل نداشته باشه؟

از توانایی لازم بهره مند نیستن

شما به عنوان یه سرپرست وظیفه دارین واسه فعالیت کارکنانتون با بیشترین توان بالقوه آموزشای لازم رو به اشکال جور واجور به اونا بدین.

احساس می کنن در بخش اختیارات خود، مختار نیستن

بدونین هر شخص از جمله سرپرست و کارمند بخش، اختیارات مشخصی دارن. اگه کارمندان شما ببینن که در بخش کارشون دخالت می شن احساس ناامنی می کنن و این موضوع بر انگیزه اونا واسه کار تاثیر منفی می ذاره.

با اونا با صداقت برخورد نمی شه: همونطور که گفتیم رابطه کارمند و کارفرما یه تعامل دوطرفه س و اگه کارمندان تماشاگر وعده های دروغین و نبود صداقت از طرف کارفرما باشن، این رفتارها رو با نبود صداقت در کار خودپاسخ خواهند گفت.