دسامبر 3, 2020

چرا من خوشحال نیستم؟ مشکل من چیست؟

تاحالا سوال “به چه دلیل من خوشحال نیستم؟” واسه شما پیش آماده س؟ اگه این موضوع شما رو دچار مشکل کرده پیشنهاد میکنیم با ما همراه شید.

من با یکی از دوستان بسیار قدیمی ام تماس گرفتم تا تولد ۸۰ سالگی اش رو به اون شادباش گویم – واقعا وقتی که ما ۱۲ سال بیشتر نداشتیم با هم دوست بودیم، طبق این ما از هر دری سخن گفتیم و کم کم من به این حقیقت فهمیدم که اون غمگینه.

اخلاق مالیخولیایی اون جلوی خوشحال بودنش رو می گرفت در حالی که اون باید در آستانه جسن تولدش بسیار خوشحال و سر حال می بود اما انگار از غمی بزرگ رنج می بره.

به چه دلیل فردی احساس شادی واقعی نمی کنه؟

شوهرش شش سال پیش جون خودشو از دست داد و خیلی از دوستان نزدیک اونم الان دیگه در قید زندگی نبودن. اون به من گفت که تموم مقالات دور و بر مثبت نگری و داشتن امید به آینده رو مطالعه کرده، و تموم متنایی رو که در مورد چیجوری خوشحال تر بودن در سن هفتاد و هشتاد سالگیه و تجربه های خیلی زیاد افراد جور واجور رو در مورد خوشحال تر بودن و اینکه با ساده تر گرفتن زندگی، تونسته ان خوشحال تر باشن خونده.

اون گفت: “این مقالات الکی هستن.” “من می دونم که چه احساسی دارم. از دست دادن دوستانم تقریبا برام به اندازه از دست دادن همسرم، جون، دردناک بود و الان دیگه هیچی برام سرگرم کننده و لذت بخش نیس.

چیزی که من از خلقیات دوستم برداشت نمودم این بود که اون دچار درد و رنج بزرگی شده بود، بسیار زود به تختخواب می رفت و کلا اون فرد سرحال ای که می شناختم نبود.

علاوه بر افسردگی، اون، احساس سربار بودن داشت و با خود می گفت اگه خیلی از افراد دیگه خوشحال هستن، پس مشکل من چیه؟

مورد ژانت دو سوال رو در این مورد مطرح می کنه:

  1. چیجوری می تونیم تحقیقات پیری و شادی رو با احساسات شخصی خودمون از مرگ تطبیق بدیم؟
  2. با وجود مرگ دوستان و عزیزان مون، چیجوری می تونیم از زندگی لذت ببریم؟

ما باید همیشه با احساسات منفی، حتی غم انگیز خود مقابله کنیم. بله، درسته که بعضی از روابط مهم ما به پایان می رسن. اما جدا از اینکه در چه سنی قرار داریم، این غلطه که ما هیچوقت نمی تونیم روابط جدیدی رو با دور و بریا مون شکل بدیم و این غلطه که ما دیگه نمی تونیم، هدف جدید و امیدبخشی رو واسه خود بسازیم.

مثلا بعضی از نمونه های زیر رو واسه شما میگم. وقتی روت در اوایل نود سالگی اش بود، به جامعه بازنشستگان ملحق شد. اون چندین بار ازدواج کرده بود و حالا به این نتیجه رسیده بود که دیگه، سالای عاشقونه و عاشقانه اش به پایان رسیده.

این مطلب را هم بخوانید :
چرا مردان ایرانی به سمت آرایش گرایش پیدا می‌کنند

دلیل غمگین بودن شما چیه؟

روت، زنی زیباروه که به زیبایی، پیانو می نوازد، ورزش می کنه و به طور کامل در میدون اجتماعی فعال هستش. چندی نگذشت که یه جنتلمن بسیار جذاب ۹۰ ساله از اون درخواست کرد تا شام رو با اون صرف کنه. اونا تا زمان مرگ خود با هم زندگی کردن و هیچوقت از هم جدا نشدن.

فیل، یه سیاستمدار بازنشسته س که تو یه خونه کوچیک زندگی می کنه. وقتی با اون ملاقات کردم، اون تصاویر خود رو با رؤسای جمهور، بزرگان کنگره و خیلی از مدیران اجرایی عالی رتبه به من نشون داد. اما بنا به دلایلی مثل پیری ،زندگی اون الان رو به افول نهاده. همسرش فوت کرده بود و اون الان، تو یه اتاق کوچیک با یه مایکروویو و لباسایی که این ور و اون ور پخش شده بودن تنها بود.

من از اون سوال کردم: “فیل، الان که دیگه مشهور نیستی چیجوری با گذشته ات مواجه می شی؟ جواب اون “ساده بود”.

اون واسه من این داستان رو تعریف کرد و گفت. روزا در پای پنجره اتاقش می شینه و کارکنانی رو که پس از یه روز خسته کننده واسه ناهار می رن و بیشتر از روی بوته های بلند می پرند تماشا می کنه. وقتی اون دید که یه زن جوون موقع پریدن از روی این بوته ها به زمین افتاد بسیار ناراحت شد.

اون مشکل رو دید و راه حل اونو هم مشخص کرد و بدون این دست اون دست کردن با صاحبخانه خود تماس گرفت و وضعیت رو واسه اون توضیح داد. فقط در عرض چند روز یه راه جدید در بین بوته ها ساخته شد. این نمونه به درستی نشون میده که فیل، سلامت و ایجاد آرامش رو در محیطی که در اون زندگی می کنه هدف خود قرار داده. پس واسه فیل، ایجاد تغییرات در محلی که در اون زندگی می کرد، بسیار مهم بود.

جین برودی در ستون مخصوص به خود در مجله نیویورک تایمز، “یعنی بخش پیدا کردن خوشحالی و خوشبختی در دوران پیری”، بر اهمیت ادامه فعالیتای اجتماعی و هدف دار فرد برابر با تواناییای اون در دوران پیری و کهولت سن تاکید می کنه.

اون بیان می داره که فرد باید حضور اجتماعی خود رو اما به صورتی که مناسب با سن و سالش باشه دنبال کنه. و این چیزیه که هممون می تونیم اونو انجام بدیم.

پس هیچوقت دست از تلاش بر ندارین و پروژه زندگی خود رو کامل کنین، حتی اگه بهترین دوست ما هم دیگه در قید زندگی نباشه، دلیل نمی شه که دیگه در فعالیتایی که به ایجاد شور و اشتیاق در ما کمک می کنن شرکت نکنیم، حتی اگه دیگه نتونیم پیانو بنوازیم، رانندگی کنیم و یا به ماجراجویی در دل طبیعت بپردازیم بازم چیزایی وجود دارن که بتونیم با انجام اونا، حس زنده بودن رو در خود تقویت کنیم.

چیجوری یه زندگی سالم داشته باشیم؟

چیجوری خوشبخت شیم؟

اختصاصی افسردگی خوشبختی روانشناسی خوشحال بودن چیه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *