چرا دوست داریم دروغ بگوییم؟!

وقتی اسم اپیدمی (یا همون همه گیری) می آید، حتما به فکر ویروس و میکروب می افتید و حتی ممکنه بترسید اما بعضی وقتا بعضی چیزها که اپیدمی می شه کسی رو به تب و لرز نمی اندازد و کسی هم نگران اونا نمی شه اما واقعیت اینه که خطر اونا حتی از اپیدمی های میکروبی هم بیشتره. مثلا «اپیدمی دروغ» یکی از این همه گیری های خطرناکه. دقت کرده اید که این روزا دروغ گفتن همه گیر شده؟ انگار این یه عادت اجتماعی شده و حالا همه خیلی راحت دروغ می می گن و حتی حس نمی کنن که دروغی گفته ان. دروغ گفتن واسه بعضی افراد مثل غذا خوردن و آب نوشیدن شده و این اتفاق دلیل های زیادی داره اما شاید یه مسئله مهم اینه که این همه دروغ شاید یکی از دلیل های بدحال بودن ما باشه. در این مطلب به دلیل های اصلی دروغگویی می پردازیم. با مرور این حالت ها شاید اتفاق های بهتری در زندگی ما بیفته.

دروغ می بگیم تا خودمون رو خوب جلوه بدیم

تقریبا همه آدم ها دوست دارن «خوب» به نظر برسن. در واقع آدم ها ذاتا دوست دارن مقبول همه باشن، واسه همینه که در خیلی از مواقع به جای راست گفتن، دروغ های با مهربونی ای به بقیه می بگیم تا اونا حس خوبی داشته باشن یا دست کم دچار حس بدی نشن. مثلا شما پس از مدت ها با دوست تون قراری می گذارید تا با هم ناهار بخورین، وقتی اون رو می ببینن در ذهنتون این فکر می گذره: خدای من! چقدر پیر شده، دست کم ۰۱ کیلوگرم به وزنش اضافه شده، اما چه به اون می گویید؟« خدای من، تو اصلا فرقی نکرده ای، چقدر جوون و زیبایی.» در واقع دروغ گفته اید تا به احساسات اون آسیب نزنین. اما مشکل اینجاس که کل این دیالوگ تصنعی و غیرواقعیه. اگه رفیق خوبی باشین باید بدونین چه بر سر اون اومده که باعث تغییر حالت چهره و شکسته شدن صورت اون شده. شما باید به عنوان یه دوست بدونین به چه دلیل اون این همه زیاد شدن وزن پیدا کرده و در صورت امکان به اون کمک کنین تا به وزن سابقش برگرده، اگه صحبت رو با دروغ شروع کنین شاید هیچ گاه نتونین به اون نزدیک شید تا دوستش باشین. به این فکر کنین که دوست تون از شما ناراحت نمیشه اگه واقعیت رو به زبون آورده اید. عوضش این احساس در اون ایجاد می شه که می تونه به عنوان یه دوست با شما درددل کنه.

  ترس از عکس العمل

خیلی از ما می ترسیم که افکار و عقاید واقعی مون رو بگیم، به چه دلیل؟ به خاطر این ساده که از عکس العمل ها و برخوردهای بقیه می ترسیم. مثلا خواستگار شما، شما رو به شام دعوت می کنه، همراه اون به یه رستوران چینی می روید که انتخاب اونه، اما مسئله اینه که شما اصلا غذاهای چینی دوست ندارین ولی از اون مخفی می کنین و خودنمایی می کنین که همه چیز خوبه. مشکل اینجاس که اگه رابطه تون با اون پیشرفت کنه و حتی اگه با اون ازدواج کنین هم دیگه خیلی از چیزایی رو که دوست ندارین رو می پذیرید و در مقابل اونا عکس العمل نشون نمی بدید فقط به خاطر این ساده که از این می ترسید که اون از شما ناراحت شه. اگه از همون اول به اون بگید که غذاهای چینی دوست ندارین یه رابطه مناسب رو با اون شروع کرده اید که در اون احتیاجی به دروغ گفتن و نقش بازی کردن نیس.

  واسه فرار از گیر افتادن

این نوع دروغ ها واسه مخفی کردن چیزی بیان می شه. در واقع این دروغ ها قراره مانع از گیر افتادن شما تو یه وضعیت سخت یا ایجاد یه مشکل باشه. معمولا این نوع دروغ ها این جوری شروع می شه «معذرت می خوام»… و بعد چیزی گفته می شه که معمولا یه بهونه یا یه عذره. معمولا آدم های جوون در این نوع دروغ گفتن مهارت دارن، مثلا وقتی واسه یه قرار کاری دیر می رسند می می گن: ببخشین که من دیر رسیدم، ترافیک وحشتناک و تموم خیابون ها پر از اتومبیل بود یا اینکه مثلا می می گن: ببخشین که دیر آمدم، فرزندم مریض بود و من کسی رو پیدا نکردم که مواظب اون باشه. اما دلیل واقعی تاخیر در رسیدن به جلسه ها چیه؟ دیر بیدار شدن یا دیر راه افتادن و دست دست کردن و نبود برنامه ریزی.

معمولا باید گفت که این دروغ ها برخلاف ظاهر نجات بخش خود مشکل زاست. چون در صورت ادامه پیدا کردن فرد رو دچار مشکل کرده و اعتماد بقیه به اون رو خیلی راحت سلب می کنه. اینو هم به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین بیشتر این دروغ ها خیلی راحت رو می شن و فرد گوینده رو خجل می کنه. شاید این نوع از دروغ ها معتادکننده ترین نوع دروغ ها باشه و هیچ بعید نیس که یهو خودتون رو در وضعیتی پیدا کنین که پشت سر هم از این دروغ ها می گویید. هممون آدم هایی رو می شناسیم که طی روز بارها دروغ می می گن و خیلی از دروغ هاشون بی دلیله.

پنهانکاری

رازها و دروغ ها

خیلی از آدم ها در مقطعی از زندگی خود دروغ های بزرگی گفته ان که به «راز» اونا بدل شده و این جوری رازها آروم آروم اونا رو از درون می خورد، اما همیشه از معلوم کردن این رازها و گفتن حقیقت می ترسند. این افراد با دروغ شون زندگی می کنن و تلاش می کنن خودشون رو راضی کنن که این دروغ ها مسئله مهمی نیستن و باید اونا رو از یاد ببرن.  فرض کنین شما با یکی از دوستان خودتون شریک هستین، تو یه معامله شما سود بیشتری واسه خودتون برمی دارین و واقعیت رو به دوست تون نمی گویید، تلاش می کنین همه چیز مثل قبل باشه اما این امکان پذیره؟ شاید فکر کنین وقتی کس دیگه ای راز شما رو ندونه مشکلی دارید  اما این واقعیت نیس شما دیگه نمی تونید رابطه قبلی تون رو با دوست تون و شریک تون داشته باشین. احساس عذاب وجدان و گناهکاری دارید و این حس روی رابطه شما سایه میندازه. شاید تلاش کنین خودنمایی کرده و وانمود کنین که همه چیز خوبه اما دیر یا زود سایه شک و دودلی و احساس داخلی شما خودشو نشون میده. این رو بدونین که هر انسانی وقتی رازی رو مخفی کنه و احساس عذاب وجدان داشته باشه زندگی خوبی نخواد داشت.

دیوار بلند پنهانکاری

وقتی که واقعیت یا اطلاعات رو از کسی مخفی می کنین در واقع دروغ می گویید. خیلی ها می پندارند که نگفتن واقعیت با دروغ گفتن فرق داره و عمل زشتی حساب نمی شه، اما واقعیت اینه که اینم یکی از شکل های جور واجور دروغ گفتنه. مثلا شما دوستی دارین که رفتار و گفتارش رو دوست ندارین، بیشتر افراد در اینطور مواقع هیچ اشاره ای به این مشکل طرف مقابل خود نمی کنن و فقط تلاش می کنن از اون فاصله بگیرن و رابطه شون رو با اون کم و کمتر کنن. اما به این فکر کنین که به دوست تون بگید: من از این رفتار تو یا از اون حرف تو خوشم نیومد.در  این جوری موارد یا رابطه شما بهبود می یابد و مشکل حل می شه یا اینکه به طور قطع تموم می شه.  اگه این مشکل حل شه، شما بیشتر از قبل به هم نزدیک شده و رابطه مناسب تری پیدا می کنین. وقتی که همیشه تلاش کنین پنهانکار باشین و چیزهای مورد علاقه و افکار خودتون رو سانسور کنین در رابطه با بقیه دچار مشکل میشین. حتی اگه رانده نشید هم کیفیت روابط شما با بقیه افت می کنه.

دروغ گفتن به خود

تقریبا هممون در طول زندگی مون تئوری های منفی می سازیم که در واقع بر اثر یه دروغ، یا یه ایده نادرست یا براساس یه پنهانکاری بوجود اومده ان اما آروم آروم این تئوری های منفی و نادرست رو به عنوان واقعیت و حقیقت معتبر باور می کنیم. مثلا هر بار که رژیم غذایی می گیریم پس از یه مدت احساس می کنیم که مشکل داریم و نمی توانیم رژیم غذایی رو ادامه بدیم، آروم آروم به خودمون می بگیم که نمی توانیم رژیم بگیریم، آروم آروم هم این باور رو قبول می کنیم و حتی به این یقین می رسیم که پزشکان رژیم غذایی رو واسه ما ممنوع کرده ان یا اینکه در درس ریاضی موفق نیستیم و در آخر به این باور می رسیم که ضعف ما ریشه ژنتیک داره و باور می کنیم که تقصیری در این مورد نداریم اما این واقعیت نیس. اینا تنها بهونه هاییه که ضعف های خود رو بپوشونیم و تنها دروغ هاییه که در مورد خودمون به خودمون می بگیم. این دروغ ها ما رو ضعیف، پنهانکار، محافظه کار و ترسو می کنه و مانع از تغییر و رشد و پیشرفت در زندگی ما می شه.

Related articles

چطور می توانیم چشمهای ریز را درشت کنیم؟

اینجا چند روش واسه بزرگ تر کردن چشمهای ریز ذکر می کنیم.   ۱ مژه هاتون رو فر کنین یکی از آسونترین راه ها واسه بزرگتر نشون دادن چشمها ، فرکردن مژها توسط فرمژهه. خیلی مهمه که حتما” قبل از به کار گیری ریمل ، مژه هاتون رو فر کنین و اگه از یاد بردین […]

Learn More

چرخاندن «صمد کرده» در خیابان‌های تهران + عکس

رییس کلانتری ۱۵۹ بی سیم از دستگیری و چرخاندن یکی از اراذل و اوباش سطح یه تهران معروف به «صمد کرده» خبر داد که کلکسیونی از جرایم داشت. سرگرد محمدحسین امینی در مورد دستگیری و چرخاندن یکی از اراذل و اوباش سطح یه در منطقه بی سیم گفت: به دنبال اجرای طرح امنیت محله محور […]

Learn More

چرا موی سر ریزش میکند؟

آلامتو : یکی از مشکلات بیشتر افراد ریزش موی سر و نبود باخبر شدن از دلایل بوجود اومدن این مشکله در این مقاله ۱۰ مورد ار عادی ترین دلایل ریزش مو رو بررسی می کنیم. مشکلات تیروئید یکی از مشکلات مریضی هاشیموتو و یا پرکاری تیروئید، ریزش مو به دلیل نبود تعادل هورمونیه. هورمونا، عملکردهای […]

Learn More

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *