هوش فرهنگی انگیزشی

 

در واقع عامل انگیزشی از آگاهی و شناخت تفاوتا بالاتر میره و شامل تمایل و گرایش به درگیرشدن با بقیه و سازگاری با فرهنگ دیگه س. درک جنبه های انگیزشی ، نیازمند یه درک و شناخت عمیق از پروسه انگیزه و اجزای اون هستش ، مانند خودکارآمدی ، فکر و هدف گذاری.(Levy- Leboyer , 2004 , P 793)

افراد با هوش فرهنگی انگیزشی بالا ، واقعاً علاقمند و گشوده واسه تجارب فرهنگی جدید هستن. اونا هم اینکه خیلی زیاد در تعاملات بین فرهنگی خود موثر هستن و خیلی شدید به توانایی خودشون، واسه ایجاد رابطه با نظرات و دیدگاه های بقیه ، موقعیتای ناآشنا و اداره پیچیدگی و خاطر جمع نبودن، ایمان و باور دارن(Imai , 2007 , p12). افراد با هوش فرهنگی انگیزشی بالا ، ذاتاً برانگیخته می شن تا رویاروییا و برخوردای میان فرهنگی جدید و متفاوت رو تجربه کنن. اونا واسه تجارت فرهنگی تازه و نو اهمیت قائل هستن  از تعامل با افراد دارای پیشینه های فرهنگی متفاوت حال می کنن و بهره مند می شن.(Tay &Templer , 2006 , p 156)

جنبه انگیزشی هوش فرهنگی نیازمند یه حس شخصی از مفید بودن و درخواست واسه مهارت اجرایی و آزمایش مثبت از اینجور موقعیت هاییه. خود مفید بودن یه عملکرد مهم ، نافذ و گسترده انسانیه که کارکرد آدم رو از راه پروسه های شناختی ، انگیزشی ، عاطفی و اراده کردن تنظیم می کنه.(Dean , 2007 , p 44)

اراده کردن

براساس تعریف Bandura (1986) خود مفید بودن در هوش فرهنگی انگیزشی ، اشاره به قضاوت در مورد توانایی یه نفر واسه رسیدن به سطح معینی از کارکرد تو یه فرهنگ جدید داره.(Tay &Templer , 2006 , p 156)

افراد با خود مفید بودن بالا، توجه شون رو روی چالشای موقعیت متمرکز می کنن و بعد تلاش بیشتری واسه شکست دادن اونا استفاده می کنن و بدین گونه احتمال موفقیت در انجام وظیفه رو زیاد می کنن. بر اساس گفته Bandura(2002) ، خود مفید بودن ، برابری و سازگاری موفقیت آمیز فرد رو در محیطای بین المللی زیاد می کنه.(Dean , 2007 , p 44)

هوش فرهنگی انگیزشی ، توانایی هدایت توجه و انرژی رو به سمت یادگیری درباره عمل کردن در موقعیتای متفاوت از نظر فرهنگی مشخص می کنه.Kunfer و Heggbta ، گفتن که اینجور ظرفیتا و قابلیتای انگیزشی « کنترل موثر احساس ، شناخت و رفتار رو که دسترسی به اهداف رو آسون کردن می کنن، رو جفت و جور می کنن». طبق تئوری ارزش مورد انتظار انگیزه ، جهت و اندازه انرژی به سمت یه وظیفه خاص ، براساس اندازه انتظار از موفقیت ، و ارزش موفقیت مشخص می شه. افراد با هوش فرهنگی بالا ، انرژی و توجه رو به سمت موفقیتای میان فرهنگی ، براساس چیزهای مورد علاقه داخلی و اطمینان به تاثیر میان فرهنگی شون ، هدایت می کنن.(Ang at al , 2007 , p 7)

وقتی که افراد با هوش فرهنگی انگیزشی بالا  با مشکلات و شکستا روبرو می شن به جای اینکه از وظیفه و مسئولیت کنار بکشن و بیخیال شن ، با همت و ایستادگی دوباره مشغول می شن. هوش فرهنگی انگیزشی ، واسه هوش فرهنگی مهمه چون که باعث تلاش و فعالیت می شه و هم اینکه باعث گسترش و شدید شدن جستجو و جستجو یه فرد واسه بهترین راه تطبیق با محیطای جدید می شه.(Imai , 2007 , p 13)

مشکلات

جنبه های انگیزشی هوش فرهنگی ، شامل سه تحریک کننده اصلیه:

  • بهبود: تمایل به یه حس خوب نسبت به خود.
  • رشد و پیشرفت: نیاز به رقابت کشیدن و بهبود خود.
  • ایستادگی: تمایل به ادامه و توانایی پیش بینی پذیری در زندگی یه نفر.

پس این عامل ، برابری و سازگاری یه فرد رو با شرایط فرهنگی جدید هدایت و تحریک می کنه و می تونه به عامل های بهبود ، کارایی ، ثبات ، تقسیم شه. این عامل هم اینکه شامل تعهد به اقدام وعمله.(Crowne , 2006 , p 25)

هنجارها و ارزشای یه نفر با هوش فرهنگی در رابطه هستن و اونا یه جنبه مهم از خود هستن، چون که اونا مشخص می کنن که یه شخص به چه ویژگیایی از محیط اجتماعی توجه می کنه و ارزشش کدوم هستن. نقش ارزشها و هنجارها(از یه دید انگیزشی) واسه هوش فرهنگی ، اینه ک اونا هم انتخاب فعالیتامون رو هدایت می کنن و هم به ما کمک می کنن آزمایش هامون از اونا رو توضیح بدیم ، فرد دارای ارزشای قوی گروه محور ، به احتمال زیاد از موقعیتایی که نیاز به اقدامات فردی داره ، دوری می کنه. هم اینکه اینجور فردی شایدً رفتار شخصی و تکی رو به طور منفی آزمایش می کنه. پس تطبیق فرهنگی شاید از راه ارزشا و هنجارهای یه فرد، ضعیف کردن شه.(Earley , 2002 , p 279)

 

۲-۱۷-۴- هوش فرهنگی رفتاری

جنبه رفتاری هوش فرهنگی ، ناظر بر اینه که برابری، فقط دونستن و شناخت کارا و چگونگی انجام دادن کارا(شناخت) و داشتن امکانات واسه اصرار و اعمال تلاش(انگیزه) نیس ، بلکه اون به داشتن مجموعه و گنجینه ای از رفتار فردی که شامل جوابای لازم واسه یه موقعیت مشخص باشن ، نیاز داره(Earley , 2002 , p 279). عامل رفتاری هوش فرهنگی ، یه توانایی و توانایی واسه بیان و نمایش اَعمال واقدامات کلامی و غیرکلامی مناسب رو در زمان تعامل با افراد دارای فرهنگای متفاوت مشخص می کنه. رفتارها، آشکارسازی ظاهری یا اقدامات رو و علنی ای هستن که یه فرد انجام میده ، گر چه جدا از هم از اون چیزی که فکر می کنن ، هستش. (Dean , 2007 , p 45)

افراد با هوش فرهنگی رفتاری بالا، منعطف هستن و رفتاراشون رو واسه برآوردن نیازها و مقتضیات یه موقعیت فرهنگی خاس، تغییر میدن. بطور خیلی خاص تر ، اونا نسبت به نوعای جورواجور رفتارای وضع شده ، نسبت به قوانین و وسیله و نمایش خاص فرهنگی واسه نموده های غیرکلامی و نسبت به مفاهیم و مضامینی که به رفتارای غیر کلامی مشخص نسبت داده می شن ، حساس هستن. هم اینکه شناخت و تمایل بیرون کشیدن و استخراج پاسخا و عکس العملای درست ، واسه هوش فرهنگی رفتاری کافی نیس ، یه نفر بر عادتای آموخته شده غلبه کنه و جوابای مناسب رو بیرون بکشه. (Imai , 2007 , p13)

همونجوری که Hall(1959) ، تاکید کرد ، تواناییای ذهنی واسه درک و انگیزه فرهنگی باید بوسیله توانایی بیان اعمال کلامی و غیرکلامی مناسب ، براساس ارزشای فرهنگی محیطای خاص ، تکمیل شه و این لازمه داشتن مجموعه گسترده و منعطفی از رفتاره. افراد با هوش فرهنگی رفتاری بالا ، رفتارای مناسب با موقعیت رو براساس طیف خیلی از تواناییای کلامی و غیرکلامی مانند چگونگی بیان کلمات ، لحن ، حرکت سر و دست وحالات صورت مناسب از نظر فرهنگی ، از خود میدن.(Ang at al , 2007 , p 7)

رفتار یه فرد با هوش فرهنگی ، به راه های غیر مستقیم زیادی گره خورده. مواردی هست که در اونا یه فرد شاید بدونه و بخواد که از نظر فرهنگی یه رفتار مناسب رو اجرا کنه ، اما اون اینجور کاری رو به دلیل بعضی قید و شرطای عمیق و شدید نمی تونه انجام بده. گذشته خاص تقویت رفتارییک فرد ، رابطه محکم و قوی ای با انجام فعالیتای خاص اون تو یه محیط فرهنگی جدید داره. تو یه رویارویی بین فرهنگی ، حتی اگه یه شخص قادر باشه آخرسر یه جواب مطلوب رو ارائه کنه ، این مشکل باقی می مونه که شاید طرف مقابل با فرهنگ متفاوت ، احساس دودلی کنه و به صورت منفی عکس العمل نشون بده.(Earley , 2002 , p 280)

هوش فرهنگی معنی دار و مهم نیس ، مگه اینکه اون دلالت بر کارایی که به طور کاملً تموم شدن ، داشته باشه. همونطور که از فرهنگ عادی بیشتر بر میاد ، اعمال و کردار ، خیلی بیشتر از نیات و مقاصد ارزش دارن و این یعنی به چه دلیل هوش فرهنگی باید شامل توانایی انجام اقدامات لازم یه فرهنگ خاص باشه. بدون اقدام و عمل مناسب ، یه شخص شاید بدونه چه کاری باید انجام بده و احساس انگیزه واسه بکنه ، اما اون واسه هیچ میشه.

یه اشتباه و غفلت بد در بیشتر تحقیقات روی هوش اینه که عامل اقدام و عمل ، بیشتر مورد بی توجهی قرار میگیره. از دیدگاه مدیریتی ، کوتاه بینانه میشه که چیزی که رو که مردم فکر می کنن ، از اون چیزی که انجام میدن ، جدا کنیم. (Tan , 2004 , p 21)

یه فرد با هوش فرهنگی بالا میتونه رفتارش رو با هر زمینه فرهنگی خاص ، به صورتی مناسب تطبیق دهد. این مطلب تقریباً با ضرب المثل قدیمی ، « وقتی در رم هستی، همون کاری رو بکن که رمیا می کنن» توضیح داده می شه. یکی از نتیجه های اجرای رفتار مناسب از نظر فرهنگی ، در راحتی و آسایش قرار دادن دیگرونه. یه شخص با هوش فرهنگی بالا ، الگوها و رفتارها رو ترکیب می کنه و اونا رو تقلید می کنه. تحقیقات روی تقلید نشون میده که تقلید موثر رفتار افراد دیگه ، حتی اگه ناخودآگاه انجام شه ، منتهی به رضایت بیشتر ازتعامل می شه. یه شخص با هوش فرهنگی بالا ، یه پیرو با استعداده ، هر چند اینجور تقلیدی شاید تا حد زیادی ، ناخودآگاه و غیر ارادی باشه. اگه تقلید عمداً هم به کار برده شه ، یه نوع روش هدف دار شناختی و یه دخالت رفتاری رو شکل میده.(Earley , 2002 , p 280)

Thomas اعلام کرد این عامل شامل ایجاد «یه یه سری از رفتار» هستش ، که بواسطه اون یه فرد می تونه بطور مناسب و مقتضی، یه روش هدف دار فرهنگی که موافق با فرهنگی خاصه رو در پیش بگیره.Thomas به رابطه بین عامل های رفتاری و شناختی هوش فرهنگی تاکید کرد و معنی «آگاهی یا توجه» رو به  عنوان واسطه کلیدی و اصلی بین علم و عمل مطرح کرد.(Dean , 2007 , p45)

آگاهی مفهومیه که در بودیسم ریشه داره و یه پروسه ارتباطی بین علم(شناخت) و عمله. آگاهی به معنی اتخاذ یه راه و روش کاری فعال خاص ، واسه پردازش شناختیه که شامل خلق بحث های جدید در حافظه و جستجوی دیدگاه های چندگانه س.

آگاهی به عنوان یه جنبه از هوش فرهنگی ( در سطح خیلی پیشرفته ) به طور همزمان دلالت داره بر:

  • آگاه شدن به فرضیات، عقاید و احساسات مون و باخبر شدن از درک انتخابی.
  • درک چیزی که درباره افراد دیگه رو و آشکار هستش و باخبر شدن از فرضیات ، گفتار و رفتارشون.
  • مشاهده موقعیت از چندین چشم انداز ، یعنی با یه فکر باز.
  • توجه به شرایط و زمینه ، به تفسیر اون چیزی که اتفاق میفته کمک می کنه.
  • ایجاد نقشه های ذهنی جدید از شخصیت و پیش زمینه های فرهنگی افراد ، به ما کمک می کنه به صورت مناسب به اونا جواب بدیم.(Thomas , 2006 , pp 84-85)

آگاهی به عنوان یه روش هدف دار فراشناختی خاص ، که شناخت رو تنظیم می کنه ، تعریف و در نظر گرفته می شه(Dean , 2007 , p45)

 

[۱]-Internal satisfaction

[۲]- Motivation Process

[۳]-Self-efficacy

[۴]-Goal Setting

[۵]- Expectancy – valuetheoryof motivation

[۶]- Expectations of success

[۷]- Value of success

[۸]- Intrinsic interest

[۹]- Enhancement

[۱۰]- Growth

[۱۱]- Cutward manifestation

[۱۲]- Outward manifestation

[۱۳]-Tone

[۱۴]-Gestures

[۱۵]-Facial expressions

[۱۶]-Deep-set reservation

[۱۷]-Specific reinforcement history

[۱۸]- When in rome , do as the Romans do

[۱۹]- Mindfulness

[۲۰]- Buddhism

[۲۱]-Selective perception

[۲۲]-Mentalmaps

علمی