موضع‌گیری نظری درخصوص کیفیت زندگی زناشویی

2-1-1. تاریخچه کیفیت زندگی زناشویی

آن‌گونه که از قدیمی ترین قانون مدوّن و ساخته دست بشر یعنی «قانون حمورابی» استنباط می شود خانواده اساسی اجتماعی بوده و روابط بین زن و شوهر مورد توجه قرار گرفته است. روابط زن و شوهر در گذر سده ها و بر اساس فرهنگ‌های زمان‌های مختلف، دگرگون شده است. در جامعه گذشته که دارای قواعد خشک و مستبدانه بود روابط مردم در قالب مافوق و زیردست برقرار بود، پدر خانه قدرت برتر به حساب می آمد و مادر مطیع او و فرزندان مطیع هر دو بودند. جامعه خوب و سازمان یافته بود و هر کس به نقش خود در جامعه واقف بود. اگر جامعه همان ساختار را حفظ می کرد بسیاری از مشکلات عمده ی امروزی به وجود نیامده بود. اما جامعه ایستا نیست و تغییرات وسیع آن منجر به طرح سوالات اساسی در زمینه پایه ساختار جامعه شده است (گی زیبر[1] 2005، به نقل از یاوری کرمانی، 1387).

چیزی که در همه اعصار مورد پذیرش همگان بوده است اینست که بدون شک ازدواج، از مهمترین و تاثیرگذارترین وقابع زندگی هر فرد محسوب می‌شود. خصوصاً در فرهنگ عاطفی و اعتقادی ما ایرانی‌ها ازدواج مرحله‌ای حساستر و تعیین‌کننده‌تر به حساب می‌آید، زیرا در قاموس فرهنگ جمعی ما، این انتخاب و تصمیم به سادگی فرهنگهای دیگر قابل جبران و تکرار نیست. کیفیت زندگی زناشویی موضوعی محوری و کلیدیست که هر زوج پس از سالهای تثبیت ازدواج ناگزیر با آن مواجه می‌شوند. این سوال کلیدی و تعیین کننده از آن جهت دغدغه جدی و ناگزیر همگانی است که تعادل زندگی انسان را نشانه می‌رود. پس از آن تصمیم بزرگ وسرنوشت‌ساز، با آن همه سرمایه‌گذاری و تعهد مادی و معنوی و تغییر در سبک زندگی، به ناچار باید پاسخ دهیم، آیا واقعاً ارزشش را داشته است؟ آیا این معامله‌ای منصفانه بوده؟ آیا چنین تغییر بزرگ و همه جانبه‌ای به بهترین شکل و به مناسبترین مقصد صورت پذیرفته است؟ آیا آنچه باید می‌شد، شده است (جدیدی و جان بزرگی، 1388).

مطلب مرتبط :   لینک های منتخب :

شاید تصور شود همه زوجها واقعاً با چنین پرسشهای سهمگینی رو در رو نمی‌شوند. نکته حائز اهمیت اینکه مکانیزم‌های دفاعی ما آدم‌ها که وظیفه حراست از تعادل روحی و روانی ما را بر عهده دارند، اغلب به گونه‌ای عمل می‌کنند تا ما به طور مستقیم و کاملا هوشیار در معرض پاسخگویی به سوالات تهدید‌کننده قرار نگیریم. این مکانیزم‌های ناخودآگاه، به گونه‌ای در سیستم ما عمل می‌نمایند تا سوالات سخت و وحشتناک در لباسی ملایم‌تر و کمتر تهدیدکننده با ما ملاقات کنند. به دلیل عملکرد همین مکانیزم‌های دفاعی حیات بخش است که بحران عمومی پس از ازدواج همواره تهدیدکننده و ویرانگر ظاهر نمی‌شود، گرچه کاملاً واقعیت دارد. پاسخ این سوال از آنجا مهم و تعیین کننده است که می‌توان ریشه بسیاری از معضلات و معماهای پیچیده در روابط زن و شوهرها را در آن جستجو کرد. درکی که‌آگاهانه یا ناخودآگاه زن و مرد از عشق موجود میان خود و شریک یگانه و همیشگی زندگیشان دارند، می‌تواند تاثیری عمیق بر سایر شئون زندگی در روابط متقابل داشته باشد(جدیدی و جان بزرگی، 1388).

بنابراین با توجه به تاثیر عمیقی که کیفیت زندگی زناشویی بر جنبه های مختلف انسانی دارد این موضوع از دیرباز مورد توجه دانشمندان علوم انسانی و علمای دین قرار گرفته است. از نظریه پردازانی که در دهه های اخیر به بررسی موضوع ارتباط بین زوجین و کیفیت زندگی زناشویی پرداخته اند می توان به اندیشمندانی همچون الیس(2004، 1989)[2]، وارینگ[3] (1980، 1983)، مک مستر[4]، فارمن[5]، برادبوری[6]، جانسون و ویفن[7] (2003)، تسنگ[8] و مک درموت[9]، جسلسن[10]، بیورز[11]، باگاروزی (2001) و السون[12] اشاره کرد.

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه های کارشناسی ارشد- قسمت 18

[1] . Giziber

[2] . Ellis

[3] .Waring

[4]. Mc Master

[5] .Furman .

[6] Bradbury

[7] Johnson & whiffen

[8] Tseng

[9] Mc Dermott

[10] Josselson

[11] Beavers model

[12] Olson