امل درون/برون گرایی و ناگویی هیجانی با رضایت زناشویی رابطه دارد.
فرضیه های فرعی پژوهش:
1- میان درون/برون‌گرایی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.
2- میان ناگویی هیجانی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.
3- میان درون/برون‌گرایی و ناگویی هیجانی رابطه وجود دارد.

1-6-متغیرهای پژوهش:
متغیر مستقل(پیش بین): ناگویی هیجانی، درون گرایی/ برون گرایی.
متغیر وابسته(ملاک): رضایتمندی زناشویی.
متغیر کنترل: سن، میزان تحصیلات.
1-7-تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:
تعریف مفهومی درون/برون گرایی:
درون گرایی:ویژگی خُلقی است که با دیدگاه درونی ذهنی همراه بوده و فرد دورن گراآمادگی بیشتری برای خود داری و تسلط بر نفس از خود نشان می‌دهد. این افراد کمتر تمایل به حضور در جمع دارند و و بیشتر دقت خود را به مطالعه و فعالیت های ذهنی انفرادی می‌گذرانند(آیزنک21، 1947،به نقل از فیست و فیست،2002،ترجمه سیدمحمدی،1391).
برون گرایی:ویژگی خُلقی است که با دیدگاه عینی و خارجی مشخص شده و با فعالیت عملی بالاتری همراه است، افراد برون‌گرا از آمادگی کمتری برای تسلط بر نفس خویش برخوردارند(آیزنک، 1947،به نقل از فیست و فیست،2002،ترجمه سیدمحمدی،1391).
تعریف عملیاتی :
منظور از درون/برون‌گرایی در این پژوهش نمره‌ای است که آزمودنی ها از پاسخ به 24 گویه ی مولفه ی درون/برونگرایی پرسشنامه شخصیتی آیزنک به‌دست می‌آورند،نمره خام آزمودنی ها از 0 تا 24 متغیر می باشد که پس از تبدیل به نمره درصدی،نسبت به 50 سنجیده می شوند که نمره ی بالای 50 معرف برون گرایی و نمره کمتر از 50 معرف درون گرایی است.
تعریف مفهومی ناگویی هیجانی22:
ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجانی و تنظیم هیجانها ناگویی هیجانی نامیده می شود.(بگبی و تیلور23،1997، تیلور،2000 ، تیلور و بگبی ،2000 ، لین،آهرن،کوارتز وکاستیاک24،1997؛ به نقل از بشارت،1386) ناگویی هیجانی سازه ای است چند وجهی متشکل از دشواری در شناسایی احساسات و تمایز بین احساسات و تهییج های بدنی مربوط به انگیختگی هیجانی ،دشواری در توصیف احساسات برای دیگران ،مدیریت تجسم محدود که برخسب فتو خیال پردازی ها مشخص می شود ،سبک شناختی(غیر تجسمی) ،عمل گرا و واقعیت مدار یا تفکر عینی (تیلور و بگبی ،2000 ، سیفنوس25،2000؛ به نقل از بشارت، 1386).

تعریف عملیاتی:
منظور از ناگویی هیجانی نمره‌ای است که آزمودنی از پاسخ به مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو اخذ می‌کند و از 20 تا 100 متغیر است؛ نمره‌ی بالاتر به معنای ناگویی هیجانی بیشتر است.
تعریف مفهومی رضایت زناشویی:
رضایت زناشویی ، ارزیابی کلی ذهنی فرد از رابطه زناشویی و میزان برآورده شدن نیازها ،خواسته ها و آرزوهای مشخص زوجی در این رابطه است(گلز26،1995).
تعریف عملیاتی:
منظور از میزان رضایتمندی زناشویی در این پژوهش امتیازی است که آزمودنی ها از طریق پاسخ به سوالات مندرج در پرسشنامه انریچ27 به دست می آورند.نمره ی آزمودنی ها در این آزمون از 47 الی 235 متغیر است.

2-1-مقدمه
فصل دوم پژوهش حاضر به دو قسمت تقسیم می شود:
قسمت اول: تاریخچه علمی و استناد به کتابها و مقالات در رابطه با موضوع پژوهش، به طوری که شناخت موضوع مورد پژوهش را عمیق تر و غنی تر سازد.
قسمت دوم: تحقیقات مشابه جهت آشنا شدن با آنچه قبل از این پژوهش انجام گرفته است.

2-2-خانواده
ویرجینیا ستیر28 (1987، ترجمه: بیرشک، 1383) خانواده را به عنوان جایی مینگرد که در آن میتوان به عشق و تفاهم و پشتیبانی دست یافت، جایی که در آن میتوان نفس تازه کرد و برای مقابله با دنیای خارج نیروی تازهای گرفت. خانواده این واحد به ظاهر کوچک، از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هر جامعه به شمار میرود. در واقع، هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی حفظ سنت و رسوم و ارزشهای والا مورد احترام و شالوده مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط میان فردی و مهد پرورش فکر و اندیشه و اخلاق و تعالی روح به حساب آورد. خانواده یکی از مهمترین محیطهای مؤثر بر سلامت بدنی و روانی افراد به حساب میآید و خانواده شرایط لازم را برای رشد و رسیدن به هماهنگی جسمی، روانی و اجتماعی فراهم میکند (وود29، 1996). همچنین در بین نهادهای مختلف جامعه، کانون مقدس خانواده بهترین مکان برای تربیت جسم، روان و اساساً کانون کمک، تسکین، التیام و شفابخشی است. کانونی است که باید فشارهای روانی وارد بر اعضای خود را تخفیف دهد و راه رشد و شکوفایی آنها را هموار کند. اگر خانواده محیط سالم و سازندهای برای اعضای خود باشد و نیازهای جسمانی و روانی آنها را برآورده کند کمتر ممکن است به نهادهای اجتماعی خارج از خانواده احتیاج پیدا کند (ثنائیذاکر، 1375). معمولاً خانواده سالم افراد سالم و خانواده ناسالم موجب روز مسائل فراوانی در سطح جامعه خواهد شد و اگر سعی در بهبود و پیشرفت خانواده حاصل نشود، مشکلات اجتماعی روز به روز بدتر خواهد شد (ستیر، 1987، ترجمه: بیرشک، 1383). در گذشته «خانوادهپرستی» یک نوع دین و یا حداقل رکنی از آن به شمار میرفت. مردم، موسسین خانواده یعنی نیاکان خویش را، چون خدایان میپرستیدند. نظریه «هرج و مرج جنسی30» در روابط مرد و زن و «زناشویی و تولید مثل بدون تشکیل خانواده» در آغاز حیات بشر؛ امروزه از طرف «مردمشناسی» و با استناد مدارک تاریخی به هیچ وجه تایید نمیشود. غالب جامعهشناسان بر این عقیدهاند که «تشکیل خانواده» در زندگی بشر، حتّی مقدم بر حیات مدنی اوست. در حقیقت، میراث
و رهآورد بشر از سفر طولانی تکوینی وی و از مرحله حیات جانوران تکامل یافته؛ محسوب میشود (مصلحتی، 1379).
ازدواج مقدمه تشکیل خانواده است، خانواده با پیوند زناشویی تشکیل میگردد و تداوم و بقای آن بستگی به تداوم و بقای جامعه دارد و به عنوان مهمترین و عالیترین رسم اجتماعی، برای دستیابی به نیازهای عاطفی و امنیتی افراد بزرگسال همواره مورد تایید بوده است (ماسودا31، 2003). افسردگی و روابط زناشویی از عوامل مرتبط با کارکرد خانواده میباشند. زیرا روابط زناشویی رضایت بخش زیربنای عملکرد خوب خانواده است و کشمکشهای زناشویی، میتواند بقای خانواده را تهدید کند. همچنین وجود مشکلات حل نشده بر کارکرد خانواده و در نتیجه بر جامعه، تأثیر منفی میگذارد. برای استحکام و ثبات خانواده عوامل مرتبط با رضایت زناشویی ضروری به نظر میرسد (موسوی، 1393). بنابراین در صورت توجّه به عوامل مؤثر بر رضایت زناشویی میتوان انتظار داشت که با افزایش سطح رضایت زناشویی بسیاری از مشکلات روانی، اجتماعی و عاطفی خانوادهها و کل جامعه کاهش مییابد (ثنائیذاکر، علاقبند و هومن، 1389).

مطلب مرتبط :   منبع مقاله درموردناخودآگاه، آداب و رسوم، ضرب المثل

2-3-دیدگاههای نظری درباره ازدواج
الف) نظریه تبادلات اجتماعی32
این رویکرد مهمترین دیدگاه نظری پژوهش در زمینه ازدواج و روابط نزدیک است که از نظریه وابستگی متقابل تیبات33 و کلی34 (1959؛ به نقل از کوک35، 2000 ) استنتاج شده است. براساس این نظریه، بدنبال تعاملات اجتماعی آشکار، روابط شکل می گیرند، توسعه می یابند، دچار مشکل می شوند و در نهایت از بین می روند. این تعاملات را می توان تبادل پاداشها و هزینه های بین زوجین درک کرد. لوینگر( 1956، 1976؛ به نقل از کوک، 2000) اولین کسی است که مفاهیم تعاملات اجتماعی را در ازدواج بکار برد.بنظر وی: ارزیابیهای فرد از جذابیتهای ارتباط یا ابعاد پاداش دهنده روابط زناشویی (مانند امنیت عاطفی، ارضای جنسی و موقعیت اجتماعی)، موانع گسستن رابطه (مثل فشارهای اجتماعی و مذهبی، مشکلات مالی)، وجود گزینه های جذاب موجود در خارج از چارچوب ارتباط فعلی (وجود زوج مناسب دیگر و فرار از ارتباط فعلی) موفقیت و شکست در روابط زناشویی را تعیین می کند .
براساس این دیدگاه ازدواج زمانی به طلاق ختم می شود که جذابیتهای رابطه زناشویی کم باشد، موانع گسستن رابطه زناشویی ضعیف باشد، و گزینه های جدید برای برقراری روابط تازه اغواکننده باشد.
ب) نظریه رفتاری
نظریههای رفتاری در ازدواج همانند نظریه تبادلات اجتماعی، ریشه در کار تیبات و کلی( 1959) دارند. موضوع اصلی نظریه تبادلات اجتماعی بطور عمده بر ارزیابی فرد از جذابیتهای موجود در رابطه و گزینه های احتمالی دیگر، متمرکز می باشد. اگرچه پاداش و هزینه، مولفه های اصلی رویکرد رفتاری در زمینه ازدواج می باشد، تحقیق براساس این رویکرد بر رفتارهای تبادلی در طول حل مساله متمرکز می باشد و براین فرض استوار است که رفتارهای مثبت و پاداش دهنده، ارزیابیهای کلی فرد از ازدواج را تقویت می کند، در حالیکه رفتارهای منفی و تنبیه کننده به آن آسیب می رساند. این دیدگاه تبیین می کند چگونه قضاوتهای زوجین درباره رضایت زناشویی با گذشت زمان تغییر می کند؛ بویژه زوجین براساس تعاملاتشان و ارزیابیهایی که بدنبال این تعاملات انجام می گیرد، به این نتیجه می رسند که آیا روابط رضایت بخشی دارند یا خیر؟. بعبارت دیگر آشفتگی و اختلال در روابط زناشویی زمانی رخ می دهد که زوجین نتوانند به مواجهه با رضایت بپردازند. الگوی ” فرار شرطی” گاتمن و لوینسون تبیین مشابهی را ارائه می کند: رفتارهایی که منجر به کاهش سطح برانگیختگی هیجانی زوجین می گردد، بطور منفی تقویت می شود. هر چه رفتار منفی- مانند بیان خشم و یا تحقیر همسر- بیشتر موجب کاهش برانگیختگی گردد، سبب افزایش بروز رفتارها و الگوهای مخرب رفتاری خواهد شد. هریک از این مکانیسمها، ازدواج را پدیده ای پویا توصیف می کنند که ویژگی آن پسخوراند مداوم از تعامل بین زوجین و باورهایی که درباره ازدواج دارند، می باشد. بنابراین نظریه رفتاری مکانیزمهای عینی را برای تغییر در کیفیت زناشویی ارائه می کند (به نقل از کارنی و برادبری36، 1995)
ج) نظریه دلبستگی
نظریه دلبستگی درباره ازدواج از کار بالبی در زمینه رابطه بین نوزاد و اولین مراقبان وی نشات گرفته است. براساس دیدگاه دلبستگی تجارب دلبستگی فرد در دوران کودکی، ماهیت و تحول روابط بعدی فرد در بزرگسالی را تعیین می کند. بنابراین رضایت از رابطه در دوران بزرگسالی تا اندازه زیادی به ارضای نیازهای اساسی چون راحتی، مراقبت و رضایت جنسی بستگی دارد و موفقیت از یک رابطه براین اصل استوار است که آیا هریک از زوجین می توانند نیازهای اساسی دیگری را بطور کامل ارضا کنند یا خیر؟. بنابراین در این دیدگاه موفقیت یا شکست در ازدواج تحت تاثیر ویژگیهای پایدار ارتباطی فرد در خانواده اصلی وی می باشد. این نظریه اغلب منابع تغییر و تنوع در ازدواج را نادیده می گیرد. برای مثال این نظریه به اهمیت تاریخچه شخصی در تعیین نیازهای ارتباطی هر یک از زوجین توجه می کند اما توضیح نمی دهد چگونه تفاوتهای فردی در تاریخچه شخصی بر تحول ازدواج از آغاز تا پایان تاثیر می گذارد. با توجه به آنچه گفته شد افراد با سبک دلبستگی ایمن روابط پایدارتر و طولانیتری دارند و تحت شرایط خاص افراد با سبک دلبستگی مضطرب- دوسوگرا و مضطرب- اجتنابی نیز می توانند روابط پایدارتری داشته باشند. همچنین روابط دلبستگی ارضا نشده می تواند منجر به طلاق گردد (فین37، 2012).
د) نظر
یه بحران
نظریه بحران چارچوبی برای درک این موضوع است که چرا برخی خانواده ها می توانند ، استرس را مدیریت کرده ، با آن سازش یافته وحتی در پاسخ به تغییرات و مشکلات رشد یابند ، در حالی که دیگر خانواده ها وقتی با بحرانها و استرس های مشابهی مواجه می شوند ، آشفته شده و عملکردشان مختل می شود (پاترسون38 ،2012 ).

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانسلامت روان، گروه مرجع، بهداشت روان

2-4-مقایسه دیدگاه های نظری درباره عوامل مخرب در ازدواج
اگرچه هر یک از این چهار دیدگاهی که در صفحات قبل ذکر شد به ابعاد بالقوه مهم و متمایز ازدواج توجه می کنند، هیچ یک به تنهایی چارچوب مناسبی برای یک نظریه تحولی در زمینه ازدواج نمی باشند. نظریه تبادلات اجتماعی تمایز بین رضایت و ثبات زناشویی را تبیین می کند اما تحول ازدواج در گذشت زمان را نادیده می گیرد. نظریه رفتاری پیچیدگیها و معنای تعاملات زناشویی را مطرح می کند اما نمی تواند بین تعاملات زوجین و بافت بزرگتری که ازدواج در آن اتفاق می افتد، ارتباط برقرار کند.نظریه دلبستگی، ازدواج را با تاریخچه یا گذشته ای

Comments (0):

Write a comment: