مكتب نئوكلاسيك معاصر//پایان نامه جایگزینهای  کیفر حبس

مكتب نئوكلاسيك (معاصر)

برخي نويسندگان به دليل ضعف‌هايي كه در انديشه اصلاح و درمان به لحاظ شكست عملي آن وجود دارد و به جهت مغايرت آن با اصل آزادي فردي بار ديگر بر انديشه‌هاي اوليه مبتني بر نقش اخلاقي و ارعابي مجازات تأكيد مي‌ورزند.  زيرا احساس گناه و ندامت نزد مجرمين و همچنين آزادي ارادة فردي منشأ تأمل دربارة انجام يا ترك عمل است و تسكين افكار عمومي از طريق ارعاب و سزا نقش مؤثر خود را ايفا مي‌كند.

«فون هيرش[1] در طرفداري از سزا مي‌نويسد: به حق مي‌توان بزهكار را محروم كرد زيرا شايسته آن است.  او شايسته چنين محروميت‌هايي است زيرا در راه ناشايست گام برداشته و . . .  بدين ترتيب مجازات نه تنها ابزار پيشگيري از جرم است.  بلكه پاسخ شايسته‌اي به عمل مباشر جرم نيز تلقي مي‌گردد و بدين‌سان نوعي توازن در مفهومي كه كانت مدنظر دارد برقرار مي‌كند و بيانگر تقبيح مباشر با اعمال مشقت نسبت به اوست در طرفداري از ارعاب زيمرينگ مي‌نويسد: نظريه بازدارندگي ساده عبارت است از تهديدهايي كه ممكن است محرمي را با تغيير در شيوة انديشه‌اش از طريق تجسم دورنماي پيامدهاي سوء ذهن او تقليل دهد». [2] به نظر نويسندگان طرفدار نئوكلاسيك مسئوليت اخلاقي اساس مجازات و فردي كردن معيار اعمال آن است و ضمن تأييد انتخاب ضمانت اجرا با توجه به پروندة شخصيت منكر رابطه بين مسئوليت و ضمانت اجرا هستند.  به قول كوسن[3] تناسب قديمي بين اهميت جرم و شدت كيفر با اعمال تعدادي نامعين از عوامل مشدده و مخفه تعديل مي‌شود. [4] برخي از نويسندگان طرفدار نئوكلاسيك به نقش بازسازي محكوم نيز توجه داشته و به آزاد بودن زنداني در قبول كار بازپروري اهميت مي‌دهند.  اين امر موضوع مهم كتاب نوروال موريس[5] به نام آيندة كيفر زندان را تشكيل مي‌دهد. [6]

برخي ديگر از جمله لواسور شخصيت مجرم را در تعيين مجازات مؤثر دانسته و به پيروي از مكتب دفاع اجتماعي از تشكيل پروندة شخصيت حمايت مي‌كنند. [7]

بدين ترتيب با عنايت به توجه طرفداران نئوكلاسيك معاصر به فردي كردن مجازات و ضرورت اصلاح و درمان مجرم نظرات آنان به جنبش دفاع اجتماعي نزديك‌تر مي‌شود.  بنابراين انديشه‌هاي طرفداران نئوكلاسيك معاصر در جهت تدابيري قرار مي‌گيرد كه براي محدود كردن دامنه مجازات سالب آزادي به منظور انطباق با شخصيت مجرمين و پيشگيري و اصلاح و درمان آنان صورت مي‌گيرد.

 

3-1-3- گفتار سوم – انديشه‌هاي كيفرزدايي

هر چند نشانه‌هاي كيفرزدايي را چنانكه گفتيم مي‌توان در مكاتب كيفري پيشين مشاهده كرد، چنانكه گراماتيكا پيشنهاد كرده بود به جاي مفاهيم جرم، مجرم، مجازات مفاهيم ضد اجتماعي بودن شخصي و اقدامات غيركيفري به منظور اصلاح و بهبود انسان منحرف مورد استفاده قرار گيرد.  مع‌الوصف «جنبش معاصر براي ترك كيفر از پايان سال‌هاي 1960 و آغاز سال‌هاي 1970 در تداوم جنبش ايدئولوژيك آزاديخواهي مطلق به وجود آمد» و از 1975 به علت كثرت جرايم كيفري در قوانين و عدم اجرا يا غيرقابل اجرا بودن بخش مهمي از اين مجموعه قوانين جنبش محدودسازي نظام كيفري كه به تأمين دفاع جامعه از طريق شيوه‌هايي غيركيفري حفظ نظم مي‌انديشد توسعه پيدا كرد.

اين جنبش مراحل سه گانه كيفرزدايي، جرم‌زدايي[8] و سرانجام الغاي حقوق كيفري[9] را معرفي مي‌كند.

«نخستين روش يعني كيفرزدايي شامل كليه اشكال جرح و تعديل در درون نظام كيفري در جهت تخفيف مي‌شود مانند تبديل بزه‌اي از درجه جنايي به درجة جنحه‌اي يا گذاشتن يك اقدام جانشيني به جاي كيفر سالب آزادي». [10]

اين روش علاوه بر تخفيف مجازات حتي شامل حذف كيفر يا تناوب بين كيفر و يك اقدام غيركيفري نيز مي‌گردد. [11] بنابراين اقداماتي كه به محدود نمودن كيفر يا حذف آن مي‌شود در اين قلمرو قرار مي‌گيرند.  مانند: تبديل مجازات به درجه خفيف‌تر يا گذاشتن يك اقدام جانشيني به جاي كيفر سالب آزادي.  كيفرزدايي ممكن است نتيجه عمل قانون‌گذار با مقامات قضائي يا مقامات اجرائي باشد.  قانون‌گذار ممكن است جرمي را از درجه جنايي به درجه جنحه تبديل كند يا امكان تخفيف يا تبديل يا تعليق مجازات را تحت شرايطي پيش‌بيني نمايد.  از طرف ديگر مراجع قضائي با منع تعقيب يا موقوفي تعقيب يا توصيف عمل مجرمانه به نحوي كه به جرم كم اهميت‌تري تبديل شود در تحقق كيفرزدايي نقش اساسي ايفا مي‌كنند و بالاخره در فرايند اجرايي، اقدامات برخي اشخاص به سياست كيفرزدايي كمك مي‌نمايد.  مثلاً پليس از مداخله در بعضي موارد صرف نظر كرده و آن را به نظام‌هاي ديگر اجتماعي محول نمايد.  يا مجني‌عليه از اعلام شكايت خودداري يا از تعقيب و مجازات مجرم گذشت نمايد. [12]

[1] – Von, Hirsh, Doing justice 1979 p.51.

[2] – ژان پرادل، پيشين، ص 116.

[3] – موريس كوسن morriss cosson

[4] – ژان، پرادل، همان، ص 112.

[5] – Morris (N) The Furutre of imprisonment.

[6] – ژان پرادل، پيشين، ص 123.

[7] – محمدعلي معتمد، پيشين، ص 69.

[8] – Decriminalisation اتهام‌زدايي عبارت است از خارج كردن عمل يا فعاليتي را از صلاحيت سيستم كيفري كه تا آن زمان ضمانت اجراي كيفري داشته است. ريموندگسن، پيشين، ص 20.

[9] – Abolitionsim پروفسور هلندي لوك هولسمن پيشنهاد كرده است كه به جاي سيستم كيفري سيستمي قرار دهيم كمتر جنبه الزام و اجبار داشته باشد و در آنجا حقوق مدني (با جبران) و حقوق اداري (با كنترل و ممنوعيت‌ها) براي تضمين حفظ حداقل نظم اجماع كفايت خواهد كرد و اجازه خواهد داد از معايب سيستم كيفري كاملاً منفي اجتناب ورزيد. ]همان، ص 21[.

[10] – ژان پرادل، پيشين، ص 31.

[11] – ريموندگسن، همان، ص 19.

[12] – مارك آنسل، پيشين، ص 105-106.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

مبانی  نظری  جایگزین  های  کیفر حبس در حقوق  کیفری ایران با ملاحظه  قانون  مجازات  اسلامی 1392

Related articles

پایان نامه چالشهای دیوان عدالت:/اجراي آرای ديوان عدالت

استنكاف از اجراي آرای شعب ديوان عدالت موضوع ماده 112 : (در صورتي كه محكومٌ ‌عليه از اجرای رأي، استنكاف نمايد با رأي شعبه صادركننده حكم، به انفصال موقت از خدمات دولتي تا پنج سال و جبران خسارت وارده محكوم مي‌شود. رأي صادر شده ظرف بيست روز پس از ابلاغ قابل تجديدنظر در شعبه تجدیدنظر […]

Learn More

مدلهای حمایت از هوش سازمانی:/پایان نامه درباره هوش سازمانی

سه مدل نظری برای حمایت از هوش سازمانی: ویژگی اصلی پیچیدگی موجود در تمامی انواع سیستم های اجتماعی منجر به تلاش هایی برای دانستن هرچه بیشتر درباره ی مجموعه ای از پارامتر ها که  در واقع به الگوهای رفتاری یک سیستم حمله می کنند و زیرمجموعه ای از پارامترهای طراحی و متغیرهای کنترل و ارتباطات […]

Learn More

پایان نامه تعهد سازمانی-:معرفی ویژگی های شخصیتی

معرفی شخصیت و ویژگی های شخصیتی : شخصیت[1] مفهومی است که افراد پیوسته در زندگی روزمره از آن استفاده می کنند . ” سالواتوره مادی[2] ” شخصیت را این گونه تعریف می کند : ” شخصیت مجموعه ای از ویژگی ها و تمایلات نسبتا ً پایدار است که مشترکات و تفاوت ها در رفتار روانی […]

Learn More