مدیریت – تاریخچه نظام حق العملکاری

بعد از جنگ جهانی دوم فرایندای مدیریت به طور گسترده و با اندازه زیاد شدیدا دچار پیچیدگی شد. این روند دلیل افزایش تعداد واندازه موسسات رقابت کننده، افزایش نقش دولت به عنوان خریدار، فروشنده، قانون گذار و حریف تو یه نظام تجاری آزاد و در نتیجه دلیل دخالت بیشتر اون تجارت بین الملل شد. شاید بشه گفت که بهترین کاهش در روند مدیریت در دهه ۱۹۷۰ انجام شد. در اون دهه برنامه ریزی دراز مدت، تهور جدید در مدیریت، برنامه ریزی و بودجه و سیاست گذاری همه در قاطی کردن. همزمان در جفت و جور و اجرای برنامه ها بیشترین تاکید بر پیش بینیای محیطی و مسائل خارجی انجام شد. همه این جهت گیریای گسترده مدیریت هدف دار، برنامه ریزی هدف دار نامیده می شن.

برنامه ریزی

مدیریت هدف دار، یه رشته تصمیما و کارهاییه که به جفت و جور و اجرای برنامه هایی واسه رسیدن به اهداف یه سازمان میرسه. این روش هدف دار نه وظیفه مهم داره:

    • تنظیم رسالت۱ سازمان در قالبی گسترده که منظور فلسفه و هدفای اون رو در نظر بگیره.
    • فلسفه

    • جفت و جور نمادی از سازمان که در اون شرایط و تواناییای داخلی سازمان مشخص شده باشه
    • آزمایش محیط خارجی سازمان که شامل عوامل رقابتی و عوامل محیطیه
    • موشکافی گزینه های جور واجور سازمان با برابری با محیط خارج
    • موشکافی

    • مشخص کردن بهترین گزینه از راه آزمایش هر گزینه در چارچوب ماموریت ( رسالتای ) سازمان
    • انتخاب یه رشته هدفای دراز مدت و روش هدف دار بزرگ که بشه از اون روش به راه های مناسب ( گزینه های بهینه) رسید.
    • تنظیم هدفای هرساله و روش های هدف دار کوتاه مدت که با هدفای دراز مدت و روش های هدف دار مهم مطابقت داشته باشن.

 

  • به کار گیری راه های هدف دار انتخابی از راه تقسیم منابع بودجه بندی شده که در اون بیشترین تاکید بر کارا، مردم، ساختارا، فن آوریا( تکنولوژی ) و نظامای جایزه دهیه.
  • آزمایش موفقیت استراتژیکی به عنوان یه زیر بنا واسه تصمیم گیریای آینده

برنامه ریزی

مشکلات زیادی در راه برنامه ریزی راهبردی هست که میشه اونا رو به شکل دو دسته کلی طبقه بندی کرد  :

مشکلات

  • نارسائیهای جوهری[۱]
  • نارسائیهای فراگردی

نارسائیهای جوهری در نتیجه از دست دادن توجه کافی به عوامل کلی برنامه ریزی راهبردی مثل تحلیل (رسالت و مقصد سازمان)، (ارزشهای اساسی[۲] و فرهنگ سازمانی )، (قوتها و ضعفهای سازمانی ) و(فرصتها و تهدیدای محیطی ) به وجود میان. در حالی نارسائیهای فراگردی بر مدیریت ضعیف مراحل جورواجور برنامه ریزی راهبردی دلالت دارن(رضائیان ۱۳۸۰).

برنامه ریزی یعنی اینکه از بین گزینه های جورواجور در انتخاب کردن راه های عمل[۳] آینده سازمان به گونه کلی پرداخته شه و واسه هر کدوم از بخشای سازمان گزینشی صورت بگیره. این کار لازمه انتخاب کردن هدفای سازمان و مقاصد هر بخش و تعیین راه های رسیدن به اونا هستش. از این رو برنامه ها واسه رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده روشی عقلایی جفت و جور می کنن. برنامه ریزی هم اینکه برنو آفرینی مدیریت، سخت دلالت داره(کونتز و … ، ۱۳۸۱).

برنامه ریزی میان جایی که هستیم با جایی که می خوایم بدون جا بریم پلی می سازه و موجب می شه تا چیزی که رو که در غیر اون حالت شکل نمی گیره بوجود آید. با اینکه با احتمال خیلی کم   میشه آینده رو درست پیش پیش بینی کرد و با اینکه عاملای بیرون از نظارت ما می تونن با بهترین برنامه های جفت و جور شده مخالف گردند تا وقتی که به برنامه ریزی پرداخته نشه پیش آمدها به بخت واگذار می شه. برنامه ریزی، فرا گرد فکری سختیه که لازم می سازه تا آگاهانه راه های عمل رو تعیین شه و تصمیما براساس هدف، شناخت و برآورده های سنجیده استوار  شه(همون منبع).

[۱] –  substance  errors

[۲] – core  values

[۳] – Action

علمی