متن کامل پایان نامه : عوامل اجتماعی ـ اقتصادی بزهکاری زنان

گفتار سوم-نظریه های مبتنی بر عوامل اجتماعی ـ اقتصادی

امروزه جرم شناسان متقاعد شده اند که وراثت به تنهایی عامل جرم نیست. مطالعات اجتماعی ثابت کرده اند که در بسیاری از موارد وضع نابهنجارجامعه، زمینه ساز و مسبب بزهکاری است. از سوی دیگر، تمام نظریه های جامعه شناختی، به جز چند استثنا، زنان را نادیده گرفته اند. در این نظریات جنسیت را متغیر تبیین گر مهمی ندانسته و چنین فرض می کنند که نظریه های مبتنی بر نمونه ای مردانه را میتوان به زنان نیز تعمیم داد .[۱]

یکی از نخستین تلا شهای واقعی صورت گرفته برای تبیین مجرمیت زنان و چرایی اختلاف مجرمیت دو جنس، تبیین مجرمیت زنان برحسب تمایز اجتماعی نقش های جنسیتی است به عبارت دیگر، اختلاف فرهنگی در مورد اجتماعی کردن دختر و پسر و نظارت شدیدی که بر دختران در خصوص ماندن آنان در خانه اعمال می شود، بر میزان مجرمیت آنان مؤثر است. پسران مجازند آزادانه در بیرون از خانه به سر برند. خانواده وجامعه نیز آنان را به فعالیت بیشتر تشویق می کند. لذا، در نهایت پسران مجال بیشتری برای ارتکاب بزه میابند و همین امر موجب افزایش میزان مجرمیت مردان نسبت به زنان می شود، اما مطالعه ی بزهکاری از زاویه ی اقتصادی، توجه ویژه به محلات فقیرنشین و مشکلات آ نها را موجب شده است.[۲] برخی از

پژوهشگران با توجه به میزان بالای بزهکاری و جنایت در محله های مزبور، در پی کشف دلایل آن برآمده اند. جامعه شناسان چنین دریافتند که پدیده هایی چون صنعتی شدن، شهرنشینی و مهاجرت و به دنبال آن فقر اقتصادی زمینه ساز بزهکار یاند. در نتیجه، ایشان برداشتی زیست محیطی از اجتماع داشتند. بیشترین تحقیقات را شاو[۳]  و هانری مک کی[۴] ، با تحقیق بر روی بزهکاری مردان انجام دادند. [۵]

ساترلند و کرسی اختلاف فاحش جرایم زنان و مردان را از اختلاف موقعیت اجتماعی این دو جنس ناشی میدانند. این دو محقق معتقدند که با برقراری مساوات میان زنان و مردان در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی و تحقق استقلال اقتصادی زنان میزان ارتکاب جرم زنان، به میزان جرایم مردان نزدیک شد. این دو یادآوری می کنند که در داخل هر کشور نوع جرایم زنان بر حسب موقعیت اجتماعی آنان تغییر میی‌ابد .[۶]

مطالعات کمپیل[۷] و کارلن[۸]  نشان می دهد که باید در خصوص این ادعا که خشونت منحصراً از ویژگی های تبهکاری مردان است، محتاط باشیم. زنان ممکن است بسیار کمتر از مردان در جرایم خشن شرکت کنند، اما همیشه از شرکت در ماجراهای خشن بازداشته نمی شوند. افزون بر این، برخی جرایم زنانه ای چون فحشا وجود دارد که در نتیجه ی ارتکاب آن، صرفاً زنان محکوم می شوند و مشتریان مرد آنان مورد تعقیب کیفری قرار نمی گیرند.[۹]

برخی جرم شناسان نیز توجه خود را به بررسی ارتباط میان قانون و جرم، هدف و کارکرد نظام حقوقی و نقش اختیار و اراده ی فرد معطوف نمودند. به اعتقاد طرفداران نظریه ی «برچسب زنی »، هرگاه مجرمان از نظر ویژگی اجتماعی متفاوت از غیر مجرمان باشند، این تفاوت به خودی خود سبب قانون شکنی نمی شود؛ مگر از این جهت که جامعه با استناد به همین ویژگی ها به برخی افراد برچسب مجرم زده و ارتکاب جرم از سوی برخی دیگررا نادیده میانگارد (همان جا). برای اعمال دیدگاه مزبور نسبت به فحشا، روزن بلوم[۱۰] ، در سال ۱۹۸۰ از تعاریف انحراف اولیه و انحراف ثانویه لمرت [۱۱]در سال ۱۹۵۱ بهره جست. از دیدگاه لمرت، انحراف اولیه یا رفتارهایی که میتوان آن را ناشی از شخصیت واقعی فرد کجرو دانست، هر چند ممکن است اعمالی خطرناک تلقی شوند، اما اساساً در خودپنداری شخص تأثیری ندارد. انحراف ثانویه، کجر و یهایی است که در پی واکنش جامعه در برابر کجروی نخستین و به عنوان پاسخ در برابر این واکنش شکل م یگیرد. به این ترتیب، همین که برچسب بزهکار به کودکی زده شد، به عنوان مجرم، تلقی شده و همین گونه با وی رفتار می شود. آن گاه فرد به ورطه ی رفتار تبهکارانه ی بیشتری سقوط میکند و فاصله اش با میثاق های اجتماعی رسمی بیشتر می شود؛ فرد برچسب را پذیرفته و خود را کجرو میبیند. بدین ترتیب، روزن بلوم در مطالعه ی فحشا بر این باور است که ورود به دنیای نامرئی جنسی، گذری از انحراف اولیه به انحراف ثانویه است .[۱۲]

 پایان نامه : بررسی جرم شناختی جرایم زنان و راه های پیشگیری از آن

گفتار چهارم- نظریه های مبتنی بر دیدگاه های فمینیستی

در زمینه ی جرم شناسی، فمینیست ها به دو گروه مارکسیست ورادیکال تقسیم شده و دارای نظرات متفاوتی درباره ی بزهکاری زنان اند. به نظر فمینیست های مارکسیست، عدم مساوات جنسیتی ناشی از نابرابری قدرت زن و مرد در جامعه ی سرمای هداری است. ریشه ی تفاو تها به مالکیت خصوصی و غلب هی مردانه در وضع قوانین و وراثت باز میگردد. در سیستم سرمایه داری،مردان، زنان را در عرصه ی اقتصادی و بیولوژیکی کنترل میکنند و این «درحاشیه بودن مضاعف » توضیحی بر میزان ارتکاب کمتر جرم زنان در یک جامعه ی سرمایه داری است؛ انزوای زنان در خانواده، فرصت کمتری را برای مداخله ی ایشان در جرایم مهم فراهم می کند و نداشتن قدرت، آنان را به سوی جرایم کم اهمیت تر مانند حمل مواد مخدر و فحشا سوق می دهد.[۱۳]

در مقابل، فمینیست های رادیکال، علت بزهکاری زنان را در پدرسالاری (مردسالاری)دانسته و چنین می انگارند که این امر موجب فرودست شدن زنان و هم چنین عاملی برای توجیه خشونت مردان و کنترل جنسیتی زنان می باشد.استثمار زنان توسط مردان موجب می شود زنان قربانی، از خانه گریخته و یا به استعمال مواد مخدر رو بیاورند و در نهایت خشونت مردان، زنان را به درگیری با سیستم عدالت کیفری کشانده و به سوی بزهکاری  سوق میدهد. [۱۴]

برخی از جرمشناسان مانند سیمون و آدلر رشد افزایش جنایت زنان درایالات متحده را در سال های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی، با آزادی ایشان در ارتباط مستقیم دانسته و چنین استدلال میکنند که جنبش زنان، دیدگاه های سنتی ناظر بر ضرورت داشتن رفتاری مقبول از سوی زنان را تغییر داده و راهگشای فرصت هایی برای آنان شده که قبلاً قابل دستیابی نبوده اند. به عقیده ی آدلر هم چنان که زنان در زمین ههای اجتماعی، شغلی و اقتصادی از مزایایی بهره مندشده اند، به همین ترتیب نیز به پیشرفت هایی در زمینه ی رفتار جنایی نایل آمده اند؛ در نتیجه، زنان با قبول نقش های مردانه به کارهای مجرمانه نیز می پردازند.[۱۵]

یکی از نظریه پردازانی که مفهوم نقش جنسیت را در مطالعات مربوط به بزهکاری زنان مورد توجه قرار داده است، روت موریس[۱۶] است. وی معتقد است که مفهوم بزهکاری زنان عمیقاً از «اجتماعی شدن مردان و زنان » متأثر است. او تحقیقات مفصلی برای کشف تفاو تهای میان بزهکاران زن و مرد و نیزمجرمان و غیرمجرمان انجام داد. موریس در آثار خویش  تلاش نمود تئوری مبسوطی از بزهکاری زنان ارائه دهد. وی پایین بودن میزان و تعداد جرایم زنان را از دو امر ناشی میداند: نخست، دسترسی ناچیز به «وسایل نامشروع برای رسیدن به اهداف موفقیت آمیز »؛ و دیگری «مخالفت و نکوهش شدیدتر جامعه از اعمال مجرمانه ی زنان نسبت به مردان ». از دختران بیشتر انتظار می رود تا مطیع باشند و معیارهای اخلاقی در مورد ایشان سختگیرانه تر است. وی در مطالعه بر روی یک گروه شش نفری از مجرمان زن و مرد، مشاهده نمود که دختران در مقایسه با پسران از درگیری با پلیس شرم و خجالت بیشتری احساس می کنند. علاوه بر این، وی دریافت که دختران در صورت ارتکاب خلاف، بیش از پسران از سوی والدین مورد نکوهش قرار می گیرند.[۱۷]

موریس پس از گفتگو با جوانان بزهکار متوجه شد که بزهکاران جوان بیشتر مایل اند با اعضای همان جنس مرتکب خلاف بشوند تا جنس مخالف. همچنین او دریافت که زنان مجرم معمولاً خانواده ای متلاشی داشته و یا از خانواده های پر از مشکل و تنش می آیند .به طور کلی، مطالعات مذکور این نکته را آشکار می کند که باید درخصوص ارتباط «مردانگی » یا خصایص مردانه آ نچنان که عرفاً تعیین شده، بابزهکاری بررسی دقیق تری صورت گیرد. برخی فمینیست ها اظهار کرده اند که نظریه های موجود درباره ی بزهکاری را می توان به گونه ای گسترش داد که در خصوص زنان نیز کاربرد داشته باشد.[۱۸]

به رغم آن که فمینیست ها کوشیده اند نظریه های مردمحورانه ی انحراف، نظیر دیدگاه برچسب زنی را به گونه ای شرح و بسط دهند که بزهکاری زنان را نیز در برگیرد، ایشان اهمیت توجه به عوامل دیگری چون موقعیت اقتصادی زنان، نقش زنان در خانواده و نظارت اعمال شده بر دختران در هر دو قلمروخصوصی و عمومی را، برای درک بزهکاری های زنان یادآور شده اند. با این همه،نظریه های فمینیستی نیز نتوانسته رفتار زنان قانون شکن را به طور کامل تبیین نماید. آنچه مسلم است رفتار زنان بزهکار یا غیربزهکار را باید با ارجاع آن به تشکیلات اجتماع که نق شهایی محدودکننده و استثمارگرانه بر آنان تحمیل می کند، توجیه کرد. از این گذشته، باید پذیرفت که در برخی شرایط اقتصادی و ایدئولوژیکی ممکن است بزهکاری واکنش منطقی زنان و منطبق با درک ایشان از ناتوانایی هایی باشد که اجتماع به لحاظ نقش طبقاتی و جنسی بر آنان تحمیل کرده است. [۱۹]

[۱] داوودی، هما. بزه دیده شناسی زنان و زمینه های مؤثر در کاهش جرایم. فقه و حقوق خانواده  ندای صادق،سال چهاردهم، شماره ۵۰ ، بهار و تابستان ۱۳۸۸ ،ص۱۸

[۲] کریمیان،محمد حسین، بررسی علل سرقت جوانان،پایاین نامه کارشناسی ارشد،دانشگاه آزاد واحد تهران شمال،سال ۱۳۹۰،ص۴۷

 

[۳] . Shaw

[۴] . McKay

[۵] همان،ص۱۹

[۶] رایجیان اصلی، مهرداد. ، ۱۳۹۰ ، بزه دیده شناسی )تحولات بزه دیده شناسی و علوم جنایی جلد اول. چاپ اول. تهران: نشر مؤسسه مطالعات و پژوهشهای حقوقی شهر دانش،ص۵۶

[۷] . Kampil

[۸] . Karlin

[۹] رستمی تبریزی، لمیاء. درآمدی بر رویکرد جنسیتی جرم شناسی، مجله تحقیقات حقوقی، دانشگاه شهید بهشتی، شماره ۵۰ ، پاییز و زمستان ۱۳۸۸ ،ص۱۹

[۱۰] . Rosenblum

[۱۱] . Lemart

[۱۲] سلیمی، علی؛ داوری، محمد.، ۱۳۸۵ ،. جامعه شناسی کجروی. مجموعه مطالعات کجروی و کنترل،اجتماعی. چاپ دوم. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه،ص۹۷

[۱۳] همان،ص۹۸

[۱۴] همان،ص۹۹

[۱۵] شاهیده، فرهاد. مطالعه مبانی بزه دیده شناسی نخستین )علمی( در قانون مجازات اسلامی و چگونگی اعمال آن در آراء دادگاه ها، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه شهید بهشتی،.۱۳۹۱،ص۶۷

[۱۶] . Ruth Morris

[۱۷] صفاری، علی. مبانی نظری پیشگیری از وقوع جرم، مجله تحقیقات حقوقی، دانشگاه شهید بهشتی، شماره ۳۴ ۳۳ ، ۱۳۸۰،ص۳۲

[۱۸] شاهیده، فرهاد. مطالعه مبانی بزه دیده شناسی نخستین علمی  در قانون مجازات اسلامی و چگونگی اعمال آن در آراء دادگاه ها، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه شهید بهشتی،.۱۳۹۱،ص۱۵

مقاله - متن کامل - پایان نامه

[۱۹] همان،ص۳۴

Related articles

پایان نامه ارشد : تفاوت جرایم زنان و مردان

مبحث سوم- بررسی تفاوت جرایم زنان و مردان تحقیقات انجام شده حکایت از این دارند که جرایم زنان به ندرت متضمن خشونت بوده، و تقریباً همگی از جرایم کم اهمیت ترند. برخی فمینیست ها چون لنارد ( ۱۹۸۲ ) و اسمارت ( ۱۹۷۷) معتقدند که جرم شناسی سنتی برای جرایم زنان توضیح مناسبی ارائه نداده […]

Learn More

دانلود پایان نامه با موضوع تأثیرپذیری پیشگیری از جـرم : تحولات اجتماعی

مبحث هفتم- تأثیرپذیری پیشگیری اجتماعی ازتحولات اجتماعی پیشگیری اجتماعی را میتوان نسل حقوق بشری پیـشگیری از جـرم دانـست کـه در بستر نظریه های انتقادی جرمشناسی متولد شده اسـت. ایـن نـوع پیشگیری موضوع اصلی مطالعات علوم جنـایی اسـت کـه جایگـاه ویـژه ای در میـان انـواع راهبردهـای پیـشگیرانه حـوزه مطالعـات جـرم شـناختی پیـدا کـرده و تمایـل و […]

Learn More

منابع پایان نامه و مقاله در مورد شایع ترین جرایم در میان زنان

مبحث پنجم- شایع ترین جرایم در میان زنان جرم هایی مثل سقط جنین ، نوزاد کشی و نیز کودک آزاری، از جمله جرایمی هستند که مرتکبین اصلی آنها زنان هستند.به گزارش جهان، بااینکه ممکن است در نگاه اول چنین تصور شود که تفاوتی میان ارتکاب جرم زنان با مردان وجود ندارد اما جرم شناسی در […]

Learn More

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *