می 19, 2021

شئون رسالت حضرت عیسی علیه السلام از نگاه قرآن و عهد جدید- قسمت ۹

ترجمه: فرق بین نبی و رسول این است که رسول بدون واسطه از خدا خبر می‌دهد و برای او شریعت است نبی ملک را در خواب می‌بیند و صدایش را می‌شنود اما با چشم ملک را نمی‌بیند و رسول صوت ملک را می‌شنود و در خواب و بیداری او را می‌بیند و رسول می‌تواند از فرشتگان نیز باشد اما نبی فقط از میان انسانهاست.[۱۶۳]
پس از نقل قولها در رابطه با نبوت و رسالت و تفکیک کردن مفهوم نبی و رسول کمترین جمع بندی این است که بر اساس مستندات فوق اولا بین دو شأن رسالت و نبوت تفاوت هست زیرا تفاوت گاه به دیدن و شنیدن ملک و صدایش برگشت و گاه به داشتن یا نداشتن شریعت و گاه به واسطه بین خدا و مردم بودن است. و ثانیا رسالت جایگاهی برتر از نبوت است و ثالثا این دو شأن قابل جمع در یک نفر هست و رابعا حضرت عیسی علیه السلام از جمله پیامبرانی هستند که هم رسول هست و هم نبی.
اگر ملاک در رسول بودن را داشتن شریعت مستقل و آوردن کتاب جدید بدانیم حضرت عیسی علیه السلام از نگاه قرآن واجد هر دو خصوصیت بودند در عین حال توجه به این نکته لازم است که پیام آورانی که کتاب و شریعت جدید داشته‌اند، ارتباط وثیق‌تری با عالم غیب و ملائکه داشته‌اند و به این لحاظ می‌توان خصوصیت مشاهده ملک در بیداری و شنیدن صدای او را که از ویژگیهای رسالت شمرده شده است در مورد ایشان صادق دانست. آیات زیر هم به رسالت و هم به رسول بودن ایشان و هم به نبی بودن ایشان اشاره دارند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

آیات دال بر رسالت و نبوت حضرت عیسی علیه السلام

 

در آیات زیادی اشاره به نبوت و رسالت حضرت عیسی علیه السلام شده است که هم به جنبه شخصیتی ایشان اشاره دارند و هم به موضوع کتاب و معجزات اشاره دارند. بعضی از این آیات بصورت خصوصی به حضرت عیسی علیه السلام اشاره دارند و بعضی دیگر حضرت عیسی علیه السلام را با پیامبران دیگر مطرح می‌کند.
« شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصىَ‏ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَ مَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِیسىَ أَنْ أَقِیمُواْ الدِّینَ وَ لَا تَتَفَرَّقُواْ فِیهِ کَبرَُ عَلىَ الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللَّهُ یجَْتَبىِ إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَ یهَْدِى إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ»[۱۶۴]
ترجمه فولادوند: از [احکامِ‏] دین، آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد، براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که: «دین را برپا دارید و در آن تفرقه‏اندازى مکنید.» بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوى آن فرا مى‏خوانى، گران مى‏آید. خدا هر که را بخواهد، به سوى خود برمى‏گزیند، و هر که را که از در توبه درآید، به سوى خود راه مى‏نماید.

 

نبوت حضرت عیسی علیه السلام و ایتاء کتاب

 

«قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا»[۱۶۵]
ترجمه فولادوند:[کودک‏] گفت: «منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.
حضرت عیسی علیه السلام و رسول بودنشان
«ثمُ‏َّ قَفَّیْنَا عَلىَ ءَاثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَ قَفَّیْنَا بِعِیسىَ ابْنِ مَرْیَمَ وَ ءَاتَیْنَهُ الْانجِیلَ وَ جَعَلْنَا فىِ قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَهً وَ رَحْمَهً وَ رَهْبَانِیَّهً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَیْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَایَتِهَا فَاتَیْنَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنهُْمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِّنهُْمْ فَاسِقُون».[۱۶۶]
ترجمه المیزان: به دنبال آن رسولان خود را گسیل داشتیم، و عیسى بن مریم را فرستادیم، و به او انجیل دادیم، و در دل پیروانش رأفت و رحمت و رهبانیتى قرار دادیم که خود آنان بدعتش را نهاده بودند، و ما بر آنان واجب نکرده بودیم، اما منظور آنان هم جز رضاى خدا نبود، اما آن طور که باید رعایت آن رهبانیت را نکردند، و در نتیجه به کسانى که از ایشان ایمان آورده بودند، اجرشان را دادیم و بسیارى از ایشان فاسق شدند.
با توجه به اینکه اثبات شد حضرت عیسی علیه السلام هم نبی و هم رسول است به سراغ شأن نبوتی و رسالتی حضرت عیسی علیه السلام رفته و مقصود خود را از این شأن بیان می‌کنیم.
مقصود از شأن نبوتی ورسالتی، آن است که ایشان به عنوان نبی و رسول هم خبر از غیب می‌دهد و هم جایگاه رفیعی دارد و هم اینکه رسالت اجرای فرامین الهی که در قالب وحی و کتاب به ایشان داده شده، بر عهده دارد و هم جنبه اصلاحگری در حوزه اخلاق و شریعت در قاموس پیامبری ایشان وجود دارد. بنابر‌این در این شأن ما به جنبه هایی از کارهای آن حضرت که در قالب ارائه دین به مردم است و برای انسانها دیدگاه دین درباره عالم را ارائه می‌دهد و بینش جهان شناسانه دینی را به مردم بیان می‌کند و خود را در این رابطه مامور و مرسل می‌شناسد و همچنین اخبار غیبی می‌دهد و در راستای هدف دینی‌اش معجزه می‌کند و دست به اصلاحاتی می‌زند، همه این موارد را جزء شأن نبوتی و رسالتی ایشان در نظر می‌گیریم بنابراین به سراغ آیات قرآن در این فصل رفته و هر جنبه‌ای که با این شأن مرتبط است را در ذیل شأن نبوتی و رسالتی می‌آوریم.

 

مصادیقی از شأن نبوتی و رسالتی حضرت عیسی علیه السلام

 

اولین مسئله در اینجا این است که هم خدا و هم خود آن حضرت با صراحت تمام به جنبه پیامبری اشاره کرده‌اند و هر مشخصه‌ای که برای یک پیامبر لازم است همه در دو آیه پشت سر هم آمده بطوریکه علم کتب آسمانی و تعیین مخاطب و قدرت معجزه و اخبار از غیب و آینده، همه مطرح شده و به حضرت عیسی داده شده است.
وَ یُعَلِّمُهُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ التَّوْرَئهَ وَ الْانجِیلَ وَ رَسُولاً إِلىَ‏ بَنىِ إِسْرَءِیلَ أَنىّ‏ِ قَدْ جِئْتُکُم بَِایَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ أَنىّ‏ِ أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّینِ کَهَیَْهِ الطَّیرِْ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیرَْا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُکُم بِمَا تَأْکلُُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فىِ بُیُوتِکُمْ إِنَّ فىِ ذَالِکَ لاََیَهً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ.
ترجمه: و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل مى‏آموزد. و [او را به عنوان‏] پیامبرى به سوى بنى اسرائیل [مى‏فرستد، که او به آنان مى‏گوید:] «در حقیقت، من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‏اى آورده‏ام: من از گِل براى شما [چیزى‏] به شکل پرنده مى‏سازم، آن گاه در آن مى‏دمم، پس به اذن خدا پرنده‏اى مى‏شود و به اذن خدا نابیناى مادرزاد و پیس را بهبود مى‏بخشم و مردگان را زنده مى‏گردانم و شما را از آنچه مى‏خورید و در خانه‏هایتان ذخیره مى‏کنید، خبر مى‏دهم مسلماً در این [معجزات‏]، براى شما- اگر مؤمن باشید- عبرت است.»
با توجه به اینکه حضرت عیسی علیه السلام حائز همه ملاکات پیامبری است لذا آیاتی که به شأن نبوتی و رسالتی ایشان مربوط است در ذیل هر یک از ملاکات می‌آوریم.

 

۱- ملاک إخبار از غیب و آینده

 

در تعریف نبی گذشت که یکی از ملاکهای نبی خبر دادن از غیب و آینده است و این ملاک درباره حضرت عیسی علیه السلام نیز وجود دارد که چند مورد در قرآن و در موضوعات مختلف مانند خبر از خوردنیهای مردم و انباشته‌هایشان، خبر از نبوت پیامبر اسلام، خبر از نبوت و رسالت و دریافت کتاب برای خودشان در آینده، زمانی که نوزاد بودند، آمده است.

 

خبر از خوردنیها و ذخیره‌های مردم

 

«أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فی‏ بُیُوتِکُمْ»[۱۶۷]
ترجمه: شما را از آنچه مى‏خورید و در خانه‏هایتان ذخیره مى‏کنید، خبر مى‏دهم.

 

بشارت آمدن پیامبر اسلام

 

« وَ إِذْ قَالَ عِیسىَ ابْنُ مَرْیمَ‏َ یَبَنىِ إِسْرَءِیلَ إِنىّ‏ِ رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکمُ مُّصَدِّقًا لِّمَا بَینْ‏َ یَدَىَّ مِنَ التَّوْرَئهِ وَ مُبَشِّرَا بِرَسُولٍ یَأْتىِ مِن بَعْدِى اسمُْهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُم بِالْبَیِّنَاتِ قَالُواْ هَذَا سِحْرٌ مُّبِینٌ »[۱۶۸]
ترجمه: و هنگامى را که عیسى پسر مریم گفت: «اى فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوى شما هستم. تورات را که پیش از من بوده تصدیق مى‏کنم و به فرستاده‏اى که پس از من مى‏آید و نام او «احمد» است بشارتگرم. » پس وقتى براى آنان دلایل روشن آورد، گفتند: «این سحرى آشکار است. »
یکی از شئون رسالت ایشان بشارت به پیامبر اسلام است. و آن حضرت برای این تبشیر ابتدا برای بنی‌اسرائیل مقدمه چینی کرده و خود را فرستاده خدا به سوی آنها معرفی کرده و و تورات را تصدیق کرده و بعد، بشارت پیامبری را بعد از خود داده است.

 

خبر از نبوت و رسالت و دریافت کتاب

 

آن حضرت در اولین معجزه‌شان که در نوزادی اتفاق افتاد و آن معجزه صحبت کردن در نوزادی بود خود را بنده خدا معرفی کرده و خبر از دریافت کتاب و مبعوث شدن داد.
«فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُواْ کَیْفَ نُکلَِّمُ مَن کاَنَ فىِ الْمَهْدِ صَبِیًّا قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا»[۱۶۹]
ترجمه: [مریم‏] به سوى [عیسى‏] اشاره کرد. گفتند: «چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است سخن بگوییم؟» [کودک‏] گفت: «منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.

 

۲-ملاک معجزه

 

یکی دیگر از ابعاد ملاکات انبیاء معجزه آنها است. این مورد نیز برای حضرت عیسی علیه السلام وجود دارد. معجزات آن حضرت به دو قسمت تقسیم می‌شود که قسمی مربوط به دوران نوزادی است و قسم دیگر مربوط به سن بزرگسالی ایشان است. معجزه دوران نوزادی، تکلم در نوزادی است و قسم دوم شامل خلق پرنده، شفای بیماران، زنده کردن مردگان، اخبار غیبی.
اکنون آیات مربوط به معجزات ایشان را مطرح می‌کنیم.
در آیه زیر موضوع خلق پرنده و شفای بیماران و زنده کردن مردگان مطرح شده است و چون اخبار از غیب را در قسمت قبلی آوردیم لذا اینجا به آن پرداخته نمی‌شود.
«وَ رَسُولاً إِلى‏ بَنی‏ إِسْرائیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْیِ الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ …»[۱۷۰]
ترجمه: «و [او را به عنوان‏] پیامبرى به سوى بنى اسرائیل [مى‏فرستد، که او به آنان مى‏گوید:] «در حقیقت، من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‏اى آورده‏ام: من از گِل براى شما [چیزى‏] به شکل پرنده مى‏سازم، آن گاه در آن مى‏دمم، پس به اذن خدا پرنده‏اى مى‏شود و به اذن خدا نابیناى مادرزاد و پیس را بهبود مى‏بخشم و مردگان را زنده مى‏گردانم … »
حضرت عیسی علیه السلام در دوران نبوت خود مظهر خدای خالق و زنده‌کننده بود. ایشان در زمانی‌که عده‌ای از یهودیان به نام صدوقیان منکر معاد بودند با معجزات الهی بر خالق و محیی بودن خداوند تصریح کرد.
فرهنگ ادیان جهان این گروه را اینطور معرفی می‌کند:
«دسته‌ای مذهبی در یهودیت، بین ۱۵۰ ق‌م و ۷۰ م‌. خاستگاه نام‌‌گذاری‌شان معلوم نیست. صدوقیان از لحاظ اعتقادی محافظه‌کار بودند؛ دیدگاه‌های دوره‌ پس از اسارت [در بابل] راجع به فرشتگان و ارواح پلید و عقیده به معاد جسمانی را رد می‌کردند؛ نظر‌هایی درباره پاکی که به نظرات آن‌ ها شباهت دارند شاید در برخی از طومارهای بحرالمیّت باقی مانده باشند. آنان از لحاظ اجتماعی از اشراف بودند و از روحانی‌ـ شاهان حَشمونیان و خاندان‌های مهم روحانی دوره‌های هیرودیسی و رومی حمایت می‌کردند. به نظر می‌رسد که آنان با عیسی به سبب دیدگاهش در مورد معبد مخالف بوده باشند و در برابر کلیسای اورشلیم، به‌ویژه به علت تأکیدش بر رستاخیز، عَلَم مخالفت برافراشتند».
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
تکلم در نوزادی هم یکی از معجزات آن حضرت بود که در زیر می‌آید.
«فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُواْ کَیْفَ نُکلَِّمُ مَن کاَنَ فىِ الْمَهْدِ صَبِیًّا قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا»[۱۷۱]
ترجمه: [مریم‏] به سوى [عیسى‏] اشاره کرد. گفتند: «چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است سخن بگوییم؟» [کودک‏] گفت: «منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است.
خداوند این معجزه را جهت نشان دادن قدرت خود و برطرف کردن تهمتی که عده‌ای به حضرت مریم جهت نوزادش زدند بوسیله حضرت عیسی علیه السلام جاری کرد.

 

۳- ملاک ابلاغ دین

 

حضرت عیسی علیه السلام به عنوان یک پیامبر و از ناحیه شأن نبوتی و رسالتی خود موظف بودند مهمترین و اصلی‌ترین آموزه دین را که همان توحید است، به مردم ابلاغ کنند. آن حضرت در اولین معجزه‌شان که تکلم در نوزادی بود به بیان این اصل دینی پرداختند و روش درست دین الهی و راه صحیح دین را به مردم بیان کردند.
«قَالَ إِنىّ‏ِ عَبْدُ اللَّهِ ءَاتَئنىِ‏َ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا… وَ إِنَّ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبُّکمُ‏ْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ»[۱۷۲]
ترجمه: «[کودک‏] گفت: «منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است… و در حقیقت، خداست که پروردگار من و پروردگار شماست، پس او را بپرستید. این است راه راست».
کلماتی که حضرت عیسی علیه السلام در مهد گفته است با تأکید بر بندگی خود شروع شده و با دعوت به پذیرش خدا به عنوان ربّ و دعوت به عبادت او خاتمه یافته و عبادت خدا را تنها صراط مستقیم معرفی کرده‌است.
ایشان علاوه بر بیان اصل و اساس دین، مصدِّق تورات نیز بودند زیرا حکمت و اراده خدا بر این بود که تورات در زمان حضرت عیسی علیه السلام نیز معمول باشد لذا در کنار اینکه خود را نبی معرفی می‌کند تورات را نیز تصدیق کرده است.
«وَ قَفَّیْنَا عَلىَ ءَاثَرِهِم بِعِیسىَ ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَینْ‏َ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَئهِ وَ ءَاتَیْنَاهُ الْانجِیلَ فِیهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَینْ‏َ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْرَئهِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَهً لِّلْمُتَّقِینَ»[۱۷۳]
ترجمه: و عیسى پسر مریم را به دنبال آنان [پیامبران دیگر] درآوردیم، در حالى که تورات را که پیش از او بود تصدیق داشت، و به او انجیل را عطا کردیم که در آن، هدایت و نورى است و تصدیق‏کننده توراتِ قبل از آن است، و براى پرهیزگاران رهنمود و اندرزى است.
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *