اکتبر 20, 2020

راهکاری های تحقق خانواده مطلوب

کلا، ایمان، باورها و ارزشای مذهبی، از دو راه مهم بر ثبات و استواری خونواده و تحقق خونواده مطلوب تاثیر میذاره.

۲-۸-۱-۱٫معنا بخشیدن به زندگی و ایجاد حس رضایت :

راه اول، معنا بخشی به زندگی و ایجاد حس رضایت در افراد امیدوار ساختن اونا به آینده س که نتیجه اون، افزایش  سازگاری افراد با مشکلات و دشواریای زندگیه. از آثار ایمان به خدا، تسلیم و رضا به مقدرات الهیه. فرد باید باور داشته باشه که همه رویدادهای جهان، به شرط اذن خدا و توانیه که اون به اسباب و علل افاضه می کنه. علاوه بر این، خدا نه فقط به مصالح آدم آگاه تره، بلکه بیشتر از اونا بر ایشون خیر خواه و خوشبختی طلبه. پس، همه حوادث در جهت خیر و صلاح آدما روی میده. تسلیم و رضا به حوادث جهان که براساس خواست خداس، واسه انسانی که هم به امور ماورای طبیعت باور داره و هم به خدا تعلق عاطفی داره، چیزی مطلوب میشه، اما اگه تسلی رضای الهی نشه، وضعیت مشکل تر می شه.

مشکلات

سیره امام سجاد در زندگی به گونه ایه که نشون از رضامندی اون حضرت از خدا در همه زمینه هاست. امام باقر فرمودن: «سخت مریض شدم بابام به من گفت: چه میل داری؟ گفتم: دوست دارم چیزی که خدا برام خواسته بر خلاف ان درخواستی نداشته باشم. فرمود: احسنت! مثل ابراهیم خلیل شده ای؛ اون طور که جبرئیل به اون گفت: حاجتی داری؟ گفت: در مقابل خدا اعلام نظری نداره. اون کافیه و اون بهترین پشتیبان منه.» (مجلسی، ۱۳۶۴،۴۶ :۶۷ )

 

۲-۸-۱-۲-. تقویت اخلاق و کنترل داخلی:

راه دوم تقویت و تحکیم مبنای اخلاقی فرده که از یافته های اون، ایجاد یه عامل کنترل درونیه که از توسل شخص به اقدامات طالمانه و خشونت در روابط خانوادگی جلوگیری می کنه.

با در نظر گرفتن اینکه خیلی از نزاعای خانوادگی و خشونتا در زذایل اخلاقی افراد ریشه داره، میشه این ادعا رو مطرح کرد که آراسته بودن زن و شوهر به فضایل اخلاقی، یکی از مهم ترین عوامل ثبات و تحکیم خانواده س.

روشنه که اگه زن و شوهر از ویژگیای اخلاقی با ارزشی مانند صداقت، وفاداری، اعتماد، خیرخواهیو انصاف بهره مند بوده، از اموری مانند خودخواهی، خود اساسی، تحقیر بقیه، توهین به اونا، حسادت، کینه توزی و دورویی مبرا باشن، خیلی از تنشا، بدرفتاریها، خشونتا و اختلافات خراب کننده، از ساحت زندگی خانوادگی رخت بر خواهد بست؛ چون پای بندی به اصول اخلاقی، قوی ترین عامل کنترل داخلی افراداست. از این رو، اسلام از بین معیارهای زیاد گزیشن همسر، به شکلی کم مثل بر تربیت اخلاقی فرد تاکید کرده. (بستان، ۱۳۸۵، ۲۱۹)

 

۲-۸-۲- بچه بیاری

خیلی از تحقیقات و تجربه های عینی نشون میدن که تولید بچه، به عنوان مهمترین محصول پیوند زناشویی در تحکیم و اثبات خونواده نقش ممتازی اجرا می کنه. در مقابل، عقیم بودن و شکست در تولید بچه، به ویزه در صورت اشتیاق وافر و زوج و وجود حساسیتای محیطی تشویق کننده، در خیلی از موارد، فروغ مهر و صفا رو در روابط زناشویی ضعیف و پیوندهای دوطرفه رو سست می گردونه.

بچه خواهی، شدیدا ناراحت از شرایط اقتصادی فرهنگیه، تا اونجا که در بعضی جوامع، نازایی زن دلیل کافی واسه طلاق ایشون محسوب می شه. در مقابل، در جوامع غربی با تعداد خیلی از زوجایی روبهرو میشیم که بچه رو مانع پیشرفت فردی یا رسیدن به عشق و دیگه آرزوهای شخصی می دونن. (بستان، ۱۳۹۰، ۲۰۴)

اقتصادی

هر چند دوری از داشتن بچه، گرایشیه که تاثیر پذیری از فرهنگ غربی به وجود آمده، با در نظر گرفتن آموزهای دینی، به طور قطع فرزندان می تونن اثرات مثبت و سازنده ای در زندگی والدین داشته باشن.

 

 

 

۲-۸-۳- محدودیت روابط جنسی در چارچوب زناشویی

یکی از عواملی که نقش تعیین کننده در جهت یابی آدما به تشکیل خونواده و در مرحله بعد در حفظ، ثبات و استواری خونواده داره، منحصر کردن ارضای غریزه جنسی به چارچوب ازدواج مشروعه. در شرایطی که مردم به خونواده به عنوان مکان انحصاری ارضای نیازای جنسی نگاه نکنن، اندازه تعهد عمومی نسبت به حفظ این نهاد اجتماعی شدیدا کم میشه.

ازدواج

۲-۸-۴- تقویت روحیه غیرت ورزی

غیرت ورزی جنسی، از اخلاق جنسیه که بروز و رشد اون، بیشتر از هر جا دیگری در محیط خونواده دیده میشه. بر خلاف دیدگاهی که غیرت رو از بحث حسادت و فقط محصول عوامل فرهنگی،و به وجود اومده توسط گرایش مردان به تملک زنان می دونه. (کلاین برگ[۱]، ۱۳۸۶)

 

۲-۹-وظایف و نقشای زن و شوهر در ایجاد رضایت

روایات اهل بیت یه سری از وظایف و نقشا رو به شکل رفتارهایی جور واجور و جورواجور به زن و مرد پیشنهاد می کنه که در بعضی موارد رفتاری مشتکر و مشابه رو به همسران پیشنهاد می کنه و در مواردی، مشترک ومتفاوت، هم اینکه از روایات میشه رفتارای اختصاصی زن و مرد رو هم به دست آورد.

پس، نظام اسلامی خونواده، بر بعضی مبانی ارزشی استواره که تمایزای جنسیتی از مهم ترین اونا هستش. اسلام براساس تفاوتای جنسیتی طبیعی و بادر نظر گرفتن اهداف اصلی و فرعی خونواده، تمایزهایی رو بین زن و مرد در نایحه وظایف و نقشا قایل شده (بستان، ۱۳۸۸، ۲۹۲) و واسه تنظیم روابط زن و شوهر پیشنهاد هایی به هر یک داره که با ابعاد روان شناختی اونا متناسبه (سالاری فر، ۱۳۸۸، ۷۵)

پیبشوایان دین وظایفی رو متناسب با ساختار جنسی مردان و زنان، در نظر گرفته و به اونا ارزش بخشیده ان (مصباح و بقیه ، ۱۳۷۴، ۱۰۰۶) این تمایزها در موارد زیادی مثل اطاعت زن، سرپرستی مرد، حمل اختلافات زناشویی، تکریم زن، سپاسگذاری از مرد و… به چشم می خورن.

مرد وزن هر یک دارای گنجینه ای  متفاوت از اطلاعات هستن که ساختار فیزیک و روانی اونا رو در سالای بعد مشخص می سازه. هر بخش از این اطلاعات که از راه ژنا و کروموزما منتقل  می شن، در زمان خاصی فعال شده و چارچوب عملکردی فرد حامل رو تعیین می کنن.(گروهی از نویسندگان،۱۳۹۰،۸۷)

پژوهشا نشون میده، رشد شخصیت زن و مرد در ظاهر مثل همه، اما در واقع فرق داره و در مراحل جور واجور رشد، دو جنس ویژگیای جداگونه ای دارن. (لطف آبادی،۱۳۸۱،فصل ۳و۴). از دیدگاه اسلام هم تفاوتای جنسیتی به وجود اومده توسط عوامل جغرافیایی ، تاریخی و یا اجتماعی نیس، بلکه به وجود اومده توسط اصل آفرینشه (مصباح و بقیه، ۱۳۷۴، ۱۰۲۴)

با پذیرش تفاوتا و احترام به اونا، حدود و مرزهای رفتار افراد مشخص می شه و هیچوقت زن و مرد انتظار رفتاری مثل خود رو از دیگری ندارن و اگر با برخوردی متفاوت با خود مواجه شدن، اون رو تحقیر نمی کنن. خیلی از اختلافات خانوادگی به وجود اومده توسط همین انتظارات بی جاست (مشخص الاسلام و طیبی، ۱۳۸۰، ۱۶۵) زن و مرد هر یک دارای ویژگیای مخصوص به خود هستن و  شرط خوشبختی هر کدوم از اونا و واقعا، جامعه بشری اینه که هر کدوم براساس ویژگیای خود حرکت کنن (مصباح و بقیه، ۱۳۷۴، ۱۰۲۳)

امیر المومنین علی در کلامی قشنگتر، به فرق زن و مرد این جور اشاره می فرمایند: (مجلسی، ۱۴۰۴ق)

زن موظفه یا می تونه عقل و اندیشه انسانی خود رو در ظرافت عاطفه و زیبایی گفتار و رفتار ارائه دهد، اون طور که مرد موظفه و می تونه هنر خود رو در اندیشه انسانی و تفکر عقلانی خود روشن سازه.(جوادی آملی ۱۳۷۸، ۳۵)

این فرق و تفاوت وظایف و نقشا رو میشه در کامل ترین و جامعه ترین وضعیت خود در زندگی امیر المومنین و حضرت زهرا مشاهده کرد. امیر المومنین تعامل با همسرشون رو این جور توصیف می کنن: «به خدا قسم تا فاطمه زنده بود، نه اون رو عصبانی نمودم و نه به کاری مجبورش نمودم، اون هم نه منو عصبانی کرد و نه در کاری ازم نافرمانی کرد. وقتی که به اون نگاه می کردم غما و اندوها ازم برطرف می شد» (مجلسی، ۱۴۰۴ق،۴۳ : ۱۳۴ )

از طرف دیگه، با شناخت جایگاه امام اول شیعیان دختر پیامبر میشه اینجور نتیجه گرفت که فرق وظایف و نقشا، پایه ذاتی داشته و هیچ وقت جنبه ارزشی و فضیلت و برتری نداره، کما اینکه خدا حکیم هم می فرماید: (نساء: ۱۲۴)؛ و کسی که چیزی از اعمال صالح رو انجام بده، خواه مرد باشه یازن، در حالی که ایمان داشته باشه، اونقدر کسائی داخل بهشت می شن و کم ترین ستمی به انان نمیشه. بر این پایه، فقط مردان نیستن که استعداد و توانایی انجام دادن کارا و وظایف مهم رو دارن و با به دست آوردن موقعیتای مناسب بر انجام دادن  اون تلاش میکنن، بلکه زنان هم از اینجور موقعیتی بهره مند هستن، هر چند نوع وظایف و موقعیتای مناسب واسه زنان از وظایف و موقعیتای مردان متمایزه (مصباح و بقیه، ۱۳۷۴ ، ۱۰۰۸)

 

[۱] klienberg

View all posts by →