تعاریف کودکان کار و خیابانی ، خصوصیات ، ساختار اجتماعی ، ویژگی های روانی ، اجتماعی وعلل پیدایش کودکان کار و خیابانی

در این فصل به طور کوتاه به مباحثی چون تعاریف کودکان کار و خیابانی ، خصوصیات ، ساختار اجتماعی ، ویژگیای روانی ، اجتماعی وعلل پیدایش کودکان کار و خیابانی اشاره می کنم و بعد به تعاریف رابطه ، شناخت فرا گرد و مدلهای ارتاطی و هدف رابطه می پردازم و اصول و مواردی رو در مورد رابطه موثر، مشکلات ارتباطی ، مهارتهای روابط انسانی ، مراحل بهبود رابطه رو عنوان می کنم . ودر آخر با الهام از مدل ارتباطی سیستمای  فرهنگی  هستی گرا و مدل ارتباطی گربنر کمک گرفته و مبانی خاص نظری در تدوین پرسشنامه جهت مددکاران رو براساس مدل ارتباطی NLP سازمان میدم . براساس این نظریه به چهار زمینه ایجاد رو پورت ، ایجاد رابطه روشن ، راضی سازی ، روبرو شدن با مقاومت می پردازم.

مشکلات

تعاریف کودکان کار و خیابانی

به باور بعضی از محققان هنگا می که از کودکان خیابانی در معنی دقیق یا روشن کلمه سخن می گیم منظور کودکان خیابانی هستن و تصور قالب هم از کودکان خیابانی همینه. واژه فرانسوی که هم در تفسی موسع و هم در تفسیر مضیق بکار میره عبارتست از (Lesen fantesde lane) که نسبت به واژه انگلیسی(Street children) در ر گیرنده (Children onthe street ) و هم اینکه تعریف مضیق ( Children of the street ) دارای مشکل و اشکاله . هم اینکه به کودک خیابانی « کودک بی خانمان» (Homeless children)  هم میشه گفت . د آفریقای جنوبی به اونا (Malapipe) یعنی کسائی که در فاضلابها می خوابن ، در تانزانیا (Chan gudou) بمعنای ماهیهایی که به دلیل کوچیکی زیاد بی مصرف هستن و صیادان اونا رو دوباره به دریا میندازن و هم اینکه دزدان (thievds) ، طاعون (pests) و اوباش ( Hood lums) در ویتنام به اونا ( uidoi) یعنی کودکان خاکی ( Dast children) و در برزیل به اونا (Marginis) می گن.بعضیا فکر می کنند که واژه کودکان خیابانی در دهه ۱۹۸۰ میلادی واسه توضیح و تشریح کو دکانی بکار می رفت که بیشتر اوقات خود رو در خیابانها با مشاغل جورواجور می گذرونن با بررسی و مطالعه متون به نظر می رسه تعریف کامل و مانع مورد قبول همه واسه واژه نامبرده وجود نداره و این به وجود اومده توسط دیدگاه های متفاوت درباره پدیده کودکان خیابانیه به عنوان نمونه به بعضی از این تعاریف می پردازیم .

در تحقیق منتشره از طرف صندوق کودکان سازمان ملل متحده« یونیسف» د تهران کودکان خیابانی اینجور تعریف شدن : کودکانی که کلی وقت خود رو بدون سرپرستی بزرگسالان در خیابانها می گذرونن.

 

در تعریفی دیگه که از یونیسف در سال ۱۹۹۷ارائه شده آمده:

کودکان خیابانی به کودکانی می گن که در شهرای بزرگ واسه ادامه بقاء خود مجبور به کار یا زندگی در خیابانها هستن. این تعریف سه ایراد داره .اول: عبارت«شهرهای بزرگ» مبهم و از اون تعریفی ارائه نشده و معلوم نیس که منظور از بزرگی یه شهر ابعاد جغرافیایی یا تعداد ساکنان اون هستش. دوم: ممکنه کودک یا زندگی در خیابون رو به اختیار پذیرفته باشه . سوم: اگه منظور از زندگی در خیابانها گذروندن شب  و روز در خیابون باشه این تعریف ، کودکانی رو که در خیابون کار یا زندگی نمی کنن اما با این حال مدت قابل توجه ای از روز یا شب رو در اون می گذرونن رو شامل نمیشه..
این مطلب ، فقط تیکه ای از متن یه پایان نامه س . متن کامل پایان نامه در سایت zusa.ir هست.
« خوزه آرتور دیوس» در مقاله ای با عنوان « وضعیت کودکان خیابانی در آمریکای لاتین کودکان خیابانی رو صغاری می دونه که دوره های وقتی قابل توجه و بیشتر منظمی از عمر خود رو تنها یا به صورت گروهی در خیابانها می گذرونن . این تعریف با اینکه ایرادات تعاریف قبلی رو نداره با این حال دوره های وقتی قابل توجه و بیشتر منظم کاریه که به نظر می رسه به عرف  و شرایط اجتماعی بستگی داره . مثلا کودکی که تنها یه هفته رو در خیابون بگذرونه کودک خیابانی به حساب نمیاد . حال اینکه به باور ما گفته واژه کودک خیابانی بر اون مانعی نداره چون مدت خیابانی بودن تاثیری در وجود امر نداره.

این کودکان رو به چند گروه تقسیم می کنن[۱] :

۱- کودکانی که در خیابون زندگی می کنن اولین نگرانی اونا زنده موندن و داشتن سر پناه س.

۲- کودکانی که از خونواده جدا شدن و موقتا در مأمنی مانند خونه های متروک و پناهگاهها زندگی می کنن.

۳- کودکانی که تماس با خونواده خود رو حفظ می کنن ولی به دلیل فقر ، پرجمعیت بودن خونواده یا سوء استفاده جسمی و جنسی از اونا در خونواده بعضی از شبه ها یا بیشتر ساعات روز رو در خیابانها به سر می رند .

۴- کودکانی که در مراکز خاص نگهداری می شن .

توجه میشه ارائه تعریفی کامل و مانع در این باره چیزی سخته . با این همه اگه بخوایم تعریف تقریباً کامل و مانع انجام بدیم باید بگیم با اینکه وضعیت الان این کودکان پیچیده و تاسف آوره، اما گامهای زیادی در این بخش ورداشته شده     که این گامها بعضی وقتا تو سط دولتمردان نوع دوست، بعضی وقتا به وسیله سازمانای جهانی و وقتی به واسطه افراد خیر ورداشته  شده . در کشور ما ایران با در نظر گرفتن گامهای مثبتی که در همین زمینه بر داشته شده . اما باید اقرار داشت که این گامها هرچند به درد بخور بودن اما با توجه با رشد در حال افزایش جمعیت این گروه، اقدامات نامبرده کافی نبوده . قبل از هر اقدامی باید در جهت شناخت کودکان با در نظر گرفتن فرهنگ کشور دست به کار شد.

باید علل به وجود اومدن سیر تحولی و جمعیت شناسی این کودکان بررسی بشه تا براساس این شناخته ها کارایی جهت نگهداری و باز پروری و باز گرداندن اونا به محیط خونواده انجام بشه بدون شناخت دلیل شناسی و نشونه شناسی و سیر تحولی پدیده در کشور با در نظر گرفتن فرهنگ منطقه ای برنامه ریزی در این وادی کاری چرت میشه فقط باعث اتلاف هزینه و نیروی متخصص و نبود ثمر بخشی کار انجام شده می شه و این تحقیق گامی هر چند کوچیک در این حیطه س و واسه رسیدن به اهداف پایانی نیاز به تحقیقات گسترده ایه. چون که موضوع، خود هم از گستردگی زیادی برخورداره . و تلاش محققان در بخش های جورواجور جامعه شناسی، فرهنگی ، اقتصادی و روانشناسی و علوم تربیتی می خواد .

برنامه ریزی

پدیده کودکان خیابانی محصول افزایش مهاجرت ، گسترش حاشیه نشینی و صنفی شدن جوامع در شهرای بزرگه و تهران هم از این قانون مستثنی نیس . کودکان خیابانی شدیدا در برابر آسیبهای اخلاقی و جسمی هستن و در بسیار از موارد به وسیله گروه های سازمان یا فته جذب کارای خلافکارانه می شن.

سیب

هم اینکه  کودکان خیابانی حاصل فقر اجتماعی هستن بعضی خونواده ها به دلیل نداشتن هزینه مخارج بچه هاشون اونا رو مجبور به کار می کنن. فقر در ایران طور مستقیم  بر کودکان تاثیر میگذاره . کودکان خاموش ترین و بی دفاع ترین بخش جامعه علاوه بر خشونت رفتارای   سنتی و عقب افتاده پدر سالاری ، در جدالی نا برابر و از پیش تعیین شده با فقر وتنگ دستی قراردارند . باز تاب تکانه اجتماعی ناش از بی عدالتی ، نبود تامین اجتماعی ، گسترده تر شدن فاصله طبقه اجتماعی و …هر روز کودکان بیشتری رو به کودکان خیابانی اضافه میکنن . کودکان به عنوان یکی ازابزار ایجاد درآمد در نتیجه فقر خونواده استفاده میشن. امروزه به دلیل آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد ، طلاق ، بی سرپرستی و بد سرپرستی ، کودکان از خونه های خودفرار کرده و به شهرای بزرگ می رن . این کودکان معمولا ه کارای پست مثل دست فروشی ، واکسی ، گل فروش و چیزای دیگه ای به جز اینا مشغول می شن . در بعضی مواقع این کودکان مورد سوء کاربرده های جنسی و به وسیله افراد سود جو واسطه فروش مواد مخدر می گردن .

طبق بر آورد یونیسف در ایران ٪۹۰کودکان دارای پدر یامادر هستن و در خونواده های پر جمعیت زندگی می کنه و در تهرا ن٪۸۰این افراد مهاجر هستن و٪۹۸آنها  مذکر هستن .

به طور خلاصه کودکان خیابانی کودکانی هستن که واسه ادامه زندگی وبقای خود مجبور به کار کردن هر چند سخت غیر قابل تحمل هستن و اینا از داشتن حق طبیعی و حقوق اساسی و انسانی محرومند.

به درستی در کشوری وجود اینجور کودکانی قابل فهمه [۲].

خصوصیات کودکان خیابانی [۳]

۱ – بیگانه شدن و ترد شدن اونا از نظام و ساختارای عادی اجتماعی

۲- مبادرت به رفتارای شدید ضد اجتماعی و آسیب به خود

۳- این کودکان به دلیل مشکلات تغذیه ای معمولا کوچکتر از سن خود به نظر می رسن و از دید جسمی وضع خوبی ندارن.

۴- دختران معمولا مورد سوء استفاده جنس قرار می گیرن و بیشتر به خود فروشی روی میارن .

۵-  ترس از باز داشت ، زندان ، خشونت و تهدید پلیس معضلیه که همیشه با کودکان خیابانی همراه س .

۶- اینا قربانیان شوم شرایط اجتماعی هستن و بیشتر از طبقات پایین جامعه می اشند .

۷- معمولا تک سرپرست بوده و معمولا مادر سرپرستی ایشن رو بعهده داشته و نتونسته خوب کودک خودرا اداره کنه .

۸- تمایل و اعتمادی به بزرگسالان و انجمنها حمایتی ندارن چون بیشتر از طرف بزرگسالان ترد شده مجبور به انجام کارای سخت شدن .

۹- بیشتر اونا آرزو دارن به خونه هاشون برگردن مشروط بر اینکه فاکتورایی که باعث فرار اونا از منزل شده حذف شه.

۱۰- بچه های خیابانی معمولا به صورت گروههایی هستن که دور هم جمع می شن و بین خود رابطه برقرار می کنن تا کمبودای عاطفی  ، اقتصادی و حمایتی خود رو از گروه دریافت کنن . این گروه ها با هم وحدت و صمیمیت دارن و از همدیگه پشتیبانی می کنن و بیشتر به هم وفادار هستن.

۱۱- به کار گیری مواد مخدر واسه فرار موقت از واقعیت هاست که نه فقط تریاک ، بلکه استنشاق چسبای صنعتی و بنزین و مواد شیمیایی رو هم شامل می شه .

۱۲- از نظر بافت خانوادگی تعداد افراد خونواده زیاده .

۱۳- بررسی آمار محل سکونت کمک جویان نشون دهنده اون هستش که بیشتر این کودکان از استانهای غربی کشور هستن و پس از تهران و خراسان استانهای غربی بیشترین آمار کودکان خیابانی رو به خود دادن[۴] .

ساختار اجتماعی کودکان خیابانی

این گروه از کودکان واسه مواظبت از خود گروه های کوچیک تشکیل میدن که این گروه ها جای خونواده رو واسه اونا پر می کنه و در بین اونا یه جور هم بستگی و محبت بوجود میاره و رهبر گروه همیشه فرد قوی و با هوش گروه س [۵].

ویژگیای روانی و اجتماعی کودکان خیابانی

این کودکان با    خطرات مختلفی و گاه نامعلوم ای روبه رو هستن  ،مثل تصادف با اتومبیل و استنشاق دودای مسموم کننده ، خشم و غضب رانندگان و مسافران شهری و دستگیر شدن به وسیله ماموران شهرداری به جرم چرخ زدن در خیابانها و سد معبر. این بچه ها در خطر تبهکاران بزرگسال و سازمان پیدا کردی هستن که از اونا واسه جیب بری ، دزدی و فروش مواد مخدر استفاده می کنن ویا واسه رسیدن به هدفای پلیدشان اونا رو مورد سوء استفاده بدنی و جنسی قرار میدن.[۶]

بطوریکه بررسیها نشون می ده یش از نصف کودکان خیابانی از خونواده های با تحصیلات پایین و بی سواد بودن که این همت تلاش گسترده تموم موسسات آموزشی و پرورشی رو در مقابله با بی سوادی می خواد . جمعیت جوون کشور که روز به روز ر تعداد اونا اضافه می شه و درزمان سالیان آینده به رشد زیادی می رسن بیشتر از هر چیزی نیازمند  به   حرفه آموزی ، تحصیله و اونقدر که بدون در نظر گرفتن این انفجار یهویی جمعیت واسه نیازای لازم نسل جوون که  آماده ورود به بازار و تشکیل زندگی مستقله فکری اساسی انجام نشه به احتمال قوی آمار کودکان خیابانی سیر صعودی یافته و رو به افزایش میذاره[۷].

به باور روانشناسان سن بلوغ از بحرانی ترین سالهای زندگی یه انسا ن هستش و به دلیل تغییرات بسیار زیاد فیزیولوژیکی بروز هیجانات و احساسات خاص دوره نوجوونی نیاز مند مراقبت خاص س. تحقیقات انجام شده نشون دهنده آنست که بیشتر کودکان خیابانی در سنین ۱۷و۱۶و۱۵ سال مبادرت به فرار از خونه کردن در سنینی که حس استقلا ل طلبی و تمایل به ابرازوجود در نوجوون کرد بیشتری یافته و بیشترین ناسازگاریها و پر خاشگریای نوجوانان با خونواده در این سنین نمایان می شه، تمایل به شرکت فعال در جریان امور زندگی نبود پذیرش از طرف خونواده ، رابطه با دوستان و همسالان ، نبود رضایت والدین از رابطه بچه هاشون با بعضی از دوستان و تحریک جهت مسافرت به شهرهای بزرگ و تلاش بر ای پیدا کردن کار و … است بدست هم داده و مشکلات بعد هم گریبان گیر اونا می شه.[۸]

 

علمی