برندینگ یا برندسازی چیست؛ همه آنچه برای خلق برند باید بدانید

با برند و برندینگ آشنایی دارین؟ اگه در جواب به این سؤال دودلی دارین این مطلب رو بخونین تا درک کامل و مانعی از برندینگ و موارد مربوط به این معنی به دست بیارین.

شایدً به عنوان یه کسی که دستی بر آتیش کسب وکار داره اطلاعات زیادی در مورد کسب وکار خود و بخش ای که در اون فعالیت می کنین دارین، اما هیچ بعید نیس که نتونین تعریف دقیقی از «برند» و «برندینگ» ارائه بدین. البته شدنی نیس که بارها این کلمات رو نشنیده باشین و یه درک کلی از اونا در ذهنتون شکل نگرفته باشه، اما اجرا درست سیاستای برندینگ بدون درک دقیق اینجور مفاهیمی دور از ذهن به نظر می رسه. پس در ادامه این مطلب با ما همراه باشین تا شما رو با برند و برندینگ و مفاهیم مربوط به اونا آشنا کنیم.

برندینگ چیه؟

«برند» یه نام، نشون یا مؤلفه متمایزکنندهه که در شناسایی یه شرکت یا محصول از بقیه موارد مشابه به مخاطب کمک می کنه. در واقع، امروزه دیگه فقطً خود محصولِ قابل لمس تنها دلیل واسه خرید مردم نیس؛ بلکه محصول فقط بخشی از برنده و مردم ً برند رو خریداری می کنن. مثلا، حاضرید قوطی نوشابه ای رو بخرین که هیچ نام و نشانی از یکی از برنده هایی که می شناسین و به اون اعتماد دارین نداره؟

بازار پر از اجناس مشابهه؛ واسه اینکه بشه محصولی رو جدا نشون داد باید به اون هویت بدیم. به کار گیری مواردی مانند نام، نماد یا لوگو، رنگای خاص و مؤلفه های دیگه هم جهت با همین هویت بخشیدن به محصوله. در واقع، از این روش تلاش می کنیم تا به محصولمان شخصیت بدیم و واسه اون تو ذهن مشتری جایگاه خاصی رو بسازیم.

در واقع این طور میشه گفت که برند شما تو ذهن مشتری هاتون هست. به زبون ساده، برند برداشت کلی یه مشتری با در نظر گرفتن تک تک تعاملاتیه که با شما، شرکتتون و محصولاتتون داشته. «برندینگ» روند ایجاد و تقویت برداشت مثبت نسبت به شرکت یا اجناس اون تو ذهن مخاطب هدفه؛ یعنی، برندینگ فرآیندیه که از راه ایجاد و شکل دادن به برند تو ذهن مشتریان، به شرکت، اجناس یا خدمات اون معنا میده. برندینگ یه استراتژیه که شرکتای جور واجور اونو با هدف کمک به مردم در جهت شناسایی سریع اجناس و سازمان خود و دادن دلیلی به اونا واسه انتخاب محصولشان (در رقابت با رقبا) تدوین می کنن.

این ویدیو رو از دست ندین: کار و کاسبی اینترنتی رو چیجوری شروع کنیم؟

امتیازات برندینگ

به دلیل اثر مهمی که برندینگ بر کل شرکت داره، واسه هر کسب وکاری لازمه. از جمله مهم ترین منافع برندینگ میشه به موارد زیر اشاره کرد:

– برندینگ، آگاهی و توجه نسبت به کسب وکار رو زیاد می کنه: مهم ترین خاصیت برندینگ واسه هر کسب وکار، افزایش آگاهی مردم و معروفیت کسب وکاره.

– برندینگ، ارزش کسب وکار رو بالا می بره: برندینگ با شناساندن هرچه بیشتر و تقویت جایگاه برند، اونو به فرصت جذاب تری واسه سرمایه گذاری تبدیل می کنه.

سرمایه گذاری

– برندینگ باعث جذب مشتریان جدید می شه: برندینگ باعث مثبت تر شدن هر چی بیشتر برداشت و تداعیات مردم نسبت به برند می شه و با تقویت حس اعتماد مردم احتمال خرید و برگشت بقیه رو زیاد می کنه.

– برندینگ دلیلی در جهت تقویت رضایتمندی و افتخار کارکنان به کسب وکاره: طبیعتاً شخصی که واسه برندی کار می کنه که شناخته شده تره و مردم بیشتر به اون علاقه مند هستن، رضایت و علاقه بیشتری نسبت به کار خود داره. این رضایت به نوبه خود باعث ایجاد حس تعلق و اشتیاق به کار و در نتیجه، افزایش بهره وری می شه.

عناصر برندینگ

برندینگ درست شامل درک مفاهیمی با عنوان «عناصر برندینگ» (Branding Elements) است که اینجا به اونا می پردازیم:

• نام برند: بخشی از برند که به اون هویت گفتاری میده؛ دقیقاً مانند اسم یه آدم.

• صفات برند (Brand Attributes): ویژگیا و خصوصیات یه برند؛ ارزشای اصلی برند. مثلا، واسه اینکه یه برند قوی باشه باید دارای ویژگیایی مانند انسجام، جذابیت، اعتبار و ثبات باشه.

• تداعیات برند (Brand Association): تداعیات برند اون دسته از صفات برنده که با تصور برند به ذهن مشتری خطور می کنه.

• هویت برند (Brand Identity): احساسی که سازمان نسبت به برند خود داره. از پایهً هویت برند دیدگاهیه که شرکت نسبت به برند خود داره و می خواد همون دیدگاه رو تو ذهن مخاطب بسازه.

تصویر برند (Brand Image): تصویر یا تصوریه که از برند تو ذهن مشتریان هست؛ یعنی، درک یا برداشت اونا از برنده.

شخصیت برند (Brand Personality): برنده ها هم به مانند آدما طرز رفتار و سخن گفتن خاص خودشون رو دارن. از پایهً شخصیت برند ویژگیای شخصیتی و انسانی برنده؛ مانند صداقت، تجمل گرایی، مهربونی و موارد مشابه.

• صدای برند (Brand Voice): روش سخن گفتن برند با مشتریان خود. انسجام، ادامه و تمایزی که در صدا یا لحن برند هست باعث می شه که مشتری بتونه واسه اون جایگاه خاصی تو ذهن خود (در مقایسه با رقبا) در نظر بگیره. صدای برند به برند شخصیت میده.

• جایگاه یابی برند (Brand Positioning): جایگاه برند در مقایسه با رقبا کجاس؟ جایگاه برند، موقعیت خاص برند در بازار یا ذهن مشتریه و در جایگاه یابی تلاش می کنیم تا جایگاه برند رو تقویت کرده و اثبات کنیم.

• تجربه برند (Brand Experience): تجربه مشتریان و مصرف کنندگان موقع جستجو، خرید یا به کار گیری برند. تجربه برند مواردی مانند جوابا و احساساتی که برند در تعاملات مشتری با خود بهش انتقال میده رو در بر میگیره.

• باخبر شدن از برند (Brand Awareness): اندازه آشنایی مصرف کنندگان با برند.

• یادآوری برند (Brand Recall): یادآوری برند به معنی توانایی مشتریان واسه به خاطر آوردن برند در هنگامیه که اجناس مربوط به اون ذکر می شه. مثلا، وقتی که از نوشابه صحبت می کنیم فوراً به یاد کوکاکولا می افتیم.

• شناخت برند (Brand Recognition): شناخت یا تشخیص برند، به توانایی مصرف کننده در شناسایی برند در موقعیتی اشاره داره که درباره برند از ایشون سؤال می شه یا اجناس اون برند به اون نشون داده می شه. مثلا، یه محصول به شما نشون داده می شه و از شما می پرسن که اونو قبلاً دیدین یا اسمش رو به خاطر می بیارین یا خیر.

ارزش برند (Brand Value): منظور از ارزش برند، ارزشیه که ورا و ماورای اجناس قابل لمس خود داره. به زبون ساده، مشتری واسه دریافت محصول برند حاضره که چه مقدار پول بیشتری بپردازه؟

ارزش خاص برند (Brand Equity): اثر برند در تصمیم مشتری واسه خرید؛ ارزش خاص برند یه سری از نقاط قوت و ضعف مربوط به برنده که به ارزش ارائه شده به وسیله یه محصول اضافه کرده یا از اون کم می کنه. از راه ارزش خاص برند و به واسطه تداعیات، راه و روش و نظر مشتری نسبت به برند، کسب وکار تحت اثر قرار میگیره. تخمین ارزش خاص برند کار سختیه.

• مدیریت برند (Brand Management): روند مدیریت و مراقبت از برند.

فرهنگ برند (Brand Culture): نظریه ای مبنی بر اینکه کارکرد برند مانند یه فرهنگه و ارزشا، دستورالعملا و باید و نبایدهای خاص خودشو داره.

• وعده برند (Brand Promise): منافع و تجربه ای که یه کسب وکار وعده تداعی اون با برند رو میده.

• پیام برند (Brand Message): پیامی که به واسطه اون وعده برند بیان می شه.

• سفیر برند (Brand Ambassador): فرد یا گروهی که واسه تجسم و نشون دادن به برند استفاده کرده می شه.

• نقاط تماس برند و مشتری (Touch Points): منظور از نقاط تماس، موقعیت هاییه که برند و مشتری در اون با هم تعامل دارن.

• داستان برند (Brand Story): روایتی از گذشته برند به همراه اتفاقات و احساساتی که به برند شکل داده و به وسیله اون به وجود اومده.

• شکاف یا لغزش برند (Brand gap): فاصلهمیان وعده های برند و عملی که در آخر انجام میده.

• گسترش برند یا گسترش برند (Brand extension): بالاتر رفتن برند از اصل خود و ورود به بخشای جدیدتر؛ مانند گوگل که کار خود رو به عنوان یه موتور جستجو شروع کرد و الان سرویسای زیادی، مانند ایمیل، سیستم عامل موبایل و تبلیغات رو عرضه می کنه.

موبایل

برندینگ چه آدمایی رو تحت اثر قرار میده؟

برندینگ علاوه بر مصرف کنندگان، بر آدمایی مانند کارکنان و سهامداران هم اثر میذاره:

۱٫ مصرف کنندگان: وقتی که مصرف کننده در اراده کردن واسه انتخاب تولیدکننده محصول مورد نظر دچار دودلی می شه، برندینگ و برند در اراده کردن پایانی به اون کمک می کنه.

اراده کردن

۲٫ کارکنان/سهامداران/همکاران: روش هدف دارای درست و موثر برندینگ علاوه بر کمک به مشتریان در جهت فرق قائل شدن بین اجناس و انتخاب موقع دودلی، به طورکلی به معروفیت و معروفیت برند هم کمک می کنن. در واقع، برندینگ دامنه متنوعی از افراد، از مصرف کنندگان گرفته تا کارکنان، سرمایه گذاران، سهامداران، تأمین کنندگان و پخش کنندگان رو تحت اثر قرار میده. مثلا، اگه یه برند رو دوست نداشته باشین یا به مذاقتان خوش نیاد، بعیده که به کار کردن واسه اون میلی داشته باشین. از طرف دیگه، اگه احساس مثبتی نسبت به برند داشته باشین به همکاری با اون اشتیاق دارین.

شکلای جور واجور برندینگ

برندینگ شکلای جور واجور مختلفی داره که از جمله مهم ترین اونا میشه به موارد زیر اشاره کرد:

• برندینگ اسمی (Name Brand Recognition): در این نوع از برندینگ، شرکت واسه بازاریابی و فروش محصولاتش از قدرت نام برند خود استفاده می کنه. معمولاً به کار گیری این نوع برندینگ واسه شرکتای مطرح و جاافتاده مناسب میشه. در این روش شرکت مزبور می تونه از لوگو، شعار یا رنگای خاص برند خود کمک بگیره. مثلا، شرکتایی مانند کوکاکولا، اپل و مرسدس بنز اجناس خود رو با دقیق شدن و فوکوس کردن بر نام برند خود عرضه می کنن.

• برندینگ تک (Individual Branding): بعضی وقتا شرکتای بزرگ کالاهایی رو عرضه می کنن که جداگونه از شرکت مادر، برند خاص خودشون رو دارن. مثلا، ماست سِوِن محصولیه که برندینگ اون تقریباً به صورت جدا از هم از شرکت تولیدکننده اون انجام شده.

• برندینگ نگرشی (Attitude Branding): در برندینگ نگرشی، خود محصول در وجود و تجربه ای که میسازه محو می شه. مثلا، برند نایکی (Nike) در سال ۲۰۱۵ میلادی به عنوان یکی از ارزشمندترین برنده های ورزشی سال انتخاب شد. همین خبر باعث شد که این برند، فارغ از نوع و کیفیت اجناس خود با ورزش و کیفیت تداعی شه. برندینگ اپل هم از نمونه های روشن این نوع از برندینگ حساب می شه.

ورزش

• برندینگ بدون برند (No-brand Branding): برندینگ بدون برند یه روش مینیمالیست و خاصه که معمولاً واسه اجناس ساده ای انجام می شه که طراحی تقریباً ثابتی دارن. در این روش مهم ترین مؤلفه در برندینگ سادگیه.

• پیشرفت برند (Brand Extension): برندینگ به وسیله پیشرفت برند وقتی اتفاق میفته که یه برند وارد یه بازار جدید می شه. مثلا، اگه یه شرکت تولیدکننده کفش ورزشی وارد بخش تولید لباس ورزشی شه، به طور خودکار هویت برند خود رو به اجناس جدیدش انتقال میده.

• برندینگ برنده های فروشگاهی: برنده های فروشگاهی یا لیبل شخصی (Private Labels) برنده هایی هستن که معمولاً عرضه اونا محدود به سوپرمارکتای خاصه (مثل ماستای خونگی). این برنده ها با عرضه اجناس ارزون تر و باکیفیت تر تلاش می کنن تا با تولیدکنندگان بزرگ رقابت کنن.

• برندینگ از راه جمع سپاری (Crowdsourcing): در این روش واسه شکل دادن به برند از مردم کمک گرفته می شه؛ پس مشتریان فرصتی واسه حضور در روند نام گذاری برند پیدا می کنن و همین باعث جلب علاقه شخصی اونا به محصول می شه.

مؤلفه های مهم در برندینگ

قبل از هرگونه سرمایه گذاری روی برندینگ لازمه که از عوامل مهم و مؤثر بر برند و برندینگ بدونین. از جمله مهم ترین عوامل مؤثر در برندینگ موفقیت آمیز میشه به موارد زیر اشاره کرد:

– هدف و قصد شرکت: هیچ بعید نیس که هدف برند خود رو چیز ساده ای مانند تمایل به کسب درآمد یا موفق شدن در نظر بگیرین؛ اما شرکتای موفق در برندینگ نیروی محرکه ای دارن که از این موارد ساده و روشن بالاتر میره و باعث فرق اونا از رقبایشان می شه.

– انسجام و اتحاد: پس از انتخاب هدف به عنوان نیروی محرکه شرکت باید بر اصول ریشه ای خود تمرکز داشته باشین و همیشه انسجام هویت برند خود رو طوری حفظ کنین که از دید مخاطب آشنا به نظر برسه. به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که آمار نشون میده که برنده هایی که این اصل رو رعایت می کنن ۴ برابر در مبحث باخبر شدن از برند موفق تر هستن. واسه ایجاد انسجام باید هر کاری که واسه برندینگ انجام می دین رو آزمایش کنین و از خودتون سوال کنین که با تصویری که می خواین از برند خود ارائه کنین هماهنگی داره یا خیر. هم اینکه، با تدوین یه راهنما یا یه سری از قوانین می تونین هدف خود رو مشخص کنین.

–  رابطه عاطفی: مشتریان در اراده کردن واسه خرید بیشتر از اینکه منطقی باشن به احساسات و احساسات خود تکیه می کنن. توجه به احساسات عاملیه که برندینگ خوب رو به برندینگ عالی تبدیل می کنه. اگه بتونین روشی واسه رابطه عمیق تر با مشتریان پیدا کنین، می تونین حجم و کیفیت تعاملات رو زیاد کنین و به روابط پایدارتری شکل بدین.

– توانمندسازی و کمک گرفتن از کارکنان: بر خلاف نقش مهم مشتریان در برندینگ، کارکنان شرکت شمام گروه دیگری هستن که بیشترً نقش اونا در این مورد ندیده گرفته می شه. طبیعتاً اگه چندین نفر درباره یه شرکت سخن واحدی داشته باشن، اثر اون به مراتب از یه صدا بیشتر میشه. هم اینکه، آمار نشون دهنده اون هستش که کمک گرفتن از کارکنان شرکت می تونه تا ۵۶۱ درصد دامنه دسترسی به پیامای برندینگ و بازاریابی رو زیاد کنه؛ ضمن اینکه پشتیبانی کارکنان به این معنیه که اون فرهنگ و ارزشایی که داعیه اونا رو دارین ً در شرکت شما هست.

روند برندینگ

برندینگ رو میشه به روش ها و از مسیرهای مختلفی انجام داد. ما اینجا به یه روند ۸ مرحله ای می پردازیم که با اینکه به طور خلاصه و به زبون ساده بیان شده، اما همه اون چیزی که واسه برندینگ مؤثر باید بکنین رو خوب پوشش میده:

۱٫ مشخص کنین که هدف برندینگ دقیقاً چیه (برندینگ محصول یا سازمان؟) و هدف فقط یه برنده یا یکی از برنده های سازمان.

۲٫ واسه جمع آوری همه اطلاعات لازم درباره محصول و بازار رقابتی اون تحقیق کنین.

۳٫ با تعریف اون چیزی که برند شما رو منحصر به فرد می کنه و خلأهایی که در بازار و تو ذهن مشتریان پر می کنه، جایگاه اونو مشخص کنین.

۴٫ با مشخص کردن اون چیزی که برند شما نمایانگر اون هستش، امتیازات خاصی که ارائه می کنه، ارزشی که وعده اونو میده و تصویری از اون که در همه چیز، از پیامای بازاریابی گرفته تا طراحی محصول و تجربه مشتری باید جاری و ساری باشه برندتون رو تعریف کنین.

۵٫ به هویت برند خود شکل بدین. در این قسمت باید مواردی مانند لوگو یا نماد، طرح سایت، طراحی محیط داخلی و خارجی، پوشش کارکنان، بسته بندی محصول، نوع رنگا، شکلا و حتی فونت مورداستفاده و موارد مشابه رو مشخص کنین. اینجا در مورد هر کدوم از این مؤلفه ها توضیحاتی رو ارائه می کنیم:

طرح لوگو یا نماد برند

طرح لوگوی برند یکی از مهم ترین عناصر هویت هر برند حساب می شه. لوگو به عنوان یکی از عناصر هویت چشمی برند معمولاً به شکل یه تصویر (لوگومارک، مانند لوگوی اپل) یا لوگوی متنی (لوگوتایپ، مانند لوگوی گوگل) یا ترکیبی از این دو طراحی می شه. طراحی لوگوی برند کار بسیار حساس و سختیه.

لوگوی برند علاوه بر زیبایی باید ویژگیا زیر رو هم داشته باشه:

– متناسب باشه: لوگوی برند باید با شرکت مربوطه، کاری که انجام میده و نقطه دقیق شدن و فوکوس کردن وارزشای اصلی اون هماهنگی داشته باشه.

– ساده و موندگار باشه: با اینکه که شاید بعضی بر این باور باشن که هرچه زرق و برق یا پیچیدگی لوگو بیشتر باشه بهتره، اما یه لوگوی خوب و موندگار معمولاً طرح ساده ای داره که با گذشت زمان از مد نمی افته.

– جدا باشه: لوگوی برند باید طوری طراحی شه که به طور کاملً با لوگوهای شرکتای دیگه فرق داشته باشه.

– تطبیق پذیر باشه: لوگوی برند باید پشت زمینه های جور واجور رنگی و مشکی وسفید و با کوچیک یا بزرگ شدن اون درست و روشن به نظر برسه.

طرح سایت

سایت هر شرکت یکی از اصلی ترین عناصر هویت برند اون شرکته؛ مخصوصاً واسه کسب وکارهایی که خدمات و اجناس خود رو از راه اینترنت عرضه می کنن.

بیشتر مشتریان بالقوه قبل اینکه در مورداستفاده از اجناس و خدمات شما تصمیم بگیرن، اول به سراغ وب سایتتون می رن و اونو برانداز می کنن؛ پس، سایت شما باید بی مشکل باشه و همه اطلاعات لازم درباره شرکت، اجناس و خدمات و ارزشای اونو در اختیار کاربر بزاره.

همه عناصر و بخشای سایت باید هماهنگ باشن و جزئی از یه کل واحد به نظر برسن. هر تصویری که در سایت خود قرار می دین نشون دهنده هویت برند شماس و می تونه عامل مؤثری در شکل گرفتن برداشت اولیه مثبت یا منفی مشتری باشه. ً قرار دادن تصاویر کارکنان شرکت هم ایده خوبیه که می تونه باعث تقویت حس اعتماد مشتری به برند شه.

طبیعتاً سایت نمی تونه فقط شامل عکس باشه و به محتوای منحصر به فرد، متناسب و جذاب هم نیاز داره. محتوای متنی سایت باید خوش نگاشت بوده و ویراستاری شده باشه؛ چیزای مورد علاقه مخاطب هدف رو مهم بدونه و از لحن مناسبی استفاده کنه تا کاربر احساس کنه که با یه برند معتبر و قابل اعتماد سروکار داره.

مقاله در رابطه: ۱۰ ویژگی که یه سایت خوب باید داشته باشه

طراحی داخلی و خارجی

طراحی محیط داخلی و خارجی شرکت، به خصوص در مورد مشتریان سازمانی (B2B) اثر اولیه فراموش نشدنی و موندگاری رو بر ذهن مشتری میذاره و حال و هوای ایشون و حتی تمایل اون نسبت به خرید رو تحت اثر قرار میده. چه از طرحای مینیمالیستی استفاده می کنین یا از دکورهای لوکس، در هر صورت طراحی داخلی و خارجی محیط کسب وکار باید با شرکت و بقیه مؤلفه های برند به طور کاملً هماهنگ باشه.

پوشش کارکنان

ظاهر کارکنان شرکت اثر زیادی بر تصویر برند شما داره. بسته به شرایط و نظر خودتون می تونین شکلای جور واجور مختلفی از پوشش رو واسه حضور در محیط کار مشخص کنین؛ مثلا، تعیین لباسای خاص (مثلاً کت و شلوار)، طراحی یونیفرم مخصوص برند و/یا طراحی نشون یا کارتایی که شامل لوگوی شرکت و نام فرد باشه و نصب اونا روی لباس کارکنان یا استفاده به عنوان گردن آویز.

بسته بندی محصول

طرح بسته بندی محصول، بر نگاه مشتری به اون قبل از امتحان کردنش اثر میذاره. در واقع، در وقتی که هیچکی در دور و بر مشتری حضور نداره که به اون پیشنهاد کنه تا از بین اجناس بقیه شرکتا محصول شما رو انتخاب کنه، این بسته بندی محصول شما هستش که لب به سخن باز می کنه. علاوه بر این، اگه کیفیت محصول شما با محصول رقیبتان برابر باشه، نوع و طرح بسته بندی اون می تونه مشتری رو نسبت به خرید محصول شما تشویق کنه.

هدایای تبلیغاتی

یکی از راه های جلب و حفظ نظر مخاطب، ارائه هدایایی (مانند لوازم التحریر) است که لوگوی برند روی اونا درج شده.

انتخاب شکلای جور واجور مناسب واسه هدیه در کنار طراحی مناسب می تونه مخاطب رو به به کار گیری اون هدیه تشویق کنه؛ در نتیجه، برند شما جزئی از زندگی روزمره ایشون می شه که به نوبه خود، اثر زیادی بر انتخاب محصولاتتون در موقع نیاز داره.

از جمله موارد مناسب واسه هدیه تبلیغاتی میشه به دفترچه های یادداشت، فنجون، چتر، خودکار، تقویم، بطری آب و موارد مشابه اشاره کرد.

آمار به کار گیری این روش نشون دهنده اندازه تاثیرگذاری اون هستش: مردم به صورت میانگین تا دو سال هدایای تبلیغاتی رو نگه می دارن؛ ۸۹ درصد از مردم حتی چند سال پس از به کار گیری یه هدیه تبلیغاتی، لوگوی شرکت رو تو ذهن دارن و اونو از یاد نمی برن. ۸۵ درصد از مردم پس از دریافت یه هدیه کوتاه واسه به کار گیری اجناس اون شرکت ارجحیت قائل می شن.

در واقع، هدایای تبلیغاتی تا حد زیادی مانند کارت ویزیت عمل می کنن؛ فرقش اینه که نه فقط عامل معرفی برند به فردی هستن که کالای مورد نظر رو دریافت می کنه، بلکه اونو به هر کسی که متوجه استفاده اون فرد از اون کالا شه هم معرفی می کنن.

کارت ویزیت

با اینکه از دید بعضی در عصر اینترنت به کار گیری کارت ویزیت معنی چندانی نداره، اما هنوزم میشه از این روش برداشت اولیه مثبت و موندگاری رو تو ذهن مخاطب درست کرد.

طرح ایمیل

همونجوریکه اطلاعات متنی سایت باید آینه تموم نمای ایده های شرکت شما بوده و با مخاطب هدف تناسب داشته باشه، ایمیلا و همه مکاتبات و تعاملاتی که با مشتری دارین هم باید زبون و قالب و سبک و راه و روش مناسبی داشته باشه.

ایده

رنگا

رنگا نقش کلی ای در ایجاد و شکل دادن به هویت برند دارن. اثر رنگا بالاتر از زیبایی به وجود اومده به وسیله ترکیب مثل و متناسب اوناس. در واقع، اثر روانی هر رنگ بر چگونگی تفسیر اطلاعاتی که از راه تصاویر و مؤلفه های چشمی ارائه می شه اثبات شده:

– قرمز رنگیه که عشق، احساس، هیجان، هوشیاری و انرژی رو تداعی می کنه.

– نارنجی نشون دهنده جوونی و شوره.

– زرد، رنگ آفتاب، خوش بینی و گرماست.

– رنگ سبز معمولاً حس رشد، آرامش، باقی موندن و سازگاری با طبیعت رو القا می کنه.

– رنگای طیف آبی رنگ آسمون و دریا هستن و درست مثل اونا حس آسودگی و آرامش رو به وجود می یارن. علاوه بر این، آبی احساس قدرت و پشتیبانی بوجود میاره.

– بنفش معمولاً شکوه و هوشمندی رو تداعی می کنه و اثر مثبتی بر تخیل داره.

هوش

– ترکیب رنگای مشکی وسفید نشون دهنده سادگی و برازندگیه.

مقاله در رابطه: در انتخاب رنگ یه سایت چه نکاتی رو باید در نظر بگیریم؟

شکلای هندسی

اشکالی که در طراحی خود از اونا استفاده می کنین هم مثل رنگا بر ضمیر ناخودآگاه مشتری و نظر اون نسبت به برند اثر می ذارن:

– شکلای گرد بیشترً وحدت و شراکت رو تداعی می کنن.

– شکلای نوک تیز و خطوط راست حس به درد بخور بودن، ثبات و اراده رو القا می کنن.

طرح متن و فونت

با اینکه بعضی می گن که فونت یا سبک و راه و روش متن اهمیت چندانی نداره و فقط خود محتوا مهمه، اما اینجور تصوری دقیقاً غلطه. فونتایی که در کارت ویزیت، هدایای تبلیغاتی و وب سایتتون از اونا استفاده می کنین به برداشت مخاطب از برند شما شکل میدن. حالا خوبیش اینه امروزه فونتای فارسی برازنده و زیبایی واسه طراحی در دسترس قرار داره که به فراخور نیاز خود می تونین از اونا استفاده کنین.

۶٫ برند خود رو معرفی کنین؛ اول در محیط داخلی شرکت و بعد با اعلام عمومی از راه شبکه های اجتماعی، تبلیغات و به صورت حضوری.

۷٫ مدیریت برند رو یادتون نره: از راه درک و تکیه بر ارزش برند، مراقبت از برند به وسیله وضع قوانین و مقررات خاص و ارائه دائمی تجربه های منظم و مثبتی که عامل وفاداری آدمایی میشه که برند شما رو انتخاب می کنن برند خود رو مدیریت کنین.

۸٫ بر برند خود نظارت داشته باشین، اونو مرتباً بررسی و آزمایش کنین و همگام با تغییرات کسب وکار، مشتریان و بازار از به روزرسانی غافل نشید تا همیشه متناسب، قابل اعتماد و معتبر بمونه.

اشتباهات عادی در برندینگ

۱٫ ناهماهنگی در پلتفرما و رسانه های جور واجور

اولین قانون واسه ایجاد یه برند قوی، انسجام و هماهنگیه. ارائه یه هویت منظم واسه مشتری اعتمادآفرینه و تصویر بهتری رو در مدت زمان کوتاه تری تو ذهن ایشون شکل میده. شرکتی که اصل اتحاد و انسجام رو رعایت نمی کنه، در آخر غیرحرفه ای، پریشون و حتی غیرقابل اعتماد به نظر می رسه.

اولین قدم در ایجاد هماهنگی، هماهنگ سازی همه آیتمای تصویری و چشمی برند شرکت در همه پلتفرما و جاها (سایت، شبکه های اجتماعی، تبلیغات، موارد چاپی و …) است. البته منظور اینجا این نیس که باید هر جا که شد لوگوی شرکت رو بچسبونین و تموم؛ بلکه باید واسه برندینگ خود یه «راهنمای سبک برند» تدوین کنین.

راهنمای سبک برند چیه؟ راهنمای سبک برند دستورالعمل ساده ایه که سبک مطلوب فونتا، رنگا، تصاویر، لوگو و بقیه آیتمای دیداری رو مشخص می کنه. یه راهنمای سبک کامل از اینم بالاتر میره و واسه مواردی مثل ارزشای برند، لحن و آیتمای نوشتاری اونم استانداردهایی رو تعیین می کنه. با داشتن این راهنمای سبک و پیروی از اون، انسجام و هماهنگی در همه موقعیتایی که برند شما در اونا ظاهر می شه تضمین می شه.

۲٫ توجه زیادتر از اندازه به روندهای جدید طراحی

همگام موندن با جدیدترین روندهای طراحی و برندینگ چیز بدی نیس، اما بین به روز نگه داشتن برند با از دست دادن هویت اون به خاطر دنباله روی از روندهای جدید، فرق هست. یادتون باشه که اول اینکهً برند شما معمولاً دست کم در برابر چندین موج از روندهای جدید دووم میاره و کهنه و بی اعتبار نمی شه؛ دوم اینکه خیلی از این روندها موقتی هستن و با تکیه بر اونا فقط واسه یه مدت به روز هستین و خیلی زود باید به فکر تغییرات اساسی باشین. به عنوان یه قانون کلی، از روندهای جدید طراحی الهام بگیرین، اما در برنامه ریزی واسه بازطراحیای کلی خود زیادتر از اندازه به اونا احساس وابستگی نداشته باشین.

برنامه ریزی

۳٫ فاصله گرفتن زیادتر از اندازه از اون چیزی که در اول عامل موفقیت شما بوده

اگه به بازطراحی برند خود فکر می کنین، زیاد از چیزی که در اول دلیل موفقیت و نقطه فرق شما بوده فاصله نگیرید؛ چون که مخاطبان الان شما باید بتونن پس از طراحی دوباره هم برندتون رو تشخیص بدن، وگرنه از دست رفتن مشتریان وفادار شما بعید نیس؛ پس ارزشا و تصویر اصلی برند خود رو در همه طرحای جدید حفظ کنین.

۴٫ به کار گیری برند در موارد ناجور

در دنیای برندینگ، قانون «هرچه بیشتر، بهتر» نمونه نداره؛ یعنی، همیشه باید از نام و لوگوی شرکت با احتیاط و حتی کمتر استفاده کنین؛ مخصوصا در مورد اسپانسر شدن، رویدادها و کالاهایی که بیشتر واسه فروش به برند وابسته هستن.

وقتی که برند خود رو به چیزی الصاق می کنین، اون چیز باید با ارزشا و هویت برند شما هماهنگ باشه؛ وگرنه چیزی به جز پریشون کردن ذهن مخاطب و سلب اعتماد ایشون رو در بر نداره.

۵٫ تفکر محدود محلی (و نه بین المللی) در برندینگ

موقع تدوین روش هدف دارای برندینگ، جهانی فکر کنین و فقط منطقه یا کشوری که در اون زندگی می کنین رو در نظر نگیرید. حتی اگه الان در کشورای دیگه فعالیتی ندارین و فعلاً برنامه ای هم واسه پیشرفت کسب وکار در بقیه نقاط جهان ندارین، شاید اشتباهیً طرح یا پیامی رو تنظیم کرده باشین که معنی خوبی در کشورها و به زبونای دیگه نداره و بعداً بتونه واسه شما مشکل بسازه.

۶٫ ابهام، تکرار و کارکرد تکراری در برندینگ

خیلی از برنده ها قربونی روش ها و متنایی می شن که ابهام دارن، افراطی به نظر می رسن، یا اینکه تصویر دقیق و متمایزی از برند رو واسه مخاطب ترسیم نمی کنن.

واسه جدا ساختن برند طوری که متفاوت از رقبا به نظر برسه نمی تونین به کلیشه های رایجی که همه از اونا استفاده می کنن تکیه کنین؛ بلکه باید عامل منحصر به فرد بودنتون رو پیدا کنین و روی همون تمرکز کنین. هم اینکه، زیاده روی هم چیز مطلوبی نیس؛ مثلا، اگه محصول شما واقعاً چیز فوق العاده خاصی نیس، نباید از الفاظی مثل «انقلابی» یا «تحولی نوین» استفاده کنین. عوضش به سراغ واژگانی برید که دقیق و منحصر به فرد هستن.

موقع نوشتن هرگونه متن واسه برندینگ کسب وکار خود (اگه نمی تونین از یه فرد حرفه ای واسه این کار کمک بگیرین) از این قانون بازاریابی و فروش استفاده کنین: «روی منافع تمرکز کنین، نه ویژگیا». مثلا، اگه در فروشگاه اینترنتی تون پارو می فروشید، به جای اینکه روی اندازه پارو و اینکه می تونه برف بیشتری رو پارو کنه (ویژگی) تکیه کنین، تمرکز رو به سمت منافع و امتیازات اون ببرین: صبحا یه ساعت بیشتر می تونین بخوابین، چون برف روبی با این پارو به زمان کمتری نیاز داره (سود).

بیشتر بدونین: افزایش فروش آنلاین با ۲۰ راه حل فوق العاده موثر

حرف آخر

برندینگ کاری نیس که بشه در اون یه شبه ره صدساله رو رفت؛ اما با مطالعه موارد خلاصه و در عین حال جامعی که در این مطلب گفتیم و به کار بستنشان می تونین قدمای اولیه مؤثری رو در راه برندینگ و پیشرفت کسب وکار خود وردارین. ً لطفاً ما رو از تجربه های خود در مورد برندینگ و نظراتتون در مورد این مطلب بی نصیب نذارین .

مشاهده نسخه pdf مقاله: برندینگ یا برندسازی چیه؛ همه چیزی که واسه خلق برند باید بدونین

Related articles

چرا موها سفید می شوند؟ چه باید کرد؟

این پدیدۀ پیشگیری ناپذیر، نشونه ای از گذشت زمونه … و این که همۀ ما در مقابل اون برابریم. موی سفید ظاهر شدن موهای سفید نگرانی بسیاری ازماست. این پدیدۀ پیشگیری ناپذیر، نشونه ای از گذشت زمونه … و این که همۀ ما در مقابل اون برابریم. به چه دلیل موها سفید می شن؟ مِلانین، […]

Learn More

چرا مردهای خوش قلب برای زنان جذاب نیستند

دو نویسنده مسائل زناشویی Taylorو Sharkey، در مقاله زیر تلاش می کنن به این سوال جواب بدن که به چه دلیل زنان جذب مردان نااهل می شن و تمایل کمتری به مردهای خوش قلب و دوست داشتنی نشون میدن؟ این دو نویسنده فکر می کنند که مردان نااهل از شگردهایی استفاده می کنن که به […]

Learn More

چرا خانمها مانند آقایان، سریع عاشق نمی‌شوند؟

مردها عاشقونه هستنمردها عاشق پیشه ان و بسیار سریعتر از خانوم ها که واسه انتخاب همسر خود ملاحظات عملی دارن، عاشق می شه. می توانم روی این مرد حساب کنم؟خانوم ها در طرف مقابل خود به دنبال ویژگی ها و خصوصیات دراز مدت هستن. اونا برخلاف آقایون، اجازه میدن مغزشون کنترل قلبشون رو به دست […]

Learn More