1-1- مقدمه
وقتی سازمانی به صورت یک نهاد درمی آید، دارای ارزش می شود و این ارزش تنها به خاطر محصولات ارائه شده آن سازمان نمی باشد. بلکه عامل مهمتری در این میان وجود دارد. فرهنگ سازمانی به اعضای سازمان هویت می دهد، و نشان دهنده ادراک مشترکی توسط اعضای سازمان می باشد. از آنجا که می توان ادعا نمود مهمترین سرمایه در هر سازمانی نیروی انسانی آن می باشد، توجه به این سرمایه مهم و سرمایه گذاری در زمینه ارتقا و توسعه آن می تواند موجب موفقیت و برتری رقابتی هر سازمانی گردد. یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت یا شکست هر سازمانی چگونگی حفظ و نگهداری نیروی انسانی آن می باشد. زمانی که نیروی انسانی وارد سازمان می شود با ارزش ها، باورها و هنجارهای یک سازمان روبه روست که این عوامل می تواند موجب دوام و ارتقا یا موجب تضعیف این نیروی انسانی گردد. در نهایت باید گفت که تحقق اهداف سازمانی بستگی به عوامل مهمی از جمله فرهنگ سازمانی حاکم بر سازمان دارد. بنابراین در جهت تحقق این اهداف و رضایت و ارتقاء اعضای سازمان، مدیران باید فرهنگ سازمان را خوب شناخته و بر نحوه تأثیر آن بر سازمان آگاهی و شناخت داشته باشند.
از طرف دیگر شرایط محیطی پیرامون سازمانها تغییرات فن آوری، جهانی شدن اقتصاد، افزایش سطح انتظار مصرف کنندگان، توجه به کیفیت محصولات وخدمات و… بر عملکرد ونحوه مدیریت و اداره سازمانها تأثیرات بسیاری گذاشته است.از پیامدهای این تأثیر می توان به بهبود تفکر سنتی در علم مدیریت، و توجه به انواع روش های مدیریت ازجمله مدیریت مشارکتی اشاره نمود.
در این فصل ابتدا موضوع تحقیق و ضرورت انجام تحقیق تشریح شده و در ادامه پس از بیان سئوالات اصلی و فرعی تحقیق ، روش تحقیق، قلمرو تحقیق، ابزار گردآوری و تحلیل داده‌ها و درانتها تعاریف واژه‌های کلیدی پژوهش آورده شده است.
1-2- بیان مساله
امروزه فرهنگ سازمانی یکی از موضوعات مورد بحث رفتار سازمانی است و بر این اعتقاد است که هر سازمانی دارای فرهنگی است که با گذشت زمان شکل می گیرد و به آسانی از بین نمی رود و تاثیر بسزایی در رفتار سازمانی خواهد داشت( سلیمی، 1376). فرهنگ سازمانی با آنکه پیشینه دراز دارد، ولی موضوعی است که به تازگی در دانش مدیریت و بویژه در قلمرو رفتار سازمانی راه یافته است. به طور کلی از ترکیب دو واژه یا مفهوم “فرهنگ” و “سازمان” اندیشه تازه ای پدید آمده است که هیچ یک از آن دو واژه این اندیشه را در بر ندارد. به گفته اسمیرسیچ، فرهنگ ما را بر می انگیزد و ما به دلیری می دهد تا در درون پیکر سازمان نوعی از روح و روان را همراه با نوعی از رمز و راز پدید آوریم(طوسی، 1372). فرهنگ سازمانی به شیوه اندیشیدن اعضای سازمان درباره ویژگی های فرهنگی سازمان نظیر خلاقیت فردی، ریسک پذیری، رهبری، یکپارچگی و … اتلاق می شود.(یگانه، 1379).
بر همین اساس فرهنگ سازمانی در قالب مجموعه ای از باور ها و ارزش های مشترکی که بر رفتار و اندیشه اعضای سازمان اثر می گذارد می تواند سرچشمه ای برای حرکت و پویایی یا مانعی در راه پیشرفت به شمار آید( طوسی، 1372).
در همین راستا هماهنگی و سازگاری سازمانها با محیط پیچیده و متغییر اطراف خود امری حیاطی است. لذا ضروری است این تغییر و تحول سازمانی از طریق مدیریت مشارکتی به دست می آید. سازمان ها برای موفقیت پایدار خود- یعنی موفقیت در حال و آینده- بایستی به طور جدی تلاش نموده و عملکرد بهینه مستمر و تحول دگرگونی را که از طریق مدیریت مشارکتی به دست می آید، سرلوحه کار خویش قرار دهند. معمولا بهترین فرهنگ های موجود همیشه مدیریت مشارکتی را تشویق می کنند. نظام مدیریت مشارکتی ابزاری است بسیار کارآمد بر پایه انگیزش تحول ساز در مدیریت، به گونه ای که با بکارگیری آن در کشور های توسعه یافته، این کشور ها توانسته اند گام های بسیار بلند و سریعی در مسیر رشد و توسعه بردارند. صاحبنظران مدیریت عقیده دارند که مهمترین جهش تکنولوژیکی و اقتصادی در کشور هایی نظیر ژاپن، آمریکا و برخی کشور های اروپایی استفاده فراگیر از نظام مدیریت مشارکتی در اداره سازمان ها بوده است(طوسی، 1372).
نظام مدیریت مشارکتی، پاسخی است برای نیازهای نیروی کار امروز، رقابت پذیری جهانی، بهره وری و …، نظامی است که نیازهای تخصصی کارکنان را با اهداف سازمان برای رسیدن به کیفیت نهایی و در نتیجه رقابت پذیری جهانی ترکیب می کند(Anchieta, 1995, p1).
وقتی مشارکت در سازمانی پیاده شود، تمام کارکنان وجود خود را محترم، با ارزش، کارساز و موثر یافته، خود را در سرنوشت و موقعیت سازمان سهیم می دانند و نسبت به آن سازمان تعهد پیدا می کنند. نتایج تحقیقات و تجربیات پژوهشگران نشان می دهد که مشارکت از یک سو سبب افزایش بازدهی، کارایی، کیفیت کالاها و خدمات، انگیزش و تعهد کارکنان شده و از سوی دیگر باعث کاهش تعارض میان رئیس و مرئوس و کاهش مقاومت های منفی کارکنان در مقابل تغییر و تحولات مثبت سازمان می گردد که در نهایت همگی اینها به اثربخشی کارکنان و به تبع آن اثربخشی کل سازمان منجر می گردد. (روشندل اربطانی، 1381، ص 2).
به طور کلی، فرهنگ سازمانی بر تمامی جوانب سازمان و وظایف مدیریت و چگونگی و پرورش کارکنان تاثیر می گذارد. میزان اهمیتی که مدیر برای کارکنان خود قائل است از اعتقادات اساسی مدیر پیروی می کند. فرهنگ سازمانی مدیران را خود به خود کنترل می کند و گسترش فرهنگ بر ادراک، تفکر، احساس، اهداف و ابزارهای کاری تاثیر می گذارد. همچنین بر روند تصمیم گیری و حل مسائل، انگیزش رضایت و روحیه افراد و میزان خلاقیت و نوآوری موثر است. بنابراین در مدیریت چیزی جدای از فرهنگ وجود ندارد.(عفیف، 1379).
سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان با دارا بودن بیش از 1000 نفر نیروی انسانی برای منابع سازمانی و انسانی اهمیت ویژه ای قائل می باشد. لذا در راستای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده سازمان ، برنامه‎هایی درجهت شناخت فرهنگ حاکم بر سازمان و روش های موثر مدیریت منابع انسانی تدوین نموده است. شناسایی فرهنگ هر سازمان به مدیران کمک می کند تا با آگاهی و دید کامل نسبت به فضای حاکم بر سازمان از نقاط قوت آن استفاده نموده و برای نقاط ضعف، تدابیر و اقدامات لازم را پیش بینی نموده و با استفاده از فنون مدیریتی، کارکنان سازمان را با تصمیم گیری های خود همراه و همسو سازند.
در این پژوهش ارتباط میان فرهنگ سازمانی و استقرار مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان بررسی شده است.
بنابراین سؤال اصلی تحقیق این است که تا چه حد بین فرهنگ سازمانی ومدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه‌ وجود دارد؟
1-3- اهمیت موضوع و ضرورت انجام تحقیق
همان گونه که تحقیقات در شرکتهایی نظیر هیولت پاکارد، هوندا، ماتسوشیتا، نشان داده است، وجود یک فرهنگ ضعیف و فاقد انعطاف در سازمان موجب می شود که کارکنان سازمان به رویه های موجود سازمانی عادت کنند و هیچگونه تمایلی به نوآوری و خلق ایده های جدید نداشته باشند و از طرف دیگر از تسهیم دانسته های خود با دیگران و تبدیل آن دانسته ها به مهارتهایی که بتواند در حل مشکلات سازمان مؤثر باشند ترس دارند، در حالیکه یک فرهنگ پویا و منعطف که اعضای سازمان نسبت به آن شناخت و اعتقاد دارند در برابر تغییرات سریع به خوبی از خود واکنش نشان می دهد و سازمان را در مسیر پیشرفت و ترقی قرار می دهد (رحمان سرشت ،1371). هدف اصلی از مدیریت مشارکتی، تشویق و ترغیب کارکنان و اعضای سازمان به دادن تعهد و مشارکت هر چه بیشتر در امر موفقیت سازمان است. پایه و اساس اندیشه مزبور بر این منطق استوار است که کارکنان در فرایند تصمیماتی که بر سرنوشت آنان اثر می گذارد مشارکت می کنند، در این کار اداری و سازمانی خود از آزادی عمل بیشتری برخوردارند، در مورد زندگی کاری خود کنترل هایی دارند، سازمان بدین وسیله موجبات انگیزش هر چه بیشتر آنان را فراهم می آورد، افراد تعهد بیشتری به سازمان پیدا می کنند، بازدهی، تولید و بهره وری در سازمان افزایش می یابد و سرانجام این که نسبت به کار خود، بیشتر ابراز رضایت می کنند( رابینز، 1377، ص 247).
با عنایت به نکات ذکر شده و از آنجا که سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان، با دارا بودن بیش از 1000 نفر نیروی انسانی، اجرای سیاست های اجرایی حمایت از صنایع کشاورزی را در قطب کشاورزی ایران یعنی استان خوزستان بر عهده دارد، و به لحاظ شرایط جغرافیایی، محیطی ، اقتصادی و بومی به طور کلی کشاورزی در این منطقه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار می باشد. می توان گفت اهمیت نقش نیروی انسانی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان غیر قابل انکار است و عدم توجه به فراهم نمودن محیط مناسب برای آنان می تواند مسائل زیادی را برای سازمان و همچنین کشاورزی استان دربرداشته باشد. از آنجاییکه عدم توجه به فرهنگ سازمانی در هر سازمانی مشکلاتی همچون عدم رضایت کارکنان، کاهش عملکرد کارکنان، تعارض سازمانی، عدم همسویی با سیاستها و راهبردهای سازمان و در نتیجه عدم دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده سازمان را دربر خواهد داشت. بنابراین، شناسایی فرهنگ هر سازمان به مدیران کمک می کند تا با آگاهی و دید کامل نسبت به فضای حاکم بر سازمان از نقاط قوت آن استفاده نموده و برای نقاط ضعف، تدابیر و اقدامات لازم را پیش بینی نموده و با استفاده از فنون مدیریتی، کارکنان سازمان را با تصمیم گیری های خود همراه و همسو سازند.
لذا انجام پژوهشی به منظور بررسی ارتباط میان فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در این سازمان به عنوان یکی از سازمان های کلیدی استان خوزستان با دارا بودن بیش از 1000 نفر نیروی انسانی ضروری بنظر می‌رسد.
علاوه بر آن این پژوهش می تواند در جهت دستیابی به موارد ذیل نیز مفید باشد:
* شناسایی فرهنگ سازمانی حاکم بر سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان
* شناسایی میزان مشارکت در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان
* ارائه راهکارهایی متناسب جهت تقویت فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان
در این پژوهش سعی شده است تا با ارائه چارچوبی میزان و نحوه ارتباط فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان مورد بررسی قرار گیرد.
1-4- فرضیات تحقیق
1-4-1- فرضیه اصلی:
بین فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه معناداری وجود دارد.
1-4-2- فرضیات فرعی:
1. بین مولفه های فرهنگ سازمانی با عوامل فردی مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه معناداری وجود دارد.
2. بین مولفه های فرهنگ سازمانی با عوامل سازمانی مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه معناداری وجود دارد.
3. بین مولفه های فرهنگ سازمانی با عوامل مدیریتی مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه معناداری وجود دارد.
4. بین مولفه های فرهنگ سازمانی با عوامل محیطی مدیریت مشارکتی در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه معناداری وجود دارد.
5. بین مولفه های فرهنگ سازمانی با ارتباطات همکاران در سازمان جهاد کشاورزی استان خوزستان رابطه معناداری وجود دارد.
1-5- اهداف تحقیق:
به یقین هر پژوهشی در صدد است تا علاوه بر کشف مشکلات و موانع، راه حل مناسبی نیز برای آنها ارائه نماید . این پژوهش می‌تواند به عنوان تلاشی برای پرکردن شکاف میان تئوری و عمل در زمینه فرهنگ سازمانی و مدیریت مشارکتی حائز اهمیت باشد. اما بطور خلاصه می توان اهداف این تحقیق را به شرح زیر بر شمرد:
هدف

مطلب مرتبط :   دانلود پایان نامه ارشد درمورداسترس، ابراز وجود

Comments (0):

Write a comment: