مفهوم پیشرفت یا موفقیت تحصیلی  

در روانشناسی، “موفقیت” به پاسخ یا عملی گفته می شود که به گونه ای که شخص به هدف برسد یا موفقیت یک گام قطعی است که به جانب هدف برداشته می شود. ولی در تعلیم و تربیت و موقعیت های تحصیلی موفقیت به درجه ای از کارایی اطلاق می شود که فرد به فراخور توانایی هایش در پیشرفت های خود به رضایت شایسته برسد(قاضی، 1373). در مقابل موفقیت تحصیلی، شکست تحصیلی به کار برده می شود. ” شکست” عبارت است از ناامیدی ها؛ یعنی ترسیدن به امیدها و انتظارها یا دست نیافتن به سطح استانداردهای مورد نظر. شکست یعنی نرسیدن به رؤیاها و انتظارات و برعکس، یعنی دچار شدن فرد به ان چه از آن هراس دارد. منظور از شکست تحصیلی شکستی است که در اثر کوتاهی نظام اموزشی در دست یابی مؤثر به هدف ها و برنامه های آموزشی حاصل می شود؛ یعنی عدم موفقیت فراگیران در دست یابی به کم ترین معیارهایی که برای موفیت آنان به وسیله نظام اموزشی در نظر گرفته شده است(امین فر،1365).

در مقابل موفقیت تحصیلی، اغلب اصطلاح افت یا اتلاف مطرح می شود.این اصطلاح در آموزش، از زبان اقتصاد دانان گرفته شده و نظام آموزشی را به صنعتی تشبیه می کند که بخشی از سرمایه و مواد اولیه ای را که باید به محصول نهایی تبدیل می شد، تلف نموده است و نتایجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نیاورده است. در یک جمع بندی از تعریف ها و مفاهیم افت تحصیلی، می توان آن را عدم موفقیت در تحصیل، وقوع ترک تحصیل و یا ترک تحصیل زودرس، تکرار پایه درس هاف نسبت نامناسب میان سال های تحصیل فراگیر و سال های مقرر آموزشی، کیفیت نازل تحصیلات و آموخته های یادگیرنده در مقایسه با آن چه که باید باشد، کسب محفوظات به جای معلومات  که در اندک زمانی به فراموشی سپرده می شود، نرسیدن نظام اموزشی به هدف های اصیل خود نامید(پازوکی،1371).

محققان از سال ها قبل، بیان داشته اند که یکی از ضروریات در آموزش، تجزیه و تحلیل نمرات آزمون های تحصیلی به عنوان شاخص های موفقیت فعلی و آینده دانش آموزان می باشد. هنوز هم در سنجش موفقیت های تحصیلی، از معدل نمرات فراگیران به عنوان شاخص یا یکی از شاخص های موفقیت تحصیلی بهره می گیرند، ولی در نظر گرفتن معدل نمرات، به عنوان تنها شاخص تعیین موفقیت تحصیلی، ملاک مناسبی نیست. براین اساس، محققان از مجموعه ای از معیارها و ملاک های مکمل، در تعیین موفقیت تحصیلی دانش آموزان بهره گرفته اند. به عنوان مثال در بررسی عملکرد تحصیلی دانش آموزان، غیر از ملاک معدل، معیارهای دیگری هم چون اخلاق، انضباط کلاسی و حضور مرتب در کلاس، فعالیت های عملی و … را در نظر گرفته اند (پورکاظمی،1375 و دلاور،1375).

امروزه تحقیقات، نقش عوامل مختلفی را بر موفقیت تحصیلی فراگیران به اثبات رسانده است(گارتون و همکاران،2001). به طور خلاصه در زیر آمده است:

  1. نگرش محیط خانواده(پافشاری خانواده بر پیشرفت تحصیلی فرزندان، راهنمایی های تحصیلی، تلاش های خانواده و عادت کاری خانواده)(نجاریان، سلیمان پور و لیالی،1373).
  2. تصیلات پدر و مادر(گلاب زاده،1369).
  3. شغل پدر(خیر،1366).
  4. تعداد افراد خانواده.
  5. طبقه اجتماعی خانواده(حسینی،1372).
  6. وضعیت اقتصادی خانواده(احمدی،1374).
  7. نگرش محیط مرکز آموزشی(اسمیت و همکاران[1]،2002).
مطلب مرتبط :   تفاوت مدیریت کیفیت فراگیر با مدیریت سنتی

 

2-2-2-4. عوامل مؤثر بر پیشرفت و افت تحصیلی  

میزان پیشرفت تحصیلی یکی از ملاک‌های کارآیی نظام آموزشی است. بنابراین تحلیل عوامل مربوط به آن اساسی‌ترین موضوعات تحقیقی در نظام آموزش و پرورش، در گرو عوامل بیشماری است که می‌توان آن‌ها را در مقوله‌ی‌ کلی عوامل مربوط به تفاوت‌های فردی و عوامل مربوط به مدرسه و نظام آموزش و پرورش بررسی نمود. به عبارتی پیشرفت تحصیلی گاه به علت ویژگی‌های شخصیتی، شاخص‌های ذهنی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی دانش‌آموزان است که می‌تواند متأثر از عوامل مربوط به خانواده باشد و گاه به علت کارکردهای مدرسه و نظام آموزش و پروش البته این دو تا حدی با یکدیگر در تعامل هستند(پور شافعی، 1380).

پژوهشگرانی که به دنبال کشف عوامل مرتبط با عملکرد تحصیلی بالا بوده‌اند به آرایه‌هایی از متغییرها، که عملکرد تحصیلی را تحت تأثیر قرار می‌دهند دست یافته‌اند. در رابطه با عوامل محیطی،‌تا کنون به وجود عوامل محیطی نیرومند و موثر زیادی بر پیشرفت تحصیلی پی برده شده است: فورد[2] (فورد و توماس[3]، 1997) در یک مطالعه شاخص‌های زیر را برای کم‌آموزان برشمردند: داشتن روابط معلم- شاگردی مثبت پایین، حمایت کم از طرف همکلاسی‌ها، بی‌انگیزگی و بی‌علاقگی در مدرسه. هر یک از عوامل ذکر شده به تنهایی و نیز در تعامل با یکدیگر بر میزان پیشرفت تحصیلی فرد اثر می‌گذارد(پور شافعی، 1380).

2-2-2-5. عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان: 

شناسایی عوامل تأثیرگذار بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان، رویکردی مناسب در جهت برنامه ریزی و توسعه و تکامل برنامه های آموزشی ایجاد می کند تا به وسیله آن بتوان بهترین نتایج ممکن را هم برای مؤسسه آموزشی مورد نظر و هم برای دانشجویان رقم زد(گوردون، ویلیامز، هودسون و استیوارت[4]،2010؛پلتازر، مالاکا و فاسوانا[5]،2002). کمبودهایی که در نیروی کار حرفه ای و متخصص به خصوص در حیطه ی علوم پزشکی وجود دارد، بیانگر آن است که جایگاه چنین مطالعاتی در جهت شناخت عوامل مؤثر بر پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان و استفاده بهینه از نتایج آن ها همچنان خالی است(پیت[6]،2012).

مرور سیستماتیکی که در سال 2002 توسط فرگوسن و همکاران صورت گرفت نشان می دهد در حالی که عملکرد تحصیلی قبلی دانشجو می تواند تا حدود 23% واریانس عملکرد تحصیلی وی در تحصیلات دانشگاهی را تبیین نماید، لیکن متغیرهای جمعیت شناختی و غیرتحصیلی نظیر سن، جنس، قومیت، عناصر شخصیتی و محیط نیز می توانند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد و پیشرفت تحصیلی دانشجویان علوم پزشکی بر جای بگذارند(فرگوسون، جامز و مادلی[7]،2002).

مطالعات دیگری در همین راستا در سطح جهان صورت گرفته اند که به بررسی تأثیر عواملی هم چون گروه بندی سنی و جنسی(شیرد[8]،2009؛سالامونسون و آندر[9]،2006).سطح تحصیلات قبلی(کراگ، گوردون، کلارک و لانگندیک[10]،2004)، زبان مادری دانشجو(کودی، سانسون و کلاسر[11]،2007)، زادگاه جغرافیایی(چامپلاین، سمپل، دیلون و بولت[12]،2006)، سلامت جسمانی، عاطفی- روانی(حجت، گونلا، منجیون، ناسکا، ولوسکی و اردمان و دیگران[13]،2002؛کوق، بوندو فلاکسمن[14]، 2006)، عوامل اجتماعی – اقتصادی(لومب و وایل[15]،2004؛ کوتر،اردمان، گونلا، کولاهان و حجت[16]،2004)، و اثرات محیط تحصیل(الیویرا، ویرا[17]،2007)، بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرداخته اند؛ ولی به دلیل تفاوت های روش شناختی و عوامل موقعیتی و فرهنگی متفاوتی که در این مطالعات به چشم می خورد، همچنان نیاز مبرمی به پژوهش های بیشتر برای رسیدن به نتایج موثق و قابل اطمینان احساس می شود. چنین مطالعاتی بین مقاطع و رشته های تحصیلی مختلف نیز مورد نیاز است؛ زیرا هر یک از رشته ها و مقاطع تحصیلی، دارای ویژگی ها و مقررات خاص آموزشی است که در چارچوب استانداردهای آن رشته تعریف شده است. به طور مثال بررسی متون پژوهشی مربوط به آموزش پرستاری یا پزشکی نشان می دهد عوامل شناختی و غیر شناختی متعددی می توانند عملکرد دانشجویان این رشته ها را پیش بینی نمایند(هیگینز، پترسون، پیل و لی[18]،2007؛ مک کاری، بار و راترای[19]،2007).

مطلب مرتبط :   ویژگی های دانش آموزان دارای انگیزش پیشرفت

برخی از این نوع مطالعات نشان داده اند که صرف نظر از سایر معیارها، دانشجویان پرستاری که سن بالاتری دارند در مقایسه با آن هایی که جوان تر هستند، عملکرد تحصیلی بهتری داشته و کم تر به ترک تحصیل دست می زنند(سالامونسون و اندرو[20]، 2006؛ افوری[21]، 2000).

ارزیابی پیشرفت و عملکرد تحصیلی در حوزه آموزش و یادگیری، به مثابه مفهوم کنترل کیفیت در حوزه تولید و صنعت است. به زبان تولید، این ارزیابی می تواند موجب تضمین کارایی و اثربخشی اندوخته ها و مهارت های علمی و عملی در افراد متخصص شود که همانا محصول نهایی حوزه تعلیم و تربیت محسوب می شوند و به این ترتیب، بازده کارخانجات تولید علم و فناوری که همان دانشگاه ها و مؤسسات علمی و آموزشی هستند، بیش از پیش مورد تقویت و بهبود قرار خواهد گرفت(هالپنی، کادو، هالپنی، بورک و تورجیانی[22]،2010).

[1] – Schmidt, S. L. et. al

[2]. Ford

[3] . Ford & Thomas

[4] -Gordon CD, Williams SK, Hudson GA, Stewart J.

[5] -Peltzer K, Malaka DW, Phaswana N.

[6] -Pith

[7] -Ferguson E, James D, Madeley L.

[8] -Sheard M.

[9] -Salamonson Y, Andrew S.

[10] -Craig PL, Gordon JJ, Clark RM, Langendyk V.

[11] -Cuddy MM, Swanson DB, Clauser BE.

[12] -De Champlain A, Sample L, Dillon GF, Boulet JR.

[13] -Hojat M, Gonnella JS, Mangione S, Nasca TJ, Veloski

JJ, Erdmann JB, et al.

[14] – Keogh E, Bond FW, Flaxman PE.

[15] -Lumb AB, Vail A.

[16] -Cooter R, Erdmann JB, Gonnella JS, Callahan CA,

Hojat M, Xu G.

[17] -Oliveira Filho GR, Vieira JE.

[18] – Higgins DM, Peterson JB, Pihl RO, Lee AG.

[19] – McCarey M, Barr T, Rattray J.

[20] – Salamonson Y, Andrew S.

[21] – Ofori R.

[22] – Halpenny D, Cadoo K, Halpenny M, Burke J, Torreggiani WC.