علی علیه‎السلام حمایت و جانبداری کردند و اعتقاد دارند که رهبری فکری، علمی و سیاسی امت اسلامی پس از پیامبر از ابتدا حقّ او بوده و تنها فرزندان او خلفاء و جانشینان بر حقّ پیامبر هستند شیعه نامیده شدند.
زمان و عوامل مؤثر در گسترش تشیع در عراق
انتقال خلافت از مدینه به عراق توسط حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام باعث شد “مبنای حکومت شیعی از آن زمان در عراق گذاشته شود و بسیاری از مردم کوفه، بصره و شهرهای اطراف به شیعه گرویدند و به این ترتیب شیعه در مکه، یمن، مصر، عراق و ایران روز به روز افزایش یافت”۹۷
از میان آن قبایل افرادی برجسته از اصحاب امیرالمؤمنین (ع) وجود داشتند که هسته‌ی اولیه تشیّع در کوفه را تشکیل می‌دادند از جمله این بزرگان حارث بن حارث ازدی، حجر بن عدی کندی، میثم تمّار، رشید هجری، مسیّب بن نجبه و… بودند. وجود این شیعیان برجسته در کوفه زمینه را برای انتشار تشیّع فراهم نمود.
جنوب عراق از همان آغاز پایگاه اسلام شیعی بود، اولین مهاجرت کنندگان به کوفه گروهی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) هستند که در میان آنها شخصیت‌های بزرگی همچون عبدالله بن مسعود، عمار بن یاسر، حذیقه بن یمان، سلمان فارسی و… قرار داشتند که جزو شیعیان علی (ع) به شمار می‌آمدند. با از بین رفتن شهرهای کهنی همچون مدائن و واسط به دلیل تغییراتی که در مسیر دجله و فرات داده شد، شهرهای جدیدی همچون ناصریه و العماره پدید آمدند که محل سکونت عشایر تازه کوچ کرد? عرب از سایر نواحی شدند. بعد از اسکان یافتن این عشایر، آنچه خود را نشان داد بر آمدن رنگ تشیع در این منطقه بود.
وجود این دو عنصر قوی یعنی قبایل یمنی در کوفه و صحابه‌ی بزرگ پیامبر (ص)، کوفه را برای پایتختی اسلام و مهاجرت امیرالمؤمنان (ع) به آن آماده ساخت.
از عوامل مؤثر در گسترش تشیع در عراق می‌توان به مواردی همچون:
۱. حضور ائمه و بزرگان شیعه در عراق
۲. حضور نوّاب اربعه در دوران غیبت صغری امام دوازدهم شیعیان (عج)
۳. خاندان‌های صاحب نفوذی چون: نوبختی۹۸
۴. نقبای علوی در دور? عباسیان و رسمی شدن این سمت در دور? آل‌بویه
منشاء تشیع در عراق
با وجود اینکه امروزه ایران را ام القری جهان اسلام (تشیع) می‌نامند و در ایران نیز قم پایتخت علمی تشیع محسوب می‌شود اما باید در نظر گرفت که مذهب تشیع در قرون اول و دوم هجری از عراق به ایران آمد. در قرن دوم هجری به قم “کوفه کوچک” می‌گفتند و حدیث شیعه از عراق به ایران آمد اما همچنان مراجع عمد? حدیث و کلام شیعه در بغداد و سپس در نجف بودند. مرجعیت در عراق قدمتی طولانی دارد؛ وجود حوزه‌های علمیه‌ای چون نجف، کربلا، سامراء، کاظمین، بغداد، بصره، حلّه و مدائن نمود عینی این مدعا می‌باشند.
منشأ تشیع در عراق را باید با این سخن ابوبکر خوارزمی (م ۳۸۳) بررسی کرد که وی در رسائل خود و در نامه‌ای که به شیعیان نیشابور نوشته، تشیع را “پدیده‌ای عراقی” می‌داند۹۹. مسلمانان صدر اسلام، بعد از فتح عراق عرب، در دوره خلافت خلیفه دوم، برای اسکان نیروهای رزمنده که به صورت قبیله‌ای در جنگ‌ها شرکت می‌کردند، دو شهر بزرگ در جنوب عراق بنا نهادند که اولی “بصره” و دومی “کوفه” نامیده شد.۱۰۰ این دو شهر از آغاز تأسیس، در سال هفدهم و هجدهم قمری، از بزرگ‌ترین مراکز نظامی مسلمانان بودند۱۰۱ و حضور صحابه و تابعین و سرازیرشدن غنایم جنگی ایران و ماوراءالنهر و موقعیت جغرافیایی مناسب، موجب رونق فرهنگی و اقتصادی این دو شهر گشت، تا این‌که امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای سرکوب فتنه اصحاب جمل به همراه صدها نفر از صحابه و تابعین به سوی عراق حرکت کردند و بعد از جنگ جمل، در سال ۳۶ قمری کوفه را مرکز خلافت اسلامی قرار دادند.۱۰۲ بدین ترتیب شهر کوفه، علاوه بر امتیازهای نظامی و اقتصادی، به مرکز سیاسی ممالک اسلامی نیز تبدیل شد و این سه عامل، بر رونق علمی آن افزود، ولی با انتقال حکومت به بنی‌امیه، از تبدیل‌شدن به قطب علمی بازماند و مدینه ـ با وجود فعالیت امامان معصوم، صحابه و تابعین ـ هم‌چنان حوزه اصلی علوم اسلامی باقی ماند، به گونه‌ای که اکثر مسلمانان و حتی کوفیان برای تحصیل علوم اسلامی به این شهر مهاجرت می‌کردند. این روند تا زمان شهادت امام باقرعلیه السلام در سال ۱۱۴قمری۱۰۳ ادامه داشت و تنها با ظهور سستی در ارکان حکومت بنی‌امیه در آغاز قرن دوم و اوایل حکومت بنی‌عباس که عراق را به جای شام مرکز خود قرار داده بودند،۱۰۴ شهر کوفه در عرصه علمی درخشید و تربیت‌شدگان مکتب امام باقرعلیه السلام و شاگردان امام صادق علیه السلام آن را به مرکز علمی ممالک اسلامی و بزرگ‌ترین حوزه علمیه، تبدیل کردند
اوضاع شیعیان عراق در عصر معاصر
عراق با فروپاشی امپراطوری عثمانی و تشکیل دولت عراق (۱۹۲۰) و استقلال این کشور (۱۹۲۲) دارای سیستم دولت-ملّت۱۰۵ شد؛ اما تاکنون، به دلیل ساختار سیاسی غیر طبیعی و دخالت قدرت‌ها، این کشور همواره صحنه رقابت وکشمکش گروه‌ها، احزاب و نیروهای معارض بوده است. طی حدود ۶۰ سال گذشته، که عراق حکومت به شیو? جمهوری را تجربه کرده است، هیچ‌گاه روی آرامش را ندیده است؛ به گونه‌ای که این ناآرامی‌ها آن را به سرزمین کودتاخیز بدل ساخته است. ساختار قومی و مذهبی عراق به گونه‌ای است که از حدود ۸۰ درصد عرب و ۲۰ درصد غیر عرب (کرد و ترکمن) تشکیل می‌شود. از این میان، از حدود ۸۰ درصد عرب، ۶۵ درصد شیعه و ۱۵ تا ۲۰ درصد آنها عرب سنی هستند. با این حال عرب‌های سنی بر خلاف شیعیان و کردها همواره بر عراق حاکم بوده اند.
تنها در دو مقطع کوتاه روند افزایش محرومیت و منازعات قومی و مذهبی در عراق متوقف شده است. یعنی در دوران کوتاه رژیم عبدالکریم قاسم که از سال ۱۹۵۸ تا سال ۱۹۶۸ ادامه داشت و حسن‎البکر که یک ملّی‎گرایی چند قومیتی و فراگیر در عراق ترویج می‎شد و سایر گروه‎های قومی و مذهبی در اداره‎ی امور تا حدودی مشارکت داده می‎شدند. اما هر دو رژیم ضعیف‎تر از آن بودند که در برابر گروههای عرب‌گرای ارتش که با افراد سرشناس شهرها و طبقه نوظهور دیوان‏سالاری همدست بودند مقاومت کنند. پس از سال ۱۹۶۴ شیعیان رفته رفته تمام امتیازات خود را که طی دهه‎های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ و در دوران رژیم کوتاه عبدالکریم قاسم به دست آورده بودند، از دست دادند. پس از سال ۱۹۶۹ حکومت جدید بعثی به ایجاد محدودیت‎های فراوانی در زندگی مذهبی و فرهنگی شیعیان پرداخت که جلوگیری از برپایی عزاداری امام حسین(ع)، جلوگیری از زیارت مرقد ائمه اطهار(ع)، جلوگیری از برپایی نشست‌ها و جلسات، مصادره‎ی موقوفات، تعطیل کردن مدارس علمیه، ممانعت از اجرای مراسم مذهبی همچون اقامه نماز جماعت از سال، حذف نمودن پخش مراسم نماز جمعه و اذان از رادیو دولتی، به شهادت رساندن علما و اندیشمندان از طریق اعدام، تصادف یا مسموم کردن، بازداشت و مخفی کردن آنها در زندان‌ها (که در رأس آنها امام شهید سید محمد باقر صدر قرار دارد.)، تبعید نمودن تدریجی حدود پنج هزار نفر از علماء و دانشمندان و محصلان علوم اسلامی از نجف اشرف با شدیدترین وضع، تبدیل نمودن مجامع علمی به مراکزی خالی از فعّالیتهای علمی و اسلامی، جلوگیری از ورود کتب اسلامی و فرهنگی و به تعطیلی کشاندن حرکت علمی دانشگاههایی که مخالف با سیاست خود می‌دانست، گسترش دادن دستگاههای ترور بجای مراکز علمی بطوریکه ملت عراق هر روز شاهد کشتار دسته‌جمعی و اعدامهای تازه‌ای بود. نمونه‎ای از آنهاست. در سال ۱۹۷۹ که صدام حسین رئیس جمهور عراق شد دست‌کم چهارده روحانی شیعه در سال ۱۹۸۰ و سیزده تن دیگر اعدام شدند. موج گسترده‌تری از اعدام‌ها و ناپدید شدن‌های روحانیون شیعه در سال۱۹۹۱م صورت گرفت. در این سال ۹۶ تن از اعضای خاندان حکیم و ۲۶ نفر از خانواده بحرالعلوم به همراه افرادی دیگر بازداشت و ناپدید شدند. اصلی‎ترین پیامدهای عرب‎گرایی، ظهور ملّی‎گرایی کردی و شیعه‎گرایی سیاسی بود که با عربی کردن عراق مخالف بودند. این مخالفت‎ها خود را در قالب شورش‏ها نشان داد. در این میان باید اشاره کرد که همکاری محدود شیعیان با نخبگان سنّی (مانند دوران جنگ ایران و عراق) موقتی و شکننده بود.
سرکوب شیعیان عراق پس از پایان جنگ خلیج فارس توسط صدّام حسین، شکاف میان شیعه و سنی را در عراق بسیار عمیق‎تر کرد. بر این مبنا می‎توان گفت که تاریخ اهل تشیّع حاکی از این است که شیعه بسیاری از خصوصیات یک اقلیت مظلوم و زجر کشیده را پیدا کرد یعنی جدایی از اجتماعی بزرگ، احساس نیاز شدید نسبت به وحدت و به هم‌پیوستگی، احساس مظلومیت و نابرابری و اینها همه تا به امروز به عنوان مشخّصه و ویژگی این گروه باقی مانده است.
شیعیان عراق پس از سقوط صدام
حمله ۳۲ کشور به نام نیروهای ائتلاف با رهبری آمریکا به عراق، نه تنها موجب فروپاشی رژیم صدام حسین، بلکه موجب انحلال دولت سنی محور در عراق نیز شد. درست به همین دلیل است که نه تنها عرب‌های سنی طرفدار صدام، بلکه برخی عرب‌های سنی مخالف صدام نیز با اوضاع عراق پس از سقوط صدام و برگزاری انتخابات مخالف بودند۱۰۶. زیرا برگزاری انتخابات و ایجاد فضای مناسب برای یک جامع? اکثری در بافت جمعیتی یک کشور پارلمانی می‌تواند موجب حاکمیت گروه اکثریت یعنی شیعیان در عراق و بالتّبع در منطقه گردد و اگرچنین امری صورت گیرد، ایران، عراق و مناطق نفت خیز عربستان یا سایر مناطق شیعه نشین خلیج فارس که قطب نفتی جهان‌اند، شیعی خواهند شد و ترتیبات سیاسی- امنیتی جدیدی بر گلوگای انرژی جهان یعنی خلیج فارس حاکم خواهد شد و این شرایط، موقعیت کم‌نظیری را برای شیعیان جهت برقراری تعاملات پیچیده با جهان امروز جهت دستیابی به قدرت، ثروت و منزلت واقعی خود به وجود خواهد آورد. علاوه بر این، یک عراق مستقل، درصدد پیدا کردن جای خود به عنوان یک قدرت در جهان عرب خواهد بود که این به معنای “تجهیز دوباره عراق و تبدیل شدنش به یک دشمن برای اسرائیل است”.۱۰۷ در مجموع اگر قواعد دموکراسی و انتخابات آزاد، واقعاً در عراق رعایت شود، به صورت طبیعی، شیعیان بیشترین قدرت را خواهند داشت؛ از آنجائیکه مقاومت شیعیان در عراق جدید، مقاومت فرهنگی-دینی بوده است خواهند کوشید، قوانین عراق را از سلط? فرهنگی رژیم‌های حاکم بر عراق تا امروز، که مبنایی اسلامی نداشت در آورند. این مسئله مطلوب عرب‌ها نیست. تشکیل دومین دولت شیعی جهان در عراق، یعنی آغاز فصل جدیدی در معادلات امنیتی ـ سیاسی خاورمیانه و تشدید شکاف‌ها در جهان عرب و تضعیف هر چه بیشتر آن. این امر به معنی وابستگی روز افزون عرب‌ها به جهان غرب، برای تأمین امنیت آنهاست. جلوگیری از قدرت گرفتن شیعیان، جز از راه به کارگیری روش‌های غیر دموکراتیک و مداخله صریح آمریکا ممکن نیست و انجام چنین امری نیز موقعیت آمریکا را نزد شیعیان عراق به شدّت تضعیف خواهد کرد. رسیدن

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه دربارهبرنامه ریزی، کوتاه مدت، برنامه تولید

Comments (0):

Write a comment: