ان داد که بین دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی و بهنجار از لحاظ حساسیت اضطرابی، فرانگرانی و ارزیابی مجدد تفاوت معناداری وجود دارد، بدین صورت که دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی، حساسیت اضطرابی و فرا نگرانی بیشتری تجربه می کنند، اما ارزیابی مجدد در دانشجویان دارای اضطراب اجتماعی در مقایسه با گروه کنترل کمتر است. همچنین از لحاظ فرونشانی بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
رضوان و همکاران (1384)، به بررسی تأثیر تنظیم هیجانی _ به صورت سرکوب ابراز هیجان و ارزیابی مجدد آن_ بر نشخوار فکری و شاد کامی دانشجویان دختر خوابگاه دانشگاه اصفهان پرداختند . این پژوهش که از نوع نیمه آزمایشی است و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل ما نوا و آزمون تعقیبی استفاده شده است ، شامل سه گروه : سرکوب هیجان ، ارزیابی مجدد هیجان و گروه گواه می باشد. به کمک مصاحبۀ تشخیصی بر پایه معیارهای چهارمین نسخۀ دستنامه تشخیصی و آماری اختلالات روانی186 (DSM-IV) 75 نفر که علایم خلقی یا شخصیتی حادی نداشتند انتخاب شدند . برای گردآوری داده ها از ابزارهای: پرسش نامۀ شادکامی آکسفورد و پرسش نامه محقق ساخته در باره فیلم و پرسش نامه محقق ساخته برای پرت کردن حواس آزمودنی ها استفاده شد . میانگین سنی آزمودنی ها 2/20 سال و انحراف معیار 8/1 می باشد و همه رشته ها به غیر از رشته های علوم پزشکی در پژوهش شرکت داشتند. یافته های این پژوهش نشان داد که سرکوب ابراز هیجان نه تنها باعث بروز نشخوار فکری می شود بلکه بر کاهش شادکامی نیز مؤثر است ؛ ولی ارزیابی هیجان چنین تأثیری ندارد. از این رو افرادی که موفق به ارزیابی هیجان های خود شده بودند کمترین نشخوار فکری و بیش ترین میزان شادکامی را پس از دیدن فیلم نشان دادند . در تبیین یافته های این پژوهش می توان گفت افرادی که کوشش در پنهان کردن احساسات خود دارند همیشه در حال مقایسۀ رفتارهای خود در هنگام بروز هیجان با رفتارهای استاندارد (یعنی هنگامی که فرد هیچ هیجانی را تجربه نمی کند) هستند و می خواهند در هنگام روبروشدن با هیجان مانند زمانی رفتار کنند که هیچ هیجانی رخ نداده است. به طور کلی یافته های این بررسی در مورد تأثیر سرکوب ابراز هیجان بر شادکامی و نشخوار فکری نشان داد که سرکوب هیجان به دلیل کاهش منابع شناختی و افزایش توجه مبتنی بر خود، فراوانی افکار و در نتیجه نشخوار فکری را زیاد می کند. از سوی دیگر، به دلیل این که تنظیم هیجان به صورت سرکوب، توجه فرد را به سمت محرک ها و منابع درون فردی می کشاند، توانایی کنترل فرد را نسبت به محرکات بیرونی کاهش می دهد و این امر باعث احساس ناتوانی برای رویارویی با منابع بیرونی و در نتیجه کاهش شادکامی می شود.
بشارت (1386) در بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت و هوش هیجانی دانشجویان دانشگاه تهران نشان داد که بین هوش هیجانی و ابعاد برونگرایی، تجربه‌پذیری، همسازی و وظیفه‌شناسی همبستگی مثبت معنی‌دار و بین هوش هیجانی و نوروزگرایی همبستگی منفی معنی‌دار وجود دارد.
جعفرنژاد و همکاران (1384) در پژوهشی تحت عنوان رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت، سبک‌های مقابله‌ای و سلامت روانی دانشجویان دریافتند که میان عامل‌های روان رنجورخویی، پذیرش و برونگرایی با سلامت روان رابطه‌ی معنی‌داری وجود دارد.
مداحی وهمکاران(1390).در بررسی ارتباط میان جهت گیری مذهبی و بهزیستی روانشناختی در دانشجویان نشان داد که ضریب همبستگی به دست آمده بین نمره ی جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی با بهزیستی روانشناختی از نظر آماری معنادار بود. از طرفی دیگر نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که جهت گیری مذهبی هم از نوع درونی و هم از نوع بیرونی آن قابلیت پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارد. این  نتایج را این طور می توان تبیین کرد هرچه میزان جهت گیری مذهبی جوانان درونی تر باشد، بهزیستی روان شناختی آن ها بیشتر خواهد بود. و هرچه میزان جهت گیری مذهبی جوانان بیرونی تر باشد، بهزیستی روانشناختی آن ها کمتر خواهد بود. از سوی دیگر، جهت گیری مذهبی قابلیت پیش بینی بهزیستی روانشناختی را دارد.
میکائیلی و گلکار(1390).در بررسی رابطه جهت گیری مذهبی با ویژگی های شخصیتی دانشجویان دختر و پسر نشان داد که جهت گیری مذهبی با متغیر های شخصیتی رابطه مثبت و معنادار دارد همچنین بین دانشجویان دختر و پسراز نظر جهت گیری مذهبی واز نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معنا دار وجود دارد.
مختاری(1379).در بررسی رابطه جهت گیریهای مذهبی (درونی – برونی) با میزان تنیدگی در دانشجویان دانشگاه تهران نشان داد که تنیدگی همبستگی مثبت معنی داری با جهت گیری مذهبی درونی و همبستگی مثبت معنی داری با جهت گیری مذهبی برونی داشت و این بدین معنی است که اشخاصی که از نظر مذهبی، جهت گیری مذهبی درونی تر دارند تنیدگی کمتری را نسبت به کسانی که جهت گیری مذهبی برونی دارند تجربه می کنند. بنابراین نتایج نشان می دهد که جهت گیری مذهبی درونی بعنوان تعدیل گر تنیدگی عمل می کند. بر مبنای یافته های این تحقیق پیشنهاد می شود که تحقیقات دیگری نیز در این زمینه صورت می گیرد.
جعفری(1393).بررسی رابطه جهت گیری مذهبی (درونی و برونی با شیوه های مقابله با استرس در دانشجویان پرداخت نتایج این تحقیقی نشان داد که دانشجویان دارای جه تگیری مذهبی درونی بیش از دانشجویان دارای جهت گیری مذهبی برونی، از شیوه های مقابله ای مسأله محور استفاده کرده اند همچنین دارای جهت گیری مذهبی برونی بیش از دانشجویان دارای جهت گیری مذهبی درونی از شیوه های مقابل های هیجان محور استفاده کرده اند.
در پژوهش دیگری از دلخموش و احمدی (1381) پیرامون شناسایی محتوا و ساختار ارزش ها در جمعیت نوجوان ایرانی، رابطه مثبت عامل C با گرایش مذهبی وجود دارد. همچنین گرایش به سمت منفی عامل L در افراد مذهبی نشان داده شده است؛ یعنی افراد مذهبی جهت گیری توأم با اعتماد و شکیبایی در قبال دیگران دارند و از کام نایافتگی هایی که ملازم جاه طلبی اجتماعی است آزادند.
رابطه منفی دو مؤلفه F,H یا عوامل مرتبه دوم (جهان شمول) برونگردی درونگردی، با جهت گیری مذهبی توسط دلخموش و احمدی (1380) بررسی شده است. بر این اساس این پژوهش، افراد مذهبی با رگه های ناشاد، جدی، محتاط، کم حرف و احترام برانگیز معرفی می شوند، و با اجتناب از خطرات، رقابت جویی و تجارب جدید، تنش را به حداقل می رسانند، اما همراه با آن فرصت های کام یابی و بسیاری از امور لذت بخش و شادی آور را از خود سلب می کنند. همچنین عامل A، دیگر عامل مرتبه دوم برونگردی درونگردی، با گرایش مذهبی مثبت است؛ بعنی افراد دیندار پاسخ های هیجانی و گرم نسبت به دیگران دارند و خود را «مردمی» توصیف می کنند. آنان خواهان شغل هایی با سطح روابط اجتماعی بالا هستند.
2-4-2-پیشینه خارجی
دیویس187 و کلارک188 (1998)، در بررسی تأثیر تنظیم هیجان بر نشخوار فکری دریافتند که سرکوب هیجان در هنگام رویارویی با یک رویداد استرس زا باعث پدیدآوردن نشخوار فکری پس از آن رویداد می شود.
در بازنگری پژوهشهای تنظیم هیجان، گروس) a1999،b1999 )، اشاره نمود که تفاوت های فردی در تعدیل هیجان در هریک از مراحل تولید هیجان ها مشاهده می شود. برای مثال در خلال مرحله انتخاب موقعیت برونگراها ممکن است بیشتر موقعیت هایی را انتخاب کنند که شانس درگیری اجتماعی داشته باشند. علی رغم این پیش بینی های نظری، گروس(a1999) و کوکونن189 و پولکنین190 (1999)، اظهار داشتند که درباره تفاوت های فردی در تنظیم هیجان اطلاعات کمی در دست می باشد.
بررسی های بومستیر191 ، براتسلاوسکی192 ، موراون193 و تیس194 (1998)، نشان داده اند افرادی که عمل خودتنظیمی را به صورت سرکوب ابراز هیجان انجام داده بو دند، مسأله های کمتری را نسبت به گروه گواه حل کردند.
پیکرن195 و همکاران (2002) نشان دادند که صفات شخصیت یکی از منابع درون فردی اثرگذار بر بهزیستی و تجارب تحصیلی است.
آلپورت(1993) معتقد بود که تنها مبدأ درونی و نه مبدأبرونی، سلامت روانی را بهبود می بخشد. بدین ترتیب او بر اهمیت رابطه بین مذهب درونی و سلامت روانی تأکید می ورزید(جان بزرگی،1373).
واتسون و همکاران (1994).عقیده داشتند که جهت گیری های مذهبی می توانند به عنوان یک الگوی تجربی مفید برای کشف ارتباط بین خلوص ایمان با شخصیت و سلامت روان به کار روند.
پارک و کوهن (1990). به این نتیجه رسیدند که مذهبی بودن درونی، که در آن فرد با انگیزه ای درونی به ارزش های والایی اعتقاد دارد، ارتباط بیشتری با رویارویی مسئله محور و در نتیجه سلامت روانی دارد.
همچنین واتسون و دیگران ( 1994 ) این فرضیه الیس را که اظهار داشته بود، مذهبی بودن میزان ناسازگاری را افزایش می دهد، با نمونه ای متشکل از 351 آزمودنی مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها فرضیه الیس را تأیید نکرد. آنها به این نتیجه رسیدند که افراد دارای مذهب درونی، سازش یافتگی بیشتری از خود نشان می دهند و حتی مذهبی بودن سنتی نیز با همسازی همراه است. یعنی بر اساس این تحقیقات نه تنها نمی توانیم بپذیریم که مذهب موجب شکل گیری ساختارهای شناختی غیرمنطقی می گردد، بلکه آنهایی که به راستی مذهبی هستند، با مسائل زندگی به گونه ای منطقی و کارآمد مواجه می شوند.

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه دربارهشهر تهران، ساختار شهر، کارشناسان

Comments (0):

Write a comment: