رضایت از زندگی:

از مؤلفه های تشکیل دهنده ی شادکامی که اندروز و ویتی(1999) آن را شناختند، رضایت از زندگی است. این مؤلفه، ارزیابی قضاوتی- شناختی از زندگی است. ذکر این نکته مهم است که قضاوت در مورد چگونگی رضایت هر فرد از زندگی، بستگی به ملاک های خاص همان فرد دارد که از خارج به او تحمیل نشده است وبه همین دلیل جزء ملاک های شامانی است.  بنابر این محقق نمی تواند ملاک هایی را برای رضایت از زندگی تعیین کند. وبر اساس آن این سازه را تعریف نماید، زیرا تفاوت های هر فرد، احتمالاً مستقل از دیگران است و هر فرد برای قضاوت در مورد زندگی خود، ملاک های خویش را دارد. مطابق با نظریه قابلیت بقاء[1] شادکامی هنگامی به وجود می آید که نیاز های اساسی ارضاء شوند، اما در جوامع مدرن و فرد گرا که نیازهای اساسی اغلب شهروندان ارضاء می گردد، رضایت از زندگی به میزان زیادی با دست یابی به اهدافی که فراتر از نیازهای اساسی هستند ارتباط دارد(وینهوون،1999).  ولی در جوامع عقب افتاده ارضاء نیازهای اساسی، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد. رضایت از زندگی پیش از بزرگسالی، خصوصاً در خلال نوجوانی، یک متغیر روان شناختی مهم است. در این مورد، دلایلی وجود دارد. از آنجایی که رضایت از زندگی با تعهد فرد به یک سری اهداف و دست یابی به آن اهداف ارتباط دارد، پیدایش اهدافی که به روابط اجتماعی، کار و فعالیت در جامعه مربوط می شود، احتمالاً رضایت از زندگی را با معنی روان شناختی مهم القاء می کند. نظریه هایی که بر محور عواطف قرار دارند، تصریح کرده اند که شادکامی، شرایط، تجارب و رویدادهای مثبت و منفی بلا فصل و فوری را منعکس می کند. با این حال پژوهش ها نشان می دهد که رضایت از زندگی انعکاس ساده ای از شرایط و حوادث واقعی نیست، بلکه خلق و ارزیابی شناختی افراد از رویدادها و شرایط را نیز نشان می دهد. تعدادی از دانشمندان که به بررسی رضایت از زندگی در بزرگسالان پرداخته اند،  در یافتند که بهتر است بین دو دسته از عوامل که بر ادراک افراد از سلامت ذهن تأثیر می گذارد یعنی عوامل شخصیتی( یا درونی) و عوامل بافتی[2](یا بیرونی) تمایز قائل شویم. شواهدی که از پژوهش ها در مورد بزرگسالان در جوامع ثروتمند به دست آمده است، نشان می دهد که رضایت از زندگی به میزان زیادی با عوامل شخصیتی رابطه دارد. اما رضایت از زندگی نوجوانان بیشتر منعکس کننده ی این است که نوجوانان چه چیزی را تجربه می کنند و اینکه چه احساسی دارند(بردلی و کروین[3]،2004).

مطلب مرتبط :   مفهوم شایستگی از دیدگاه روانشناختی

هیجانات (عواطف) مثبت ومنفی:

مفهوم هیجان یا عواطف مثبت و منفی توسط واتسون برای تبیین رویداد های روان شناختی مختلف در افراد به کار گرفته شده است او معتقد است عواطف مثبت با خصیصه ی شخصیتی برو ن گرایی و عواطف منفی با خصیصه ی روان نژندی ارتباط دارند. از نظر واتسون همبستگی بین عواطف و خصایص شخصیتی بسیار مهم بوده و دامنه ای بین 9/0-4/0 دارد. عواطف مثبت دارای ابعاد خوشی( مثل بشاشی، شادی و سرزندگی)، اعتماد به خود( مثل شجاعت، قوی بودن و راز داری) و هوشیاری( مثل تمرکز داشتن و مصصم بودن) است. عواطف مثبت بعد از 30 سالگی به طور موقتی ثابت باقی می ماند نقطه ی اوج هیجان های منفی در اواخرنوجوانی است و بعد از آن با افزایش سن تا اواخر بزرگسالی کاهش می یابد. به عقیده ی واتسون تفاوت های فردی مشخصی در عواطف مثبت و منفی و دوره های کوتاه مدت خلق مثبت که به دنبال ریتم مشخص می آیند( در هنگام صبح پایین تر است) دیده می شود. عواطف مثبت و منفی تا حدودی جزء خصوصیات ارثی هستند، با وجود این محیط می تواند باعث بهبود عواطف مثبت شود(واتسون[4]، 2000). عاطفه ی مثبت ومنفی نشان دهنده ی اجزای سیستم نورو بیولوژیکی است. عاطفه ی منفی(مثل خصیصه ی شخصیتی روان نژندی) یک جنبه از سیستم بازدارنده رفتار اجتنابی آگاهانه می باشد. عملکرد این سیستم تحریک رفتار بازدارنده و فرو نشاندن رویکرد رفتاری برای دور نگه داشتن ارگانیسم از موقعیت های خطرناک ، دردناک وتنبیهی است. ولی عاطفه ی مثبت، سنجشی از سیستم تسهیل کننده ی رفتار(مثل خصیصه ی شخصیتی برون گرایی) می باشد. عملکرد این سیستم به ارگانیسم برای نگه داری منابع لازم و مهم ادامه زندگی مثل غذا خوردن، داشتن خانه و همسر کمک می کند(واتسون،2002؛ به نقل از قریشی، 1384). عاطفه ی مثبت با فعالیت فیزیکی مداوم، خواب کافی، ارتباط اجتماعی با دوستان نزدیک و تلاش برای اهداف با ارزش ارتباط  دارد. بنابر این عاطفه مثبت ممکن است در طول فعالیت فیزیکی منظم، داشتن الگوی خواب مناسب، داشتن روابط دوستانه و داشتن اهداف با ارزش افزایش یابد. عاطفه ی مثبت دیدگاه از شادکامی است( واتسون، 2000). سیلیگمن (2002) در کتاب خود با عنوان شادمانی اصیل، هیجان های مثبت را در سه مقوله: آن هایی که با گذشته، حال و آینده ارتباط دارند طبقه بندی می کند. هیجان های مثبت مرتبط با آینده، خوش بینی، امید، اعتماد، ایمان و اعتقاد را شامل می شود. رضامندی، خشنودی، غرور و آرامش خاطر هیجان های مثبت عمده ای هستند که با گذشته پیوند دارند. در ارتباط با هیجان های مثبت، حال، دو طبقه ی متمایز وجود دارد: لذت های آنی و رضامندی های پایدارتر؛ لذت ها، هم لذت جسمانی و هم لذت های عالی تر را شامل می شوند. لذت های جسمانی از طریق حواس حاصل می شوند. برعکس لذت های عالی تر، از فعالیت های پیچیده تر به دست می آیند و احساس هایی مانند سعادت، شعف، راحتی، سر خوشی و شادمانی را شامل می شوند. عاطفی بودن مثبت با رضامندی شغلی و رضامندی زنا شویی پیوند دارد(واتسون و همکاران، 1995). عاطفی بودن منفی مثل صفت شخصیتی روان رنجوری یک جنبه از سامانه بازداری رفتار روی آوری و تسهیل اجتناب گرایی است. کارکرد این سامانه راه انداختن سامانه ی اجتناب و بازداری رفتارروی آوری است تا بتواند موجود زنده را از موقعیت های خطر ناک، درد یا تنبیه دور کند( واتسون، 2002).

مطلب مرتبط :   اثربخشی سبک­های مدیریت تعارض

[1]-Live ability

[2]-Contextual Factors

[3]-Bradely and Corwyn

[4]-Watson