مفهوم شایستگی

به طور کلی در مورد مفهوم مهارتهای اشتغال زا و شایستگی های کلیدی تعریف واحد و مشخصی وجود ندارد و همه صاحبنظران در ارائه یک تعریف دقیق و صحیح از مهارتها و شایستگی با مشکل مواجه بوده اند. در تعاریفی که از شایستگی و جود دارد تفاوتها و اختلافات زیادی وجود دارد و محققان مختلف با توجه به این تعاریف و نقطه نظرات مختلف کار خود را پیش می برند. مروری برتعاریف زیر که عمدتاً توسط صاحبنظران این حوزه ارائه شده است می تواند بیانگر این تناقضات و اختلافات باشد. از یک طرف مفهوم مهارت برای جامعه شناسی اقتصاد، روانشناسی آموزش، هوش مصنوعی، علوم رایانه و ارگونومیک، امری اساسی است. از طرف دیگر شرایط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و علمی نوین زمینه ی تازه ای از مفهوم مهارت، که زیربنای کارو اشتغال را تشکیل می دهد، مطرح کرده است (صالحی عمران،1386). فرهنگ لغت آکسفورد(1994) مهارت را چنین تعریف می کند: “دانش عملی در در ترکیب با توانایی، هوش، تخصص، هنر یا علم، مهارت دستی، هدف بزرگ دانش یا درک چیزی”. لغتنامه ی مختصر انگلیسی (1985) نیز مهارت را “توانایی استفاده از دانش فردی به طور موثرو به راحتی، استعداد توسعه یافته یا توانایی در زمینه ای خاص” تعریف می کند. بدین ترتیب، تعاریف لغتنامه ای مهارت، هـمگی نـظریه ی خـوب انجام دادن کارها را در بر می گیرند. این تعاریف شامل کارایی درهر دو جنبه ی روانی و فیزیکی است که شامل مهارت ذهنی و یدی (دستی) می باشد. بارو درباره ی مهارت معتقد است: که عبارت مهارت در محافل معاصر آموزشی، بدون تفکیک انواع مختلف مهارت ها مورد استفاده قرار می گیرد. اسپنسر واسپنسر[1] دو تفاوت را مشخص کردند که به تعریف دیدگاه های اصلی مفهومی در مورد مهارت کمک می کند: اولاً، مهارت هایی وجود دارد که مردم به محل کارشان می آورند یعنی استعداد، توانایی ها، ظرفیت ها: ثانیاً، ویـژگی های نـقش های اجـتماعی یا تقاضا های کار. اینها مهارت هایی هستند که مشاغل به آن ها نیاز دارد(اسپنسر واسپنسر،1993). اتول[2] مهارت را ایده ای پیچیده و مبهم می داند که درک آن دشوار است. وی مسائل مفهومی و معرفتی را کشف کرد و به منظور ارائه تصاویر مختلف مهارت، چهار ایده ی جامعه شناسی مهارت را نشان داد: اثبات گرایی، روش شناسی، انسان شناسی، وبری و مارکسیست. اتول مهمترین منتقد اندازه گیری کمی مهارت ها بود چون بر اساس نظر وی مهارت ها با توجه به زمینه یا موقعیت خاص قابل درک هستند. دارا[3] مفهوم مهارت را از نقطه نظر شرایط و الزامات مهارت مورد بررسی قرار داد و معتقد بود که شرایط و الزامات مهارت تا حد قابل ملاحظه ای متغیرند. او با بررسی دیدگاه نویسندگان مختلف به این نتیجه رسید که شرایط و الزامات مهارت، بررسیهای محققانه کار، تحلیل کار، تایید عملکرد، گزارشهای سیاست عمومی را مشخص می کند (نقل از صالحی عمران، 1386). فرهنگ آکسفورد شایـستگی را بـرخـورداری از دانـش و تـوانایی انجام موفقیت آمیز برخی از کارها تعریف می کند (استیل، 2006). شایستگی دامنه وسیعی از مشخصات و ویژگی ها، شامل دانش، مهارت ها، توانایی ها،  صفات، نگرش ها و برخوردها، انگیزه ها و رفتارها است که می تواند فرد را قادر سازد تا کار و وظیفه خود را به طور اثربخش و نتیجه بخشی به پایان برساند و این خصیصه و ویژگی ها می تواند براساس معیارها و استانداردهای عملکرد قابل قبول اندازه گیری شود (هو و هو، 2009).

مطلب مرتبط :   عوامل خطر بیماری کرونری قلب

اسپنسر(1994) معتقد است که شایستگی خـصوصیات فردی قابل انـدازه گیری از قبیل خصوصیات، ویژگی ها، انگیزش، خودانگاره، طرز و روش برخـورد، ارزش ها، دانش و مـهارت های رفـتاری یا شنـاخـتی می باشد که افراد با هوش را از عامه افراد متمایز می کند. در تعریف دیگر که سینگلا و همکاران(2005) ارائه داده اند شایستگی را به عنوان  توانایی یک فرد در قـادر سـاخـتن او برای انجام و ظایف به طور کامل، یافتـن راه حل ها و تشخیص آنها در  موقعیت های کاری در نظر می گیرند. فیلپوت و همکاران 2002 شایستگی را به عنوان ترکیبی از مهارت ها، دانش،  و نگرش های مورد نیاز برای انجام یک نقش به گونه ای اثر بخش تعریف می کند. دراگاندیس و منتزاس (2006) شایستگی را مجموعه ای از توانمندی ها، دانش و دیگر صفاتی می داند که باعث کارایی پیش بینی شده می شود. مـوسسه نشنال پـارک سـرویس امپلوییز (2004) شـایستگی را مجموعه ای از دانش، مهارت و توانایی ها در یک شغل خاص می داند که به شخص اجازه می دهد در انجام وظایف خویش به موفقیت دست یابد (نقل از کرمی و همکاران، 1387). و بالاخره می توان گفت که اصطلاح شایستگی برای توصیف مجموعه ای از رفتار ها که ترکیب واحدی از دانش، مهارت ، توانایی ها و انگیزه ها را منعکس می کند  و با عملکرد با یک نقش سازمانی  مرتبط است به کار می رود (کرمی، 1389).

همان طور که ملاحظه می شود اگر چه تعریف دقیق و مشخصی از مهارتها اشتغال زا و شایستگی نمی توان ارائه داد و با وجود تعاریف مختلف و گاه متناقضی که از اصطلاح شایستگی ارائه شده است می توان نتیجه گرفت که مهارتهای اشتغال زای بازار کار را می توان ترکیب هم افزایندگی کیفیتها و صلاحیتها فردی، مهارتهای فنی و فرایندی و مهارتها و شایستگیهای کلیدی دانست که باعث ارتقاء و انتقال موفق از شغلی به شغل دیگر و حضور موثر در فعالیتهای گروهی می شود. در واقع مـهارتـهای اشتغال زای بـازار کـار، مجموعه ای از مهارتهای اصلی قابل انتقال است که دانش، نگرش و مهارت فنی مورد نیاز محیط کار را در بر می گیرد و برای موفقیت در همه سطوح کاری ضروی است.

مطلب مرتبط :   روشهای آموزشی ناجا

 

-Spencer & Spencer1

-Attewell2

-Darrah 3