که پژوهشگران دیگر داشته اند. یافته های نیاز آذری و حسینی(1391) که در مطالعه ای تحت عنوان”تأثیر فن آوری اطلاعات بر افزایش یادگیری دروس زبان انگلیسی و ریاضی دانش آموزان مدارس هوشمند دوره راهنمایی شهر بابل “انجام داده اند به این نتیجه دست یافته اند که به کارگیری فن آوری اطلاعات در آموزش موجب افزایش مشاهده تاملی دانش آموزان دوره راهنمایی در درس ریاضی و زبان انگلیسی می گردد .
5-2-3 بررسی فرضیه سوّم
استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات مفهوم سازی انتزاعی دانش آموزان پایه ی پنجم دوره ی ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران موثر است .
با توجه به جدول 4-18 نتایج به دست آمده بیانگر این موضوع است که از آنجایی که مقدار t در سطح 001/0 معنادار است می توان گفت هوشمند سازی بر نمرات مفهوم سازی انتزاعی موثر بوده است و مقدار آن کاهش یافته است. به عبارتی دیگر نتایج بیانگر این است که نتایج پس آزمون نشان می دهد که هوشمند سازی مدارس بر مفهوم سازی انتزاعی دانش آموزان تاثیر معکوس داشته است و باعث کاهش آن گشته است. این یافته برعکس نتایجی است که دیگر محققان داشته اند. به شکلی که اسکوفیلد (2006)، در ضمن مطالعه ای با عنوان “آثار ورود فن آوری اطلاعات در مدارس ” به این نتیجه رسید که این اثر در نظام آموزشی تدریجی است و فن آوری اطلاعات انتقال برنامه ی درسی را کارآمدتر می نماید. ورود فن آوری اطلاعات موجب خلق زمینه های جدید اجتماعی برای یادگیری انتزاعی می شود.
5-2-4-بررسی فرضیه چهارم
استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات آزمایش گری فعال دانش آموزان پایه ی پنجم دوره ی ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران موثر است .
با توجه به نتایج مشاهده شده در جدول 4-20 استفاده از مدارس هوشمند بر نمرات آزمایش گری فعال دانش آموزان پایه ی پنجم دوره ی ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران موثر است و این بدان معناست که نتایج پس آزمون نشان می دهد که مدارس هوشمند باعث بالاتر رفتن نمرات مربوط به آزمایشگری فعال دانش آموزان شده است.
فاطمه جان قلی (1391) نیز در مطالعه ای با عنوان ” تأثیر فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر سبک های یادگیری در مدارس هوشمند راهنمایی قم” به این نتایج رسید که:
الف. استفاده از فن آوری اطلاعات بر سبک های یادگیری دانش آموزان مؤثر است.
ب. بین سبک های یادگیری چهار گانه پسران و دختران در قبل از استفاده و بعد از استفاده از
فن آوری اطلاعات و ارتباطات تفاوت وجود دارد.
ج. بین سبک های یادگیری دانش آموزان مدارس دولتی و غیردولتی تفاوت وجود دارد.
5-3- محدودیت ها
1. به رغم کوشش هایی که در جهت رعایت اصول مربوط به انتخاب گروه نمونه صورت گرفته، چون گروه نمونه از تعداد محدودی مناطق و مدارس انتخاب شده، نتایج پژوهش را به آسانی نمی توان به کل جامعه تعمیم داد. برای رفع این نقض می توان گردآوری داده ها را بر پایه نمونه هایی با حجم بزرگ تر و مقیاس وسیع توصیه کرد.
2. داده های تجربی این پژوهش در اثر اجرای مقیاس سبک های یادگیری بر روی گروه نمونه به دست آمده است. که با توجه به متعدد بودن نظریه ها در مقوله سبک های یادگیری ناشی از پیچیدگی و چندبعدی بودن موضوع در استفاده از نتایج به دست آمده باید جانب احتیاط را رعایت کرد.
3. بدون شک متغیرهای زیادی از جمله ؛ سن ، رشته تحصیلی ، امکانات سخت افزاری ، نرم افزاری در مناطق مختلف تعداد دانش آموزان کلاس ، میزان آشنایی معلمان با نحوه تدریس متفاوت و به کارگیری فن آوری رایانه در کلاس در تغییر سبک یادگیری دانش آموزان موثر است . اما دشواری در کمی ساختن این متغیرها موجب شده که در پژوهش حاضر تنها تأثیر هوشمند سازی مدارس به عنوان متغیر مستقل به صورت کلی بر متغیر وابسته) سبک های یادگیری دانش آموزان( مورد مطالعه قرار گرفته است.
4. در شرایطی که درصد کمی از واریانس متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل تبیین شده تغییر کند، باید اذعان کرد که نقش عوامل مهم دیگر در این زمینه را نباید نادیده گرفت.
5. عدم دقت و درک و توجه کافی برخی آزمودنی ها نسبت به پرسشنامه مذکور، و عدم همکاری برخی از مدیران و معلمان در تخصیص زمان به دانش آموزان برای تکمیل پرسشنامه نیز جزو محدودیت های پژوهش بود.
6. به دلیل عدم وجود تعریف اصولی و یکسان از مدارس هوشمند و یکسان بودن برنامه و ساعات دروس با مدارس عادی و سطح برخورداری متفاوت مدارس از جمله محدودیت های پژوهش حاضر است.
5-4-پیشنهادات
1. به دلیل پیچیدگی مفهوم سبک یادگیری و تعدد نظریه ها برای کسب اطلاعات درست، پیشنهاد می شود عواملی هم چون سن، جنس، رشته تحصیلی، نوع مدارس، میزان سطح برخورداری از امکانات و هوش و استعداد تحصیلی را به عنوان متغیرهای واسطه ای در نظر گرفته و با تنظیم سؤالات به صورت غیرمستقیم از آن آگاهی یافت.
2. به دلیل تأثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی در هر جامعه پیشنهاد می شود، پرسشنامه سبک یادگیری را به صورتی مناسب که نرم ایرانی در آن لحاظ شده باشد طراحی گردد.
3. با توجه به این که پژوهش حاضر در یک پایه تحصیلی مورد کنکاش واقع شده، بهتر است برای کسب اطلاعات بیشتر و نتایج دقیق تر در مقاطع مختلف تحصیلی نیز مورد بررسی قرار گیرد.
4. پیشنهاد می شود برنامه ریزان نظام آموزشی و فرهنگی کشور برای کمک به اعتلای اندیشه و به دست آوردن اطلاعات صحیح و دقیق که هدف پژوهش های علمی است، بستری مناسب برای صداقت در پاسخ گویی را فراهم سازند تا جامعه باروحیه ای صادقانه به دور از ترس و تشویش و عدم کتمان واقعیت از به خطر افتادن موقعیت خود اقدام به پاسخ دهی نمایند.
5. برای کمک بیشتر به دانش آموزان بهتر است که وسایل لازم برای شناسایی و تعیین سبک دانش آموز قبل از ورود به سیستم آموزشی فراهم گردد، تا محتوای آموزشی متناسب با سبک یادگیری وی اعمال گردد.
6. با برنامه ریزی صحیح در جهت رشد حرفه ای معلمان همگام با رشد تکنولوژی آموزشی در دنیا، از طریق برگزاری کلاس های ضمن خدمت، بازدید از اماکن آموزشی داخل و خارج کشور توسط معلمان، آموزش و برگزاری جلسات درس پژوهی و استفاده از تجربیات همکاران باعث می گردد همواره معلمان در محیط آموزشی مستمر و تبادل تجربه قرار گیرند تا از یکنواختی سطح آموزشی جلوگیری شود.
7. آموزش همکاران با برگزاری کلاس های طراحی و ایجاد محتوای دروس زمینه را برای تولید نرم افزارهای آموزشی متناسب با کتاب درسی و موضوع آموزشی مد نظر خود فراهم نمایند.
8. به دلیل برگزاری کارگاه ها و تدریس متفاوت در مدارس هوشمند، پیشنهاد می گردد با استفاده از نظر نخبگان در امر آموزش برنامه ریزی و تنظیم ساعات درسی متفاوت نسبت به مدارس عادی تدارک دیده شود.
5-5-خلاصه پژوهش
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر هوشمند سازی مدارس بر سبک های یادگیری دانش آموزان پایه ی پنجم دوره ابتدایی آموزش و پرورش شهر تهران بر اساس مدل کلب انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر روش کاربردی، از نظر داده ها کمی و از نظر ماهیت نیمه تجربی تک گروهی همراه با پیش آزمون و پس آزمون می باشد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مدارس دولتی و غیردولتی به تعداد32250 نفردر پایه پنجم دبستان های هوشمند شهر تهران در سال تحصیلی 92 -93 می باشد. سؤال اساسی این بود که آیا مدارس هوشمند و آموزش به کمک فن آوری های آموزشی می تواند بر سبک های یادگیری دانش آموزان دختر و پسر مشغول به تحصیل در این مدارس اعم از دولتی و غیردولتی مؤثر می باشد؟
در مرحله پیش آزمون پرسشنامه 12 سؤالی کلب در اختیار دانش آموزان قرار داده شد، در مرحله پس آزمون بعد از گذشت حدود دو ماه استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات در امر تحصیل، آزمودنی ها مجدداً پرسشنامه ها را پر کردند. حجم نمونه پژوهش حاضر بر اساس روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای ( واحد مدرسه ) و بر اساس فرمول اچ اس بولا ( 1970 ، نقد از امیلی ، 1375) تعداد 400 نفر ( 200 پسر و 200 دختر ) تشکیل داده است.
روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای ( واحد مدرسه ) است. مهم ترین روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش مطالعات کتابخانه ای بود که در این بخش جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع کتابخانه ای، مقالات، کتب مورد نیاز و شبکه جهانی اطلاعات (اینترنت) استفاده گردیده است. سپس تحقیقات میدانی در این بخش به منظور جمع آوری داده ها و اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل از پرسشنامه استفاده گردیده است. پرسشنامه مورد استفاده پرسش نامه ی 12 سوالی کلب (2005 ) است. این پرسشنامه 4 سبک یادگیری همگرا ، واگرا، جذب کننده و انطباق یابنده را اندازه گیری می کند .
محقق پس از اخذ مجوز از مسئولان ، مستقیما به گروه نمونه ای که به صورت تصادفی انتخاب خواهد شد مراجعه و پرسش نامه ی مذکور را بر روی آنان اجرا کرد .سپس شمارش پرسش نامه ها دستی و در پایان به کمک بسته ی نرم افزاری spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
برای سنجش فرضیه های پژوهش از آزمون همبستگی تحلیل داده ها با استفاده از spss صورت گرفته است. در این پژوهش به منظور بیان توصیفی داده ها و تجزیه و تحلیل پرسشنامه از روش آمار توصیفی تهران به صورت خوشه ای انتخاب شدند. در این پژوهش علاوه بر آمار توصیفی مرسوم از آزمون های
t همبسته و با کمک بسته نرم افزاری SPSS استفاده شد. به کمک پرسشنامه در ابتدا چهار شیوه یادگیری )تجربه عینی، مشاهده تأملی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال ( در آزمودنی ها با توجه به امتیازاتی که به آیتم های 4گانه هر سؤال دادند تشخیص داده شد. سپس با استفاده از تفاضل دو به دو نمرات مفهوم سازی انتزاعی و تجربه عینی و هم چنین آزمایشگری فعال و مشاهده تأملی سبک یادگیری غالب در آزمودنی ها تشخیص داده شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد که در مرحله پس آزمون بعد از به کارگیری وسایل و فن آوری های آموزشی هر 4 شیوه یادگیری دانش آموزان تغییر کرده یعنی مدارس هوشمند بر این شیوه ها تأثیر دارد. اما این تاثیر ها متفاوت می باشند.
منابع و ماخذ
1-اتحادی ،محمد ،(1386)روزنامه رسالت ،مدرسه هوشمند
http://www.irannamaye.ir/articale /view/1844968
2-احدی ،فاطمه و همکاران (1388)((سبک یادگیری دانشجویان پرستاری و پیرا پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سمنان )) مجله علمی دانشگاه علوم پژشکی سمنان -جلد 11 ،شماه 34
زمستان 88،ص 146-141
3-احمدی ،کریم (1389)دسترسی از طریق :
http://www.ahmadikarem.persuangig.com
4-ایزدی،صمد ،محمد زاده ادملایی ،رجبعلی ،(1386)((بررسی رابطه سبک های یادگیری ،ویژگی های شخصیتی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان )) ، و ماهنامه علمی -پژوهشی دانشور رفتار دانشگاه شاهد ،شماره 27 ،ص 28-15.
5-براری ،محسن .(1386)((بررسی رابطه بین سبک های یا دگیری چهار وجهی کلب و پیشرفت تحصیلی دانشجویان مجموعه پردیس دانشگاه مازندران ))،پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشکده علوم پردیس مازندران
5- بیابانگرد ،اسماعیل.(1384)((تاثیر رسانه ها و فن آوری بر آموزش )) فصلنامه پژوهش و سنجش ،سال دوازدهم ،شماره 41 ،مرکز تحقیقات مطالعات و سنجش برنامه ای ،ص 72-51.
6-پاشا شریفی ،حسن ،(1381)”مبانی نظری آزمون های روانی ،تهران :آگاه
7-تقوایی ،ناصر (1381)((مقایسه سبک های یادگیری همگرا ،واگرا ،جذب کننده و انطباق یابنده معلمان و د انش آموزان مراکز پیش دانشگاهی پسرانه رشته های علوم انسانی ،علوم تجربی و ریاضی فیزیک شهرستان ورامین ))پایان نامه کارشناسی ارشد ،دانشگاه تربیت معلم .
8-ثمری ،عیسی،آتشک ،محمد (1388)((تاثیر میزان شناخت و کاربست فن آوری آموزشی توسط معلمان در بهبود کیفیت فرآیند یادهی

Comments (0):

Write a comment: