– تحول دلبستگی در نوجوانی

از دیدگاه دلبستگی نوجوانی دوره انتقالی است که در آغاز آن نوجوان برای کاهش وابستگی به چهره‌های دلبستگی اولیه‌ای که نقش مراقب او را داشته‌اند، دست به تلاشهای بزرگی می زند. تقریباً یک دهه بعد خود نوجوان بزرگ شده، برای فرزندانشان که متولد شده‌اند یک چهره دلبستگی محسوب می شود. با این حال نوجوانی تنها زمان کوتاه و گذرایی نیست که نقش پل ارتباطی بین این دو دوره (کودکی و جوانی) را ایفا نماید، بلکه نوجوانی دوره‌ای عمیق از انتقال‌ها بین نظام های رفتاری، شناختی، هیجانی خاصی است. در واقع نوجوان مراحل تحول را از یک دریافت کننده مراقبت از والدین به سوی یک مراقبت کننده بالقوه می پیماید (باولبی، 1980 ؛ به نقل از خانجانی، 1384).

 

2-18- تداوم دلبستگی از کودکی تا نوجوانی:

یکی از سؤالهای اساسی درباره روابط دلبستگی در دوره نوجوانی آن است که چگونه سازمان یافتگی دلبستگی نوجوان به دلبستگی در سایر مراحل زندگی به خصوص به دوره کودکی مرتبط می شود؟

به منظور پاسخ به این سؤال باید به طور تجربی تداوم دلبستگی در پهنه زندگی مورد ارزیابی قرار گیرد. سؤال دیگر آن است که آیا دلبستگی نوجوان تجلی خاصی از همان فرآیندهای دلبستگی در دوره کودکی است؟ پس از گذشت سه دهه از ایجاد روش موقعیت ناآشنا، مطالعات طولی متعددی در حال بررسی تحول دلبستگی از نوزادی تا نوجوانی است. نتایج برخی از این پژوهش‌ها مبهم و نامشخص است. واترز (1995) گزارش کرد که ایمنی نوجوان بزرگتر مثلاً 21 ساله در AAI (مصاحبه دلبستگی بزرگسالان) با ایمنی او در روش موقعیت ناآشنا در دوران کودکی در حدود 70% همبستگی دارد. چنانچه افرادی را که در اثر رویدادهای مهم زندگی که بالقوه می تواند باعث تغییر طبقه دلبستگی فرد شوند، مستثنی کنیم، درجه هماهنگی بین دلبستگی دوره نوجوانی با کودکی بالای 78% است.

مطلب مرتبط :   عوامل تعارض ساز در روابط زناشویی چیست؟

اما در مورد افرادی که در معرض حوادث خاصی در زندگی بوده‌اند، میزان توافق فقط 44% است که معنادار نمی باشد. مین[1] (1997) دریافت که بین طبقه دلبستگی افراد در 19 سالگی با استفاده از مصاحبه دلبستگی بزرگسالان با طبقه دلبستگی آنها در کودکی با استفاده از روش موقعیت ناآشنا هماهنگی بالایی وجود دارد. اما هامیلتن[2] (1994 و 1995) یافته‌های پژوهشی ارائه می دهد که نشانه تداوم اندک دلبستگی از کودکی به نوجوانی است. برخی تحقیقات دیگر هیچگونه ارتباطی بین رفتار کودک در موقعیت ناآشنا با طبقه دلبستگی او در نوجوانی نیافته‌اند.

واترز و همکاران (1995) در مورد این نتایج ناهماهنگ تبیین مناسبی را ارائه می دهد. او معتقد است که با گذشت زمان به دلیل مداخله عوامل محیطی/ اجتماعی تداوم بین دلبستگی دوران کودکی و نوجوانی تعدیل می شود. به هر حال باید توجه داشت نوجوانی که طبقه دلبستگی دوره کودکی خود را حفظ کرده است در حال زندگی با والدینی است که در روابطشان با نوجوان تا مدتها از شیوه‌های مشابهی استفاده کرده‌اند (تامپسون[3] و همکاران، 1996 ؛ به نقل از خانجانی، 1384).

در خانواده‌هایی که فرزندان با هر دو والد بیولوژیکی خود زندگی کرده‌اند نسبت به نوجوانانی که در ساخت‌های خانوادگی دیگری رشد یافته‌اند، درجه توافق سازمان یافتگی دلبستگی آنها و مادرشان بالاتر است (آلن و دیگران، 1997 ؛ به نقل از خانجانی، 1384).

به علاوه بین دلبستگی نوجوان- مادر نوجوانان سن بالا نسبت به نوجوانان کم سن تر، میزان هماهنگی بالاتر است. احتمال دارد استرس‌های ناشی از تغییرات اوایل نوجوانی حداقل به طور موقت سازمان یافتگی دلبستگی نوجوان را و یا آمادگی ارزیابی دلبستگی را گسسته سازد (آلن و لند[4]، 1997).

مطلب مرتبط :   راهنمای خرید انواع ریبون رول حرارتی و استفاده صحیح از آن

بر خلاف یافته‌های مذکور پژوهش روزنستین و هوروتیز[5](1996) نشان داد که در میان نوجوانان دارای مشکلات روانشناختی میزان توافق بین راهبردهای دلبستگی نوجوان و مادر بالای 80% است.

محققان معتقدند که تحت برخی شرایط درجه توافق دلبستگی نوجوان- مادر کاهش می یابد. این یافته‌ها نشان می دهند که سازمان یافتگی دلبستگی نوجوان و همبستگی آن با اوایل کودکی و با سازمان یافتگی دلبستگی مادر همراه با تغییرات تحولی و چالش‌های فعلی محیط به طور معناداری تحت تاثیر قرار می گیرد. (به نقل از خانجانی، 1384).

 

2-19-  معیارهای تشخیص دلبستگی:

برای تشخیص رابطه دلبستگی از سایر روابط، هشت معیار وجود دارد که عبارتند از:

  • جستجوی نزدیکی یا همجواری و تقرب جویی: کودک سعی می‌کند فاصله خود را با موضوع دلبستگی کم کرده، تا حد امکان به او نزدیک می شود.
  • تاثیر پایگاه ایمن بخش: حضور تصویر مادرانه موجب احساس ایمنی می شود. بنابراین تصویر دلبستگی به عنوان منبع و پایگاه ایمنی محسوب می گردد.
  • اعتراض به جدایی: کودک در مقابل جدایی مقاومت کرده از آن جلوگیری می کند.
  • فراخوان با تهدید: در شرایط عادی کودک چنان رفتار دلبستگی نشان نمی دهد اما در شرایط بیماری، خواب آلودگی و ترس و گرسنگی رفتارهای دلبستگی مشاهده می شود.
  • خاص بودن تصویر دلبستگی یا موضوع دلبستگی
  • در حیطه هوشیاری نبودن رفتارهای دلبستگی: کودک کنترل هوشیارانه روی این رفتارها ندارد.
  • ثبات و استحکام رابطه: کودک در مقابل تغییر به شدت مقاومت می کند.

حساس نبودن نسبت به تجربه با موضوع دلبستگی: کودکی نیست که از رابطه با مادرش خسته شده باشد. (مظاهری، 1379).

[1] – Main

[2] – Hamilton

[3] – Tampson

[4] – Alen and Land

[5] – Rosentis and Haorvits