د و حفظ آنها در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. بدین روی: 1. خانواده در اسلام، نهادی مقدس و ارزشمند و محبوب ترین بنا نزد خداوند است؛ چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «ما بنی فی الاسلام احب الی الله ـ عزوجل ـ من بیت یعمر فی الاسلام بالنکاح.» (53) یا در جای دیگر می فرمایند: «… و ما من شیء ابغض الی الله ـ عزوجل ـ من بیت یخرب فی الاسلام بالفرقه؛ یعنی الطلاق.» (54) اسلام بر پایداری و استواری خانواده پای می فشرد و به هیچ وجه، به نابودی و از بین رفتن و تبدیل و جایگزین رضایت نمی دهد و آن را به مصلحت فرد و جامعه نمی داند. نهاد خانواده در اسلام، یک اصل است. احکامی همچون حرمت نگاه به نامحرم برای زن و مرد، وجوب پوشش برای زن، خوش نداشتن طلاق، احترام به پدر (55) و مادر و صله ی رحم، (56) همگی در جهت حفظ و حراست از بنیان ارزشمند و اصیل خانواده هستند.خانواده سنگر مستحکمی است که همسران در پناه آن از آسیب های تیر انحراف و کژی در امان می مانند. به تأسی از اهداف کلان و احکام دین مقدس اسلام، در مقدمه ی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خانواده واحد بنیادین جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان تلقی شده و خانواده، که زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی و رشد پاینده است، اصل اساسی شمرده شده. در این برداشت، زن از حالت ابزار کار بودن خارج شده و ضمن بازیافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسان های مکتبی، همرزم مردان در میدان های فعالیت حیات سیاسی و اجتماعی تلقی شده است. (57) 2. زن در خانواده محور است و کودک ده ها نیاز مادی و معنوی دارد که برآوردن آنها در درجه ی اول، در دست مادر است. نقش زنان، هم به سبب همسری و هم به دلیل ویژگی مادری در بنیان خانواده، نقشی محوری است. زن سنگ بنای خانواده است و به تجربه و یافته های علمی ثابت شده است که کس دیگری نمی تواند جای مادر را بگیرد. از همین رو، در قانون اساسی، دولت موظف شده است از مادران، به خصوص در دوران بارداری و حضانت فرزندان، حمایت کند. (58) 3. از دیدگاه اسلام، ارزش کار زنان در خانه، حتی با جهاد مجاهدان، برابری می کند. در این زمینه، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «مهنه احدکن فی بیتها تدرک جهاد المجاهدین ان شاءالله» (59) (ای زنان ! هر یک از شما با اشتغال در خانه ی خود، اگر خدا بخواهد، ثواب جهاد مجاهدان را خواهید داشت.) و یا در جای دیگر می فرمایند: «ما من امرأه رفعت من بیت زوجها شیئاً من موضع الی موضع آخر ترید به اصلاحاً الا نظر الله الیها و من نظر الله الیه لم یعذبه» (60) (هیچ زنی نیست که برای اصلاح، چیزی را در منزل همسرش جا به جا کند، مگر اینکه خداوند به او نظر می کند و کسی که خداوند به او نظر کند، عذاب نمی شود.) متأسفانه با این همه تأکیدهای اسلام، اهمیت کار زنان در خانه نادیده گرفته می شود و معمولاً به چشم نمی آید، در حالی که هم از نظر ارزش مادی و هم معنوی ـ همان گونه که گذشت ـ جایگاه والایی در اسلام دارد. شاید عادی شدن کار زنان در خانه، در عرف و سنت جامعه و عدم توجه به کارکرد آن، یکی از دلایل عدم توجه و درک اهمیت کار زنان در خانه باشد. امروزه اندیشمندان و متفکران درصدد ارزش گذاشتن کار بدون مزد زنان در خانه هستند. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند: کار در منزل هر چند در آینه ی آمار و ارقام، قابل محاسبه نباشد، اما به واقع، دارای ارزش اقتصادی است و باید مورد محاسبه قرار گیرد و ارزش مادی آن محاسبه شود. (61) بالا بودن ارزش کار زن در خانه از نظر اسلام و سازگاری آن با طبیعت زنان، موجب شده است که در اسلام، مورد تأکید قرار گرفته و دارای اهمیت چشمگیری باشد؛ چنان که برخی از جامعه شناسان غربی اعتراف دارند: زنان به طور طبیعی و غریزی، تمایل به کارهای خانه، از قبیل فرزندآوری و بچه داری دارند. (62) سیمون دوبوار، رهبر فمینیست های رادیکال، می نویسد: به هیچ زنی نباید اجازه داد تا در خانه بماند و به امر پرورش کودکانش بپردازد. اگر به هر زنی حق انتخاب در خانه ماندن و پرورش کودکان خود و یا شاغل بودن در بیرون از خانه را بدهند، اغلب زنان ترجیح می دهند در خانه بمانند. (63) جان استوارت میل معتقد است: گرچه زنان باید حق کار کردن داشته باشند، ولی وقتی ازدواج کردند آنها اداره ی خانه و تربیت خانواده را به عنوان اولین اولویت در تلاش خود انتخاب می کنند. (64) معضل فروپاشی خانواده در غرب، متفکران غربی را وادار نموده به این امر، به طور جدی بیندیشند، ولی به گونه ای که هم این واحد کوچک به صفای دیرین خود برگردد و هم از امتیازات مدرنیته بی بهره نماند. در همین زمینه، آلوین تافلر استدلال می کند که انجام کار در خانه و عدم حضور افراد در محل و مرکز فعالیت، هم صرفه جویی در وقت و انرژی را موجب می شود و هم حضور طولانی تر اعضای خانواده را در خانه موجب می گردد، که خود موجب افزایش پیوند عاطفی آنها می شود. او این خصوصیت را، یکی از ویژگی های نظریه ی «موج سوم» خود تلقی می کند. (65) با توجه به ضرورت حفظ بنیاد خانواده، اهمیت کار زنان در خانه و سازگاری طبیعت و ویژگی های زیستی زنان با آن، اسلام علاوه بر آنکه حق کار زنان را به رسمیت شناخته است، ترجیح می دهد در تقسیم کار، زنان کارهای خانه و تربیت اولاد را به عهده گیرند، و در صورت تزاحم بین کار زنان در بیرون از خانه و مصالح مهم تر، مصالح اساسی تر مقدم خواهند بود. البته این به معنای نفی ضرورت حضور زن در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیست. در مواردی که به طور کلی، حضور گروهی از زنان در عرصه های اجتماعی و فرهنگی ضرورت داشته
باشد، ضرورت تعیین کننده ی اولویت کار آنان خواهد بود. برای نمونه، جامعه ی کنونی به معلم، پزشک، پرستار و پلیس زن نیاز دارد. (66) اجرایی شدن بسیاری از احکام اسلامی نیز ضرورت حضور زن را در برخی عرصه ها می طلبد. اما اگر بدون ضرورت و نیاز، حضور زن در بازار کار موجب شود که خانواده از هم بپاشد و یا کرامت زن خدشه دار گردد، اسلام از این وضعیت طرف داری نمی کند. از زمان پدید آمدن انقلاب صنعتی و ظهور کارخانه های صنعتی، به اشتغال و ارزش اقتصادی زن بها داده شد و در مقابل، اعتبار مادری او را کم کردند و به اینکه او مربی با روح لطیف و مناسب برای تربیت اولاد است، کمتر توجه شده. این در حالی است که تربیت و پرورش کودک بسیار مهم و جزو نیازهای اساسی یک جامعه است. با پست جلوه دادن کارهای خانه، زنان نسبت به تربیت کودکان بی رغبت شده اند. (67) از سوی دیگر، در بسیاری از موارد، کارهای بیرون از خانه به گونه ای هستند که جمع بین وظیفه ی مادری و تربیت فرزندان و کار را عملاً دشوار می کنند، و این تعارض موجب شده است زن در غرب، از وظایف فطری و متناسب با وضعیت جسمی خود فاصله بگیرد و در نتیجه، کودکان دچار انواع انحرافات اخلاقی شده و چه بسا به مجرمان بسیار خطرناک مبدل شوند. در جوامع سنتی، وظایف مادری و تربیتی و کار تا حد زیادی قابل جمع بود و طبعاً کار زنان این گونه پیامدهای سوء را به دنبال نداشت. اما امروزه کار کردن زن بیرون از خانه در بسیاری از موارد، به زیان خانواده و فرزندان و زندگی خانوادگی تمام می شود. زن آن گاه که بر اثر پیشرفت صنعتی وارد صحنه ی کار می شود، بخش بزرگی از آرامش روانی خود را از دست می دهد و مشکلات بسیاری، که دوری از خانه بر او تحمیل می کنند، به وجود می آیند. (مهد کودک، خدمت کار زن، سردی روابط خانوادگی و زناشویی.) (68) در مورد کار زنان، نباید افراط و تفریط شود. راه افراطی غرب پیوسته به فروپاشیدگی خانواده انجامیده و متفکران غربی را بر آن داشته تا راه حل نوینی ارائه کنند؛ چنان که در موج سوم آلوین تافلر، کارها در خانه انجام می گیرد که هم موجب صرفه جویی در وقت و انرژی می شود و هم حضور طولانی تر اعضای خانواده را موجب می گردد که خود موجب پیوند عاطفی بیشتر آنها می شود. (69) نتیجه گیری پایانی در اسلام، نه تنها حق کار زنان به رسمیت شناخته شده است، بلکه در کنار آن، استقلال مالی آنان و دست مزد عادلانه نیز مورد تأکید قرار گرفته است. از این رو، نظام حقوقی اسلام پیش گام بوده، پیش از آنکه غربی ها به استقلال مالی زنان بیندیشند، آن را قانونی نموده است. از دیگر سو، شرایط و محدودیت هایی که برای اشتغال زنان در نظام حقوقی اسلام مقرر شده با هدف حفظ کرامت و شخصیت زن و نیز مصالح خانواده و اجتماع است. حفظ بنیان خانواده و تربیت فرزندان و نیز آرامش روحی و روانی زنان و جامعه از مصالح اساسی است که اسلام آن را مورد تأکید ویژه قرار داده است. از این رو، وضع محدودیت ها و ضوابط با هدف تقویت و حفظ کانون گرم خانواده و فعال نمودن کارکردهای مثبت آن است و از همین رو، برخی شرایط مربوط به زن شوهردار است. بنابراین، اسلام کار زنان را در کنار دیگر مسائل و امور اجتماعی لحاظ نموده و از نگرش تک بعدی به کار زنان دوری نموده است. وانگهی، هنجارهای حقوقی و اخلاقی اسلام به گونه ای هستند که از تبدیل شدن زن به ابزاری برای اقتصاد، جلوگیری می کند. بر خلاف رویکرد لیبرالیستی به اقتصاد که در بسیاری از موارد، زنان و حتی مردان به ابزار اقتصادی تبدیل شده اند. نگاه به انسان در کنار دیگر عوامل تولید، باید نگاهی متفاوت باشد و کرامت انسان به عنوان گل سر سبد هستی و مخلوقات، حفظ گردد. از سوی دیگر، حضور زنان در برخی مشاغل لازم و ضروری است؛ زیرا اجرایی شدن برخی از احکام اسلامی و رعایت آنها و ضرورت های اجتماعی، مستلزم حضور زنان در برخی مشاغل و حرفه های اجتماعی است. نکته ی دیگری که باید به آن توجه نمود، عدم اهمیت به خانه داری در میان سایر مشاغل است. کار زنان در خانه از اهمیت بسیاری برخودار است که متأسفانه ـ چون همواره زنان کارهای خانه را انجام داده اند ـ اهمیت آن نادیده گرفته شده و در نتیجه، نقش زن در خانه کم ارزش تلقی گردیده است و معمولاً به چشم نمی آید. اما در اسلام، کار زنان در خانه، در بُعد معنوی، هم سنگ جهاد مردان تلقی شده است، و در بعد مادی نیز زنان می توانند درخواست اجرت نمایند. در پایان، این موضوع مورد تأکید قرار می گیرد که عدم توجه به هنجارهای حقوقی و ارزشی اسلام و جایگزین شدن الگوهای غربی در مورد کار زنان، پیامدهای نامطلوبی در پی دارد که اکنون از چالش های جدی جوامع غربی به شمار می آید. از هم پاشیدگی خانواده ها، رو آوردن به زندگی فردی، کم ارزش شدن نهاد مقدس خانواده، فقدان روابط عاطفی میان اعضای خانواده، کاهش سن مجرمان، و نبود آرامش روحی و روانی برای اعضای خانواده، به ویژه زنان شاغل، از چالش های جدی است که غرب بیش از جوامع اسلامی درگیر آن است و نتوانسته راه حل جدی بر اساس مبانی فکری اش، برای آن ارائه کند. الگوپذیری نسنجیده و بدون اندیشه و تأمل از غرب، و رها کردن ارزش های حقوقی و اخلاقی اسلام ـ در ابعاد گوناگون از جمله در موضوع کار زنان ـ می تواند جوامع اسلامی را نیز به سرنوشت بازگشت ناپذیر غرب دچار سازد. بحران هایی که غرب اکنون با آنها رو به روست ـ در صورت تقلید غیر منطقی از غرب و رها کردن ارزش های حقوقی و هنجاری اسلام در موضوع کار بانوان ـ دامنگیر جوامع اسلامی نیز خواهد شد. یکی از عوامل مهم جلوگیری از ب
حران های مزبور، در کنار دیگر عوامل، حاکمیت هنجارهای حقوقی و اخلاقی اسلام است. پی نوشت : 1 ـ عزت الله عراقی، حقوق کار، چ پنجم، تهران، سمت، 1384، ص 52. 2 ـ محمد حکیم پور، حقوق زن در کشاکش سنت و تجدد، چ دوم، تهران، نغمه نو اندیش، 1384، ص 214. 3 ـ مهدی هادوی تهرانی، «ضوابط شرعی اشتغال زنان»، مجله ی پیام حوزه، ش 14 (تابستان 1376)، ص 101. 4 ـ سید محمد حسین طباطبائی، المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، انتشارات اسلامی، ج 4، ص 534. 5 ـ همان. 6 ـ جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، چ بیست و یکم، تهران، دارالکتب اسلامیه، 1383، ج 24، ص 127 ـ 128. 7 ـ محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، باب «الحث علی الحلال»، ح 35، قم، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی، معجم موضوعی بحارالانوار، ص 9. 8 ـ همان، ج 90، ص 374، روایت 27، ب 1. 9 ـ سید محمد حسین طباطبائی، پیشین، ص 549. 10 ـ ر. ک. محسن سعید زاده، «مشاغل زنان در عصر رسالت»، مجله ی پیام زن، ش 38 (اردیبهشت 1374)، ص 14 و 15. 11 ـ سید محمد حسین طباطبائی، پیشین، ص 549. 12 ـ محمد تقی مصباح، حقوق و سیاست، قم، مؤسسه ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، 1377، ص 47. 13 ـ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل 28. 14 ـ راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، تحقیق صنوان عدنان داودی، بیروت، دارالعلم و دارالشامیه، 1416، ص 709. 15 ـ عبدالله جوادی آملی، فلسفه ی حقوق بشر، قم، اسراء، 1375، ص 192 ـ 193. 16 ـ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 19 نظام حقوق زن در اسلام، قم، صدرا، 1378، ص 216 ـ 217. 17 ـ ویل دورانت، لذات فلسفه، ترجمه ی عباس زریاب، چ چهارم، تهران، نشر اندیشه، 1337، ص 159. 18 و 19 ـ همان، ص 217 ـ 221. 20 ـ حسن مهرپور، «نگاهی به عنوان حقوق مالی زن در نظام حقوقی ایران»، مجله ی حقوقی دادگستری، ش 1 (پاییز 1377)، ص 25 و 26. 21 ـ فریبا علاسوند، زنان و حقوق برابر، تهران، شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، 1372، ص 148. 22 ـ محمد حسین فضل الله، دنیای زن، تهران، دفتر نشر پژوهش و نشر سهروردی، 1382، ص 88 . 23 ـ محمد رضا علویون، کار زنان در حقوق ایران و بین الملل، تهران، روشن فکر و مطالعات زنان، 1380، ص 186. 24 ـ «مسائل زن و خانواده»، گفتگو با آیت الله ابراهیم امینی، مجله ی پیام زن، ش 66 (شهریور 1376)، ص 5. 25 ـ محمد حسین فضل الله، اسلام، زن و جستاری تازه، ترجمه ی مجید مرادی، قم، بوستان کتاب، 1382، ص 65. 26 ـ امام خمینی، تحریر الوسیله، قم، مؤسسه ی تنظیم نشر آثار امام خمینی، 1379، ص 288 ـ 289. 27 ـ «لا یجوز للزوجه ان تخرج من بیتها بغیر اذن زوجها فیما اذا کان خروجها منافیا لحق الاستمتاع بل مطلقاً علی الاحوط.» (سید ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج 2، ص 21). 28 ـ محمد حسین فضل الله، دنیای زن، ص 111. 29 ـ قانون مدنی، ماده ی1117. 30 ـ قانون حمایت از خانواده، ماده ی18. 31 ـ مجموعه نظرات مشورتی اداره ی حقوقی دادگستری جمهوری اسلامی ایران، تهیه و تنظیم غلام مشهدی و امیر حسین آبادی، ص 514. 32 ـ محمد رضا علویون، پیشین، ص 145. 33 ـ حسین صفایی و اسدالله امامی، مختصر حقوق خانواده، چ ششم، تهران، میزان، 1378، ص 125. 34 ـ حبیب الله طاهری، حقوق مدنی 5، قم، انتشارات اسلامی، ص 214 ـ 215. 35 ـ محمد رضا علویون، پیشین، ص 44. 36 ـ سید محمد حسین

Comments (0):

Write a comment: