. اثربخشی سبک­های مدیریت تعارض

هیچ یک از سبک­های مدیریت تعارض در همه شرایط اثربخش نیست. تحقیقات نشان می­دهد که هر فرد برای مدیریت تعارض به شیوه خاص خود پیش فرض­هایی دارد؛ یعنی هرکس سبک­هایی را در مدیریت تعارض ترجیح می­دهد. سبک هرکس را می­توان با استفاده از ترکیب افکار و ویژگی­های شخصیتی وی پیش­بینی کرد. از این رو برخی معتقدند که سبک هر کس ثابت است؛ ولی در حقیقت این شرایط موجود است که تعیین می­کند فرد کدامین سبک را حتی با وجود عدم سازگاری با خلق و خوی خویش برگزیند (کبیری، 1373).

بنابراین، اگرچه روش مواجه یا تشریک مساعی به عنوان مؤثرترین شیوه مدیریت تعارض شناخته شده است، اما موفقیت در یک شیوه خاص، به موقعیت و شرایط مختلف بستگی دارد به طوری که می توان گفت هیچ یک از سبک­های مدیریت تعارض  قابل کاربرد در تمام موقعیت­ها نیست. مدیر با تجربه کسی است که می­داند هر یک از آن­ها در چه موقعی کاربرد دارد (بزاز جزایری، 1377). جدول 2-2 شرایط مناسب برای اعمال هریک از سبک­های مدیریت تعارض را به طور خلاصه بیان می­کند:

جدول 2-2:  شیوه­های مدیریت تعارض و موقعیت و شرایط آن (رابینز، 1998،  به نقل از مقیمی، 1385)

سبک

شرایط مناسب

رقابت

 

1-    هنگامی که اقدام سریع و قاطع حیاتی باشد.

2-    در زمینه مسائل مهمی که اجرای اقدام­های غیر معمول (خلاق) را برای بقا و اثربخشی سازمانی طلب می­کند.

3-    در زمینه موضوعاتی که برای سلامت سازمان حیاتی است و هنگامی که فرد می­داند حق با اوست.

4-    علیه کسانی که از رفتار و شرایط غیر رقابتی سود می­برند.

 

تشریک مساعی

 

1.     برای یافتن راه حل مورد قبول همه (اجماع نظرها) هنگامی که خواسته­های طرفین تعارض مهم­تر از آن هستند که مورد مصالحه قرار گیرند.

2.     هنگامی که هدف فرد یادگیری باشد.

3.     برای تلفیق بینش­های افراد دارای دیدگاه­های متفاوت

4.     برای جلب تعهد افراد از طریق تلفیق خواسته­های آنان برای رسیدن به اتفاق آرا (اجماع) در تصمیم­گیری

5.     برای از بین بردن عواطف و احساس­های تندی که مانع برقراری ارتباط هستند.

6.     هنگامی که حمایت سازمانی کافی برای صرف وقت و انرژی به منظور حل تعارض وجود داشته باشد.

7.     هنگامی که همبستگی کافی میان طرفین تعارض وجود داشته باشد و صرف وقت و انرژی برای حل تعارض بیاورد.

 

اجتناب

1.     هنگامی که موضوع جزئی باشد یا لازم باشد به موضوع­های مهم­تری رسیدگی شود.

2.     هنگامی که فرد تحقق خواسته­های خود را محتمل نمی­داند و قدرت خود را بسیار کمتر از دیگری ارزیابی می­کند.

3.     هنگامی که هزینه گسیختگی احتمالی ارتباط، از مزایای حل اختلاف بیشتر است..

4.     برای آرام سازی افراد تا نسبت به موضوع دید صحیح پیدا کنند.

5.     هنگامی که جمع­آوری اطلاعات بر تصمیم­گیری فوری برتری داشته باشد.

6.     هنگامی که دیگران تعارض را به طور اثربخش­تری حل و فصل می­کنند.

7.     هنگامی که به نظر می­رسد موضوع­های مورد اختلاف نشانه موضوع­های دیگر یا مماس با آن­ها باشد.

 

مدارا یا نرمش

1.     هنگامی که به اشتباه خود پی­ببرید اجازه دهید موضع بهتری مطرح شود و شما نیز از آن درس بگیرید و منطقی بودن خود را نیز به نمایش بگذارید.

2.     هنگامی که موضوع­های مورد اختلاف برای دیگران اهمیت بیشتری دارند تا برای شما در این صورت برای راضی کردن آنان و حفظ همکاری آتی با آن­ها از خود نرمش نشان می‌دهید.

3.     ایجاد اعتبار اجتماعی برای استفاده در موضوع­های مورد اختلاف بعدی.

4.     برای به حداقل رساندن صور هنگامی که شخص بازنده باشد.

5.     هنگامی که هماهنگی و ثبات اهمیت ویژه­ای دارد.

6.     . هنگامی که می­خواهید به کارکنان این امکان را بدهید که با درس گرفتن از خطاهایشان رشد یابند.

7.     هنگامی که تعارض عمدتاً به دلیل اختلاف شخصیتی است و به آسانی حل نمی­شود.

 

مصالحه

1.     هنگامی که هدف­ها مهم­اند ولی ارزش تلاش بیشتر یا مواجهه با برخوردهای تندتر را ندارند.

2.     هنگامی که طرفین تعارض دارای قدرت برابر بوده برای رسیدن به هدف­های خود اصرار دارند.

3.     برای دستیابی به توافق موقت در زمینه مسائل پیچیده.

4.     برای دستیابی به راه حل­های سریع هنگامی که طرفین تعارض تحت فشار زمان قرار دارند.

5.     به عنوان سبک احتیاطی / پشتیبانی هنگامی که سبک­های همکاری مبتنی بر اعتماد یا رقابت ناموفق باشند. 

 

مطلب مرتبط :   تفکر انتقادی در اسلام و قران